This option will reset the home page of this site. Restoring any closed widgets or categories.

Reset

نقدی بر سخنان محمد تقی مصباح یزدی

نقدی بر سخنان محمد تقی مصباح یزدی

«حضرت فاطمه زهرا (س)؛ مظلوم همیشه تاریخ» (+) عنوان متن سخنرانی محمدتقی مصباح یزدی است که در شماره‌ی ۳۸۰ هفته‌نامه‌ی پرتو سخن در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۹ ه.ش درج شده است. مطالعه‌ی مطالب این سخنرانی، بازگوکننده‌ی برخی تصوّرات مُبهم و برداشت‌های نادرست از حقیقت جایگاه والای صدیقه‌ی طاهره – سلام الله علیها- از سوی این استاد حوزه‌ی علمیّه‌ی قم است که تأمّل در برخی از عبارات آن، لازم به نظر می‌آید.

 

IMAGE634435714715000000

 

۱٫ «به هرحال، برای بسیاری از ارادتمندان به اهل‌بیت و کسانی که صادقانه به فاطمه زهرا (س) عشق می‌ورزند، تصوّرات مبهم و نادرستی از زندگی ایشان وجود دارد.»

جناب استاد!

* این تصورات مبهم و نادرست زاییده‌ی چیست؟ چه کسانی در امر تصحیح باورهای مردم کوتاهی کرده‌اند؟ عامه‌ی مردم این تصورات نادرست را از کجا آموخته‌اند؟ تاکنون تبلیغات دینی در دست چه کسانی بوده؟

* امیدواریم جنابعالی تصورات مبهم و نادرستی از زندگی حضرت صدیقه‌ی طاهره -سلام الله علیها- نداشته باشید…

۲٫ «اگر از بسیاری از مردم سؤال کنیم بزرگ‌ترین مصیبتی که به حضرت زهرا (س) وارد شد، چه بود؟ و حضرت (س) برای چه در مقابل حکومتی که آن زمان تشکیل شده بود، به مخالفت برخاستند؟ شاید کم نباشند کسانی که بگویند از طرف پیغمبر اکرم (ص) مزرعه‌ای به حضرت زهرا (س) واگذار شده بود که ایشان و فرزندان‌شان از آن ارتزاق کنند؛ ولی خلیفه وقت به دلایلی از آن‌ها گرفته بود. حضرت زهرا (س) هم که دیدند حقّ‌شان غصب و راه درآمد خانواده‌شان مسدود شده است، ناراحت شدند و بعد از پیغام‌ها و گفتگوهایی آمدند تا به عنوان دادخواهی حقّ‌شان را بگیرند، ولی دولت وقت، حق ایشان را نداد و این، منشأ اختلاف گشت، تا آن جا که حضرت (س) مریض شدند و بعد از چند روز از دنیا رفتند و همه عزاداری‌ها و گریه‌ها برای این است»

جناب استاد!

* فکر نمی‌کنید دچار تصوّرات مبهم و نادرستی شده‌اید؟! برخلاف گفته‌های شما، بیشتر مردم مصیبت را در یورش کفّار و منافقان به خانه‌ی حضرت و صدمات وارده از سوی حمله‌کنندگان می‌دانند نه آنچه را که شما تصوّر کرده‌اید. شاید در جمع کسانی که شما با آن‌ها محشور هستید چنین تصوّری وجود دارد!

* اگر در مجالس عزاداری حضرت شرکت کرده و نوحه‌های عزاداران فاطمی را شنیده بودید، اینگونه قضاوت نمی‌کردید.

* راستی چه کسی گفته که پیغمبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فدک را به حضرت زهرا -سلام الله علیها- واگذار کرد تا ایشان و فرزندانشان از آن ارتزاق کنند؟! مگر آن بزرگوار خبر نداشت که در آینده‌ای نه چندان دور، فدک غصب خواهد شد؟ پیغمبری که توکّلش بر خدا زبانزد خاصّ و عام است، در فکر گشایش راه ارتزاق دختر و نوادگانش بوده؟

* عبارت: «ولی خلیفه وقت به دلایلی از آن‌ها گرفته بود.» عبارت درستی نیست. سزاوار بود می‌فرمودید: «خلیفه‌ی وقت به بهانه‌های واهی فدک را غصب کرد تا دشمنی خود را با ذوی القربای پیامبر آشکار سازد.»

* در عبارت‌های: «ولی خلیفه وقت … از آن‌ها گرفته بود.»، «ولی دولت وقت، حق ایشان را نداد.» تفاوتی و تناقضی مشاهده نمی‌کنید؟ خلیفه همان دولت است؟ یا دولت همان خلیفه است؟!

۳٫ «به نظر من ظلمی که با غصب فدک به حضرت زهرا (س) شد، کمتر از این ظلمی است که ما به حضرت (س) می‌کنیم.»

جناب استاد!

* خلیفه و هم‌دستان او به چشم خود دیده بودند که پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- به امر خداوند سبحان، فدک را به حضرت فاطمه -سلام الله علیها- بخشیدند و ایشان چند سال به عنوان مالک، کارگزارانی بر آن گمارده بودند.

* غاصبان با غصب فدک، هم قرآن را انکار کردند و هم به مخالفت آشکار با سنّت پیامبر برخاستند. آنها جملگی عارف به جایگاه دختر پیامبر بودند، زیرا بارها وصف او را از زبان وحی شنیده بودند. بنابراین کافی بود دختر پیامبر خود را معرّفی کند و بگوید: «بدانید! منم فاطمه» با شنیدن چنین جمله‌ای کسی حق نداشت ادّعای او را انکار کند و یا او را بی‌آزارد. او مصداق آیه‌ی «تطهیر» و آیه‌ی «مودّت» بود. ولی ارادتمندان حضرت که با اطمینان به گفتار و نوشتار مبلّغان دینی دل بسته‌اند دچار چنین لغزشی شده‌اند و هیچ‌کس دانسته به آن بزرگوار نسبت نادرستی نمی‌دهد.

* قضاوت شما در مورد کسانی است که با دانایی و از روی عمد حقایق را کتمان کرده و به نوعی سعی در تطهیر غاصبان دارند، نه عامه‌ی مردم.

۴٫ «معرّفی شخصیت حضرت زهرا (س) به این صورت، بزرگ‌ترین جفا است، یعنی آن شخصیّتی را که همه عالم برایش به اندازه یک بال مگس ارزش نداشت، چنان معرفی کنیم که به خاطر یک مزرعه آمد این همه داد و فریاد کرد که باعث بی‌احترامی به ایشان و سرانجام فوت آن حضرت (س) شد.»

جناب استاد!

* حتما فراموش نکرده‌اید که حضرت فاطمه -سلام الله علیها- پیش از آن که برای دفاع از حقّ خود به مسجد بیاید، در  روز حمله به خانه‌اش با دیدن همه‌ی صدمات ذکر شده در تاریخ، برای دفاع از ولیّ برگزیده‌ی خدا حضرت امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- همراه او به مسجد آمد و با اعتراض آشکار خود به خلیفه، ولیّ خدا را از دست ستمگران نجات داد.

* لابد شنیده‌اید که حضرت امیر -صلوات الله علیه- وقتی زره خود را در دست یک یهودی دید، با او به مخاصمه پرداخت و در نهایت او را به دادگاه کشاند. آیا یک زره چه ارزشی داشت که حضرت به خاطر آن به دادگاه برود و احتجاج کند؟ زره ارزشش بیشتر بود یا به قول شما یک مزرعه؟

* شما که خوانده‌اید. مظلوم واقع نشدن و در صورت امکان، دفاع از حق یک تکلیف الهی است. بحث در ارزش چیزی که مورد ادعا است، نمی‌باشد. دفاع نکردن از حق به نوعی یاری رساندن به ظالم است.

* فکر نمی‌کنید دچار تصوّرات نادرست شده‌اید؟

۵٫ «از چه راهی وارد شدند و چه جور مردم فریب خوردند.»

جناب استاد!

* مردم مدینه کجا اعتراف کردند که ما فریب خوردیم؟! مگر حضرت زهرا -سلام الله علیها- به آن‌ها نفرمود: «أنَسِیتُم یَوم غَدیر خُم – آیا روز غدیرخم را فراموش کردید؟» مگر قرآن پیش از آن خبر نداده بود: «أفَأنْ ماتَ أو قُتِل إنْقَلَبْتُم عَلی أعْقابِکُم – بگو اگر پیامبر بمیرد یا کشته شود شما به جاهلیت بازمی‌گردید؟»

۶٫ «مردمی که پذیرفتند، کفّار و مشرکین نبودند.»

جناب استاد!

* فرمایش شما صحیح است، هیچ‌یک از مخالفان از کفّار و مشرکین نبودند، بلکه همه به جاهلیت بازگشته و مرتد شده بودند.

 

۷٫ «اینها که در سقیفه جمع شدند، کفار نبودند. بفهمیم مصیبت حضرت زهرا (س) چه بود و چه کسی منشاء این مصیبت شده بود.»

جناب استاد!

* قول معصوم -علیه السلام- را نشنیده‌اید که سران فتنه هرگز به خدا ایمان نیاورده بودند، بلکه از روی نفاق اظهار ایمان کرده بودند و با شهادت پیامبر نقاب از چهره افکندند؟!

 

۸٫ «البته بسیاری از همین مسلمان‌ها زمان خود پیغمبر (ص) هم این‌ها را باور نداشتند و هنگامی که ایشان دستوری می‌داد اطاعت نمی‌کردند.»

جناب استاد!

* کسانی که قول پیامبر و وحی را قبول نداشتند شما به آنها مسلمان می‌گویید؟ مگر کلام خدا را نشنیده‌اید که فرموده است: «أفَتُؤمِنُونَ بِبَعْض الکِتاب وَ تَکْفُرونَ بِبَعْض …».

۹٫ «به همین بسنده کرده‌ایم که فدک را غصب کردند و نان فرزندان فاطمه‌ (س) را بریدند. آن‌ها خیلی راحت می‌گفتند که خوب! بچه‌های شما هم مثل سایر مسلمان‌ها هستند؛ شما یک مسلمان، آن هم یک مسلمان دیگر، چطور شما باید امتیاز داشته باشید و از یک ملک آباد پردرآمد استفاده کنید؛ ولی مردم دیگر گرسنگی بکشند؟! این حرف، خیلی زود قبول می‌شد. ما هم هنوز همین‌گونه تحلیل می‌کنیم!»

جناب استاد!

* چگونه مسلمانان در زمان حیات پیغمبر پذیرفتند که فدک به امر و خواست خدا متعلق به حضرت فاطمه -سلام الله علیها- بوده و حاصل آن در اختیار بانوی بانوان هستی باشد؟ آیا خداوند چنین تبعیضی را روا دانسته؟ آیا اختصاص خمس به سادات و زکات بغیر سادات، یک نوع تبعیض است؟ آیا احکام ویژه‌ی معصومین -علیهم السلام- نشانه‌ی تبعیض است؟

* چرا اهل بیت عصمت و طهارت -علیهم السلام- نباید بر دیگران امتیاز داشته باشند؟ مگر مودّت آنان واجب نیست؟ آیا مودّت همه‌ی مسلمانان واجب شرعی است؟

* «این حرف خیلی زود قبول می‌شد.» در جامعه‌ای که پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- در مدّت بیست و سه سال جایگاه عترتش را به مردم معرّفی کرده این حرف نباید به راحتی پذیرفته شود. تعجّب در پذیرش آن است نه در عدم پذیرشش!

* «ما هم هنوز همین‌گونه تحلیل می‌کنیم.» نشان از التقاطی بودن ما با پیروان سقیفه دارد. اگر معارف خود را از مکتب اهل بیت -علیهم السلام- آموخته بودیم مسائل صدر اسلام را همین‌گونه تحلیل نمی‌کردیم.

۱۰٫ «اگر آن روز حضرت زهرا (س) می‌آمدند در سقیفه و می‌گفتند شما حق ندارید خلیفه معین کنید؛ پدرم، علی(ع) را معین کرد، می‌گفتند: یک مسأله خانوادگی است، او می‌خواهد شوهر خودش به قدرت برسد»

 

 

جناب استاد!

* مگر حضرت برای اعتراض به شورای سقیفه به مسجد نیامدند و از ولایت و امامت و خلافت امیرالمؤمنین علی -علیه‌السلام- دفاع نکردند؟ آیا حاضرین در مسجد کلام شما را تکرار کردند؟ یا مهر سکوت بر دهانشان خورده بود؟

* شما وقایع تاریخ را با توجّه به شرائط فعلی جامعه‌ی ما تفسیر و تحلیل می‌کنید نه با شرائط خاص آن زمان … .

۱۱٫ «حرفشان این بود که علی (ع) هم خوب است، یک روز هم ما باید از او استفاده کنیم؛ ولی هنوز زود است، جوان و اهل شوخی است و هنوز آن متانتی را که باید داشته باشد تا خلیفه پیغمبر (ص) باشد ندارد… این منطق خیلی خوب قابل قبول بود.»

جناب استاد!

* پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- از آغاز رسالت تا پایان عمر شریفش، در مناسبت‌های مختلف، فضائل امیرمؤمنان علی -علی‌السلام- را به مسلمانان گوشزد می‌کرد و همگان شاهد و ناظر فضائل اختصاصی آن بزرگوار بودند. در علم و شجاعت و قضاوت و کاردانی آن حضرت، دوست و دشمن همه معترف به جایگاه آن یگانه‌ی روزگار بودند. از کسی نقل نشده که گفته باشد او جوان و اهل شوخی است، مگر تحلیل‌گران کینه‌توز!

* عبارت: «این منطق خیلی خوب قابل قبول بود.» نشان از تصوّرات مبهم و نادرست شما از تاریخ اسلام دارد.

۱۲٫ «اگر حضرت زهرا (س) از ابتدا روی اصل این مسأله تکیه می‌کردند، به کلی متّهم می‌شدند به این‌که این‌ها ریاست‌طلب و انحصارجو هستند، می‌خواهند همه چیز برای خودشان باشد؛ پیغمبر از بنی‌هاشم باشد، امام هم از بنی‌هاشم باشد، تا آخر هم می‌خواهند این را ادامه بدهند، این‌ها انحصار‌طلبند! نمی‌خواهند قبایل دیگر در سرنوشت جامعه‌شان مؤثر باشند. پیرمردهایی هستند که تجربه‌شان بیش‌تر و سیاست‌شان بهتر است؛ ولی این‌ها اصرار دارند که یک جوانی جانشین پیغمبر شود. این بدتر می‌شد. ادعای آ‌ن‌ها این بود که پدر زن‌های پیغمبر، اسلام را بهتر می‌دانند و تجربه‌شان بیش‌تر است؛ در نتیجه برای این کار شایسته‌ترند.»

جناب استاد!

* احتجاجات را با دقّت بخوانید. ببینید کی و کجا و چه کسانی اینگونه که شما تحلیل فرموده‌اید تاریخ صدر اسلام را تحلیل کرده‌اند. بی‌تردید دچار توهّم شده‌اید.

۱۳٫ «اگر حضرت زهرا (س) در مقابل این منطق می‌فرمود: «شوهر من شایسته‌تر است» حرفش چندان خریدار نداشت و نمی‌توانست اثبات کند.»

جناب استاد!

* شایسته بودن حیدر کرار علیه السلام بر زن و مرد و پیر و جوان مدینه درخشنده‌تر از خورشید نیمروزی بود. بیشتر همراهان پیامبر خدا آرزو داشتند کاش یکی از فضائل آن حضرت را می‌داشتند. غاصبان، مدّعی بودند چند نفر از سران قبائل خلیفه را تعیین کرده‌اند نه به جهت شایستگی خلیفه، بلکه به جهت مصلحت خودشان.

* اگر حضرت می‌فرمود: «شوهر من شایسته است.» حرفش را کسی نمی‌توانست انکار کند و چنین فرمایشی نیاز به اثبات نداشت، زیرا اظهر من الشمس بود.

* دیگر بار یادآور می‌شویم که جنابعالی سخت دچار تصوّرات مُبهم و نادرستی شده‌اید.

۱۴٫ «می‌گفتند: شما چه بدی از آن‌ها دیده‌اید؟ همیشه صف اوّل پشت سر پیغمبر نماز می‌خواندند …»

جناب استاد!

* چهار جلد کتاب مَطاعِن بِحار را تورّق بفرمایید. مطالعه پیشکشتان. اگر فهرست مطاعن خلفا را خوانده بودید هرگز جرأت نمی‌کردید بگویید: «چه بدی از آن‌ها دیده‌اید»؟ بی‌تردید می‌گفتید: آنها از بدی‌ها چه نکردند!

۱۵٫ «اگر می‌خواست اثبات کند که این‌ها صلاحیت ندارند، این کار آسانی نبود.»

جناب استاد!

* برای اثبات حقّانیت حضرت امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- کتب مخالفین سرشار از روایات پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- می‌باشد. کار چندانی سختی نیست!

* اگر هیچ روایتی نبود، با وجودی که حضرت فاطمه -سلام الله علیها- آیت الله کبری بود، دلیلی روشن‌تر از وجود مقدّسش بر حقّانیت امیر -صلوات الله علیه- لازم نبود. او پاره‌ی تن پیامبر و صدیقه بود. گفتار او «ما یَنْطِق عَنِ الْهَوی» بود.

* خصم کینه‌توز بر صداقت او سر فرو آورده و او را «صدّیقه» نامیده، ولی شما پس از قرن‌ها بحث و گفتگو، هنوز در حالت تردید به سر می‌برید!

* قیام حضرت در دفاع از امامت و ولایت و خلافت الهی حضرت مولی الموحدین علی -علیه السلام- بسیار کارساز، و در اثبات عدم صلاحیّت خلفای جور در اوج قدرت و بیان است.

* اگر جسارت نباشد، نیازمند تأمّل بیشتری هستید.

۱۶٫ «طرح این مسأله جنبه تاکتیکی داشت.»

جناب استاد!

* شما سیاستمدار هستید و شاید به نماز و روزه هم از جنبه‌ی تاکتیکی نگاه می‌کنید، ولی قدر مسلّم این است که فاطمه –سلام الله علیها- برای دادخواهی به مسجد آمده بود و مفتضح ساختن سردمداران سقیفه نیازی به حضور عصمت الله کبری نداشت. آنان همچون گاوپیشانی سفید، ضرب المثل نادانی و حماقت و شرارت و نفاق بودند.

* شما با چه جرأتی به خود اجازه می‌دهید عمل روشن و آشکار حجّت بالغه‌ی پروردگار را این‌گونه توجیه و تفسیر کنید؟ پاسخی برای قیامت خود دارید؟

* آیا این‌گونه اظهارنظرهای عالمانه! نشانه تصوّرات روشن و درست شما از تاریخ معصومین -صلوات الله علیهم اجمعین- می‌باشد؟

۱۷٫ «کسی که سه روز گرسنه ماند؛ روزه گرفت، با آب افطار کرد … آن وقت می‌خواست درآمد یک ملک آباد را به خودش اختصاص دهد و مردم محروم باشند.»

جناب استاد!

* سال‌هایی که این ملک در اختیار حضرت بود درآمدش را چه کردند؟ آیا پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- این ملک را به او داده بود تا درآمدش را به فقرا تقسیم کنند؟ اگر چنین بود چرا آن را در اختیار علی علیه السلام قرار نداد تا آن بزرگوار به راحتی درآمد حاصله را میان بیچارگان مدینه تقسیم کند؟ و …

* بیان شما توجیه ضمنی رفتار غاصبان است. آنها هم مدّعی بودند که فدک بیت‌المال بوده و متعلّق به همه‌ی مسلمانان است. چرا باید در دست یک نفر باشد. شما هم همین منطق را دارید!

* ما شما را متّهم نمی‌کنیم، ولی دفاع نادرست شما مانند آبی است که به آسیاب دشمن ریخته می‌شود.

 

۱۸٫ «آن‌جایی که اساس ارزش‌های اسلامی در خطر باشد، هیچ چیز ارزش ندارد؛ آن جا جان حضرت زهرا (س) هم باید فدا شود.»

جناب استاد!

* برخلاف شما، ما می‌گوییم: «آن جایی که خاندان رسالت –علیهم‌السلام- در معرض خطر قرار بگیرند، هیچ چیز ارزش ندارد.» همه باید فدای اباعبدالله علیه السلام بشوند. همه باید فدای بانوی بانوان حضرت فاطمه‌ی زهرا -سلام الله علیها- بشوند.

* چه اساسی برتر و بالاتر از خاندان رسالت –علیهم‌السلام- بود؟ خاندان رسالت معجزه‌ی گویای پیامبر اسلام -صلی الله علیه و آله- می‌باشند. عترت پاک پیامبر –علیهم‌السلام- همه قرآن ناطقند. آیا قرآن را باید فدای اسلام کرد؟ اگر قرآن ناطقی نباشد، اگر پیامبر نباشد، سخن از دینداری یاوه‌گویی نیست؟

۱۹٫ «در آن زمان چون علی (ع) خودش طرف دعوا بود، نمی‌توانست خیلی چیزها را به صراحت بگوید.»

جناب استاد!

* نمی‌توانست، یا برای امتحان امّت مأمور به سکوت بود؟!

۲۰٫ «طرف مشورت خلیفه بود، نصیحت‌شان می‌کرد.»

جناب استاد!

* آنچه را بیان داشته‌اید به نقل از پیروان سقیفه است و دور از واقعیت.

۲۱٫ «هر جا مشکلی پیش می‌آمد می‌رفت و حل می‌کرد و قهر نکرد برود کنار بنشیند.»

جناب استاد!

* ناخواسته مبلّغ منویّات پیروان سقیفه شدید.

* اگر همه‌ی مبلّغان مانند شما به دفاع از حضرت صدّیقه -سلام الله علیها- برخیزند در آینده‌ی نه چندان دور، نیازی به تبلیغات پیروان سقیفه نخواهیم داشت.

* قضاوت با خودتان! شما گرفتار تصوّرات مبهم و نادرست هستید یا عامه‌ی مردم؟!

 

والســـــــــــــــــلام

 

 

 

 

 

 

حرف های بی ربط

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

۷ Comments

  1. امیر می‌گه:

    از اینکه اینقدر سطحی نگر هستید و کودکانه برخورد میکنید خنده ام گرفت

    عجیب است که با این همه هوش و فراست چگونه کار با فضای مجازی را یاد گرفته اید

    در ضمن اگر نشسته اید تا دیگران بیایند مطالب را یادتان دهند اشکالی ندارد بنشینید تا بیایند

  2. محمد می‌گه:

    سلام۹۹

    درصد  اشکالاتی که به این بزرگوار وارد نموده اید اصلا وارد نیست  .شما دوست عزیز اول کمی کلاس نقد بنشینید و و آداب نقد را بیاموزید بعد  نقد کنید ضمنا دوست عزیز کمی هم عفت کلام داشته باشید  . 

  3. چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ علیرضا می‌گه:

    چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    همچین گفته بود نقد که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    متاسفم انسانهای………………………………به خود اجازه میدهند کلام یک علامه را با بچه گانه ترین کلمات بالا و پائیین کنند و اسمشو بزارتن نقد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱ فکر کنم ناقد!!!!!!!!!!!!!! عقده شهرت داره!

    الهم احفظ علمائنا

  4. حسین می‌گه:

    خدا نکنه شما نقد فیلم بنویسی

  5. رامین می‌گه:

    اول تیتر مطلب رو دیدم گفتم عجب چیزیه به علامه مصباح نقد وارد کرده

    بعد که متن رو خوندم فهمیدم که انگار بیشتر مطالب از روی کینه بوده تا اینکه علمی باشه

    واقعا سطحی و بی مغز بود

    متاسفم برا نویسنده اش

  6. جواد می‌گه:

    این آقای ناقد به جای بازگشایی عقده و کینه خود نسبت به این عالم جلیل قدر بهتره اولا مطالعاتش رو در این زمینه افزایش بده و ثانیا جملات حضرت استاد رو به صورت ناقص بیان نکنه و ثالثا اینکه به درگاه خداوند توبه کنه و دیگه از این چرندیات جای دیگه استفاده نکنه

    خداوند علامه مصباح را برای ما حفظ کنه

  7. زهرا می‌گه:

    من خودم شاید خیلی از دیدگاه های آقای مصباح رو قبول نداشته باشم، ولی این "نقد" ابتدا حرف ایشان را طوری وانمود کرده که نقد برش وارد بشه و بعد برای خودش تاخته!

    مثلا در همان ابتدا، ایشان دارند می گویند خیلی ها یک ظاهری نادرستی راجع به ماجرای شهادت حضرت زهرا می دانند و این برداشت نادرست رو شرح دادند که چی هست، نگفتند که درسته که!!

Leave a Reply