This option will reset the home page of this site. Restoring any closed widgets or categories.

Reset

کوتاه و شنیدنی (۲۳) / پند شیطان به حضرت موسی (ع)

کوتاه و شنیدنی (۲۳) / پند شیطان به حضرت موسی (ع)

images12333

روزی ابلیس سر راه حضرت موسی علیه السلام آمد و گفت: می­خواهم هزار و سه پند به تو بدهم. حضرت موسی که او را شناخت، توجهی به او نکرد و فقط فرمود: آنچه تو می­دانی، من بیشتر می­دانم، پس نیازی به پندهای تو ندارم، ناگهان جبرئیل بر او نازل شد و عرض کرد: ای موسی! خداوند می­فرماید که هزار پند او فریب است، اما سه پندش را بشنو.

موسی رو به ابلیس کرد و فرمود: سه پند از هزار و سه پندت را می­شنوم.
ابلیس دهان لب به صحبت گشود و گفت:
اول، اینکه هر وقت تصمیم به انجام دادن کار نیکی گرفتی، در انجام آن عجله کن و گرنه تو را پشیمان می­کنم؛
دوم، اگر با زن نامحرمی تنها شدی، از من غافل نشو که تو را وادار به عمل منافی عفت می­کنم؛
سوم هم اینکه وقتی خشمگین شدی، جایت را عوض کن تا موجب فتنه نشوم.
ابلیس لعین ادامه داد: حالا که تو را پند دادم، بر تو حقی پیدا کردم، پس از خدا بخواه که مرا بیامرزد.

موسی خواسته­ی او را به درگاه خداوند عرضه داشت. خداوند در جواب موسی فرمود:«شرط آمرزش شیطان آن است که کنار قبر آدم برود و بر خاک او سجده کند.»

حضرت موسی شرط حضرت حق را به ابلیس منتقل کرد. ابلیس که مثل قبل در کبر و غرور خود غوطه­ور بود، گفت: ای موسی! وقتی که آدم زنده بود، به او سجده نکردم، اکنون چگونه بر خاک قبر او سجده کنم؟

منبع: قصه­ های قرآن، محمد محمدی اشتهاردی، ص۵۰ و۵۱، به نقل از همای سعادت، ص۲۰۶

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

Leave a Reply