This option will reset the home page of this site. Restoring any closed widgets or categories.

Reset

حدود پوشش از نگاه اسلام

 حدود پوشش از نگاه اسلام

1_40

پوشش مسئله ای است که از آغاز تاریخ بشریت یعنی از هنگامه خلقت آدم و حوا به طور فطری با بشر همراه بوده و در طول قرن های متمادی در میان ملل مختلف، با اشکال متفاوت ظهور داشته است. دین اسلام نیز به عنوان کامل ترین مجموعه قواعد سعادت انسان، به این مسئله توجه خاص نموده و حجاب و پوشش را از ضروریات دین می داند.

اما در سال های اخیر مسئله حجاب بسیار مورد توجه صاحب نظران و منتقدین قرار گرفته و هزاران مقاله و کتاب در مورد ابعاد مختلف این حکم فقهی نگارش یافته است که بسته به نگاه نویسنده، گاه حدود این حکم به وسیعترین و گاه به ضیق ترین حالت ممکن می رسد.
براین اساس ما در این یادداشت قصد داریم مسئله حجاب را با نگاه به ادله فقهی آن مورد بررسی قرار دهیم و بدین منظور در آغاز به بحث مفهوم حجاب، دلالت آیات الهی بر ضرورت پوشش و نهایتاً به اقوال فقهای امامیه و ادله ایشان در این زمینه خواهیم پرداخت.  

معنای لغوی حجاب
لسان العرب حجاب را به معنی ستر و هر آنچه حائل میان دو شیء است، تعبیر نموده است.(۱)
همچنین در دیگر کتب لغت، حجاب به معنى پنهان کردن، پرده و منع از دخول نیز تعبیر شده است.(۲) بطور مثال در سوره احزاب آیه ۵۳ لفظ حجاب به معنی پرده و حائل است.«وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ … : چون از زنان پیغمبر متاعى خواستید از پس پرده بخواهید.»
همچنین در آیه ای از سوره شوری درباره وحی الهی بر پیامبران آمده است: «وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ: هیچ بشرى را نرسد که خدا جز به وحى یا از آن سوى پرده، با او سخن گوید یا فرشته‏ اى مى ‏فرستد تا به فرمان او هر چه بخواهد به او وحى کند.»(3)

راغب در المفردات، حجاب را به معنی منع از وصول تعبیر نموده است.(۴)
پس با توجه به این تعابیر می توان گفت که واژه حجاب هم به معنی پوشش و هم به معنای پرده و حائل است که البته غالب استعمال این لفظ در معنای دوم بوده است.

معنای لغوی ستر
در التحقیق آمده است که کلمه ستر بر پوشش دلالت می کند و تفاوت ستر را با حجاب در این می داند که حجاب به معنی چیزی است که حائل و مانع از تلاقی دو شیء یا اثر آنها است، اما ستر به معنای پوشش چیزی است.(۵)
راغب نیز ستر را به معنی پوشش شیء می داند.(۶) همانگونه که خداوند در سوره اسراء می فرماید: «وَ إِذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ جَعَلْنَا بَیْنَکَ وَ بَینْ‏َ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَهِ حِجَابًا مَّسْتُورًا: و چون قرآن بخوانى، میان تو و کسانى که به آخرت ایمان ندارند پرده ‏اى پوشیده قرار مى‏ دهیم.»(7)

تفاوت استعمال واژه ستر و حجاب در مورد پوشش بانوان
نکته مهم اینجاست که لفظی که امروزه برای پوشش بانوان به کار برده می شود لفظ حجاب است، اما در واقع لفظی که در زمان های گذشته خصوصاً در کلام فقها نیز استفاده شده، واژه ستر بوده است که با توجه به معنای لغوی این دو واژه به نظر می آید، لفظ ستر بهتر می تواند منتقل کننده مفهوم پوشش بانوان باشد تا لفظ حجاب؛ زیرا همانطور که در معنای واژه حجاب بیان شد،این لفظ علاوه بر مفهوم پوشش، بیشتر به معنی پرده و حائل میان دو شیء است و شاید از آن جهت معنای پوشش را می رساند که پرده وسیله ای برای پوشش است، اما نه هر نوع پوششی؛ بلکه پوششی که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت می گیرد. مثلاً بیان کردیم که در سوره احزاب خداوند می فرماید که با زنان پیامبر(ص) از پس پرده (من وراء حجاب) سخن بگویید» و یا در آیه ۴۵ سوره اسراء، نیز تفاوت استعمال این دو واژه کاملاً مشخص است، زیرا پروردگار نیز لفظ حجاب را در معنی پرده و برای پوشانندگی لفظ مستور را بیان نموده است.

شهید مطهری در این باره می فرمایند:«مورد استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن، یک اصطلاح نسبتاً جدید است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه «ستر» که به معنی پوشش است، به کار رفته است. فقها چه در کتاب الصلوه و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده اند، کلمه ستر را به کار برده اند، نه کلمه حجاب را و بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه پوشش را به کار می بردیم، زیرا چنان که گفتیم معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. پوشش زن در اسلام، این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد.»(8)

دلالت آیات قرآن بر وجوب پوشش زنان
تعدادی از آیات قرآن کریم بر مفهوم پوشش دلالت دارند از جمله آنها، آیات ۳۳، ۵۵ و ۵۹ سوره احزاب و آیات ۳۰، ۳۱ و ۶۰ سوره نور است. اما مهم ترین این آیات که به بحث پوشش بانوان و حدود آن اشاره می کنند، آیات ۵۹ سوره احزاب و ۳۱ سوره نور است که در این مجال به بیان مفاهیم آنها می پردازیم و اشاراتی نیز به نکات مهم دیگر آیات خواهیم داشت.

۱٫    آیه ۵۹ سوره احزاب:
«یَأَیهَُّا النَّبىِ‏ُّ قُل لّأَِزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِْنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ  ذَالِکَ أَدْنىَ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ  وَ کاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا: اى پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش هاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیک تر است، و خدا آمرزنده مهربان است».

دلالت آیه بر وجوب پوشش
اولاً در این آیه به پیامبر(ص) امر شده است که به زنان و دختران خود و به تمامی زنان مؤمن دستور داشتن حجاب و پوشیدن جلباب را بدهند.
نکته مهم در آیات حجاب این است که قرآن کریم به دو نوع شیوه پوشش برای بانوان دستور داده است که یکی جلباب و دیگری خمار است که هر کدام از این دو پوشش در جای خود مفصل بحث خواهد شد.

مفهوم جلباب
مفرد جلابیب، لفظ جلباب است. در مورد معنای جلباب میان لغویین و مفسرین و دیگر صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد.

الف) مفهوم جلباب در منابع لغوی و تفاسیر
در کتاب العین که از قدیمی ترین کتب لغت است جلباب را به معنی لباسی می داند که وسیع تر از خمار و کمتر از رداء است که زنان با آن سر و سینه خود را می پوشانند.(۹) در لسان العرب نیز همین معنی و همچنین معنی پیراهن گفته شده است.(۱۰)
البته واژه خمار در جای خود به نحو مبسوط توصیح داده خواهد شد، اما اجمالاً می توان گفت که خمار روسری یا مقنعه ای است که سر و گردن و روی سینه ی زن را می پوشاند.
برخی دیگر همچون جوهری در الصحاح، جلباب را به معنی ملحفه(۱۱) ،پیراهن گشاد و رداء گفته اند.

در معجم مغاییس اللغه در معنای جلب آمده است: «شیء یغشی شیئا: چیزی که چیز دیگری را می پوشاند» اما جلباب را به معنی قمیص یعنی پیراهن آورده است.(۱۲)
راغب در المفردات، جلباب را به معنی پیراهن و خمر و مقنعه(روسری) دانسته است که تنها سر و سینه را می پوشاند.(۱۳)
زمخشری آن را لباسی وسیع تر از خمار و کم تر از رداء دانسته اند که زن آن را بر سرش مى‏اندازد به طورى که زیادى آن سینه را هم مى‏پوشاند.(۱۴)

ابن عربی در تفسیر احکام القرآن می گوید: «در معنای جلباب اختلاف شده است، اما آن چه که می‌توان به آن اعتماد کرد لباسی است که تمام بدن را می‌پوشاند.»(15)
علامه طباطبائی در توضیح کلمه جلابیب می فرمایند: «جلباب جامه‏اى است سرتاسرى که تمامى بدن را مى‏پوشاند و یا روسرى مخصوصى است که صورت و سر را ساتر مى‏ شود و منظور از جمله «پیش بکشند مقدارى از جلباب خود را»، این است که آن را طورى بپوشند که گلو و سینه ‏هایشان در انظار ناظرین پیدا نباشد»(16)

در تفسیر مجمع البیان اقوال مختلفی بیان شده است. از ابن عباس و مجاهد نقل است که گویند: جلباب مقنعه و روسرى زنست یعنى با آن بپوشند سر و گردنشان را هرگاه براى حاجتى بیرون روند بخلاف کنیزهایى که‏ با سر و گردن باز بیرون می روند. جبائى و ابى مسلم گویند: مقصود از جلباب پیراهن و لباس و روسرى و هر چیزیست که زن با او پوشیده می شود.(۱۷)
شیخ طوسی درباره جلباب فرموده است: جلباب همان خمار یا روسری زنان است که با آن گردن و سر خود راهنگامی که برای کاری به خارج از منزل می ‏روند، می پوشانند، برخلاف کنیزها که با سر باز بیرون می رفتند.(۱۸)

تقریبا از جمع سخنان مهم ترین کتب لغت و تفاسیر به این معنی دست می یابیم که جلباب پوششی است فراگیر و وسیع، شبیه نیم چادر یا چادر که بر روی پیراهن و روسری و لباس های فرد قرار گرفته و بدن فرد را می پوشاند. در حقیقت جلباب یا نوعی پوششی سرتاسری است که تمام بدن فرد را می پوشاند و یا پوششی وسیع تر از خمار است که پوشاننده قسمت اعظمی از بدن فرد است.
گذشته از سخن لغویون و مفسرین، بنا بر ادله ذیل نیز می توان مفهوم فوق را از واژه جلباب استنباط کرد:

ب‌)    ابن عباس از اهل سنت، که مفسرین اغلب بر کلام او تکیه می کنند، گوید: «الرداء الذی یستر من الفوق الی الاسفل: جلباب ردائی است که از بالا تا پایین بدن فرد را می پوشاند.»(19)     
ج‌)    در تاریخ درباره حجاب حضرت زهرا(س) هنگامیکه برای خطبه معروف خود در دفاع از قضیه‌ فدک به مسجد می رفتند، چنین آمده است: «لاثت خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها … : حضرت زهرا(س) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم بر سر بستند و جلباب را بر روی آن پوشیدند… .»(20)
این سند تاریخی نیز نشان می دهد که جلباب پوششی متفاوت از خمار بوده و به عنوان پوشش رویی و فراگیر بدن را می پوشانیده است.
د‌)    همچنین در نهج البلاغه که کتابی در نهایت فصاحت و بلاغت است، امیرالمومنین(ع) مى فرمایند: (مَنْ أَحبَّنا اهل البیت فلیستعدَّ للفقر جلباباً: هر که ما اهل بیت را دوست دارد از فقر لباسى آماده کند» و این بدان معنا است که فرد باید جامه فقر بپوشد و سراسر وجود خود را با فقر بپوشاند و یا ایشان به بعضى از کارگزارانش مى نویسند: (فالبس لهم جلباباً من اللین: براى مردم پوششی از نرمى بپوش. باز هم بنظر می آید این عبارت بدین معنی است که سراسر وجودت نرمخویی با مردم باشد. پس گویی در این عبارات جلباب به معنی پوششی سرتاسری بیان شده است.

ه‌)    همچنین در آیات حجاب نیز جایی لفظ خمار و جایی لفظ جلباب به کار رفته است که نشان از آن دارد که این دو پوشش با هم تفاوت داشته اند.
و‌)    عده ای چون مرحوم طبرسی معتقدند «دنی علی»: به معنی آویزان کردن است پس آیه یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ بدین معناست که زنها جلباب را به دوش خود بیندازند و صورت و اطراف بدن خود را با آن بپوشانند.(۲۱)
این معنی نیز دال است بر اینکه جلباب پوششی وسیع بوده که بر روی لباس های دیگر پوشیده می شده و اطراف بدن زنان را می پوشانیده است.     
ز‌)    همچنین «یدنین علیهن» اگر به معنی نزدیک نمودن نیز باشد، پس نشان می دهد که جلباب، پیراهن نیست؛ زیرا پیراهن به فرد نزدیک است و نزدیک نمودن آن مفهومی ندارد. پس جلباب باید پوششی روی لباس های دیگر باشد که گفته شده است آن را به خود نزدیک کنند و این پوشش به صورت رها و بدون خاصیت پوشانندگی بدن نباشد.  
ح‌)    همچنین روایتی از رسول الله(ص) است که فرمودند: «لغیر ذی محرم اربعه اثواب درع، خمار، جلباب، ازار: در برابر نا محرم ، باید چهار لباس پوشید : پیراهن ، مقنعه ، جلباب و شلوار»(22) که در اینجا جلباب چیزی غیر از پیراهن و خِمار قرار داده شده است و معنی پوشش روی دیگر البسه را می رساند که بدن را می پوشاند.

مفهوم «ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ»
علامه طباطبایی درباره مفهوم این قسمت از آیه می فرمایند: « پوشاندن همه بدن موجب می شود که بانوان به اهل پوشش و صلاح بودن شناخته شوند، بنابراین دیگر مورد آزار و تعرض اهل فسق و فجور قرار نمی گیرند.»(23)
بعضى از مفسرین از جمله مرحوم طبرسی در مجمع البیان(۲۴) در معناى این قسمت از آیه گفته‏اند: این پوشیدگى، نزدیک ‏تر بودن ایشان به مسلمان بودن و آزاد بودن را مى ‏شناساند، چون زنان غیرمسلمان، و نیز کنیزان در آن دوره حجاب نداشتند، و حجاب علامت زنان مسلمان بود، در نتیجه کسى متعرض آنان نمى ‏شد و حتى کسى نمى‏ پنداشت که ایشان کنیز و یا غیر مسلمانند.(۲۴)
البته به نظر می رسد که برداشت علامه از این قسمت از آیه مناسبت بیشتری با هدف پوشش در اسلام داشته باشد، زیرا هنگامی که بانوان در جامعه در هر دوره زمانی، پوشش کامل و عفت را رعایت کنند، مسلماً مردان آن جامعه کمتر در معرض تحریک و شهوت رانی قرار گرفته و به خود اجازه نمی دهند که به زنان با عفت آزار رسانند.

۲٫    سوره نور: آیه ۳۱
«وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَ یحَْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا  وَ لْیَضْرِبْنَ بخُِمُرِهِنَّ عَلىَ‏ جُیُوبهِِنَّ  وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنىِ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنىِ أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِْ أُوْلىِ الْارْبَهِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُواْ عَلىَ‏ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ  وَ لَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یخُْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ  وَ تُوبُواْ إِلىَ اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمُ‏ْ تُفْلِحُونَ: و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمى‏] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که [طبعاً] از آن پیداست. و باید روسرى خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش‏] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن‏] بى‏نیازند یا کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکرده‏اند، آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین‏] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى [از مرد و زن‏] به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید.»

قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ
بصر در این آیه به معنی نگاه و دیده است و غض به معنای فرو کاستن، کاهش دادن(۲۵) و مهار کردن است و غض بصر یعنی کاهش دادن نگاه. آیه ۱۹ سوره لقمان می فرماید: «واغضُض مِن صَوتِکَ: صدای خود را کوتاه کن».
در واقع این آیه زنان را از نگاه خیره، شهوانی و حرام نهی می نماید و به حجاب چشم و نگاه اشاره دارد، همانگونه که در آیات قبل درباره مردان این توضیحات بیان شده است.

و یحفظن فروجهن
در مورد این قسمت از آیه دو نظر وجود دارد:
الف) اول اینکه حفظ فرج به معنی پاکدامنی و خودداری از زنا است.
ب) حفظ فرج در اینجا به معنی وجوب ستر عورت و عدم نظر به عورت دیگری است.
علامه در باب این آیات می فرماید: «پس براى زنان هم جایز نیست نظر کردن به چیزى که براى مردان جایز نیست و بر ایشان هم واجب است که عورت خود را از اجنبى- چه مرد و چه زن- بپوشانند.»(26) پس علامه معنی این قسمت از آیه را وجوب ستر عورت برای همگان دانسته اند.
در تفسیر جوامع الجامع در مورد (وَ یَحْفَظُن فُرُوجَهُن) روایتی از امام صادق(ع) ذکر شده است که ایشان فرمودند: «حفظ فروج در تمام مواردى که در قرآن آمده، به معناى خود دارى از زناست، مگر در این مورد که به معناى پوشش است تا هیچکس به عورت دیگرى نگاه نکند، براى مرد حلال نیست که به عورت مرد دیگرى نگاه کند و بر زن نیز جایز نیست که به عورت زن دیگرى نظر کند.»(27)
پس با این سخنان و بررسی کتب فقهی(۲۸) به نظر می رسد این قسمت از آیه به حکم وجوب ستر عورت و حرمت نظر به عورت دیگری دلالت دارد.

لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا  
کلمه «ابداء» به معناى اظهار است و در اینجا (لا یبدین) فعل نهی است و بر حرمت اظهار و نمایان کردن زینت در برابر نامحرمان دلالت دارد. در مفهوم زینت اختلاف نظر وجود دارد و عده ای معتقدند زینت به معنی زیورآلات است، اما به عقیده اکثر مفسرین مراد از «زینت زنان»، همان مواضع و محل زینت ها است؛ زیرا اظهار خود زینت حرام نیست.(۲۹) خداى متعال از این حکم، زینت ظاهری را استثناء نموده است.

معنای زینت آشکار
رأی صاحب نظران در مورد مفهوم زینت ظاهری متفاوت است. اهم این نظرات به شرح زیر است:
مرحوم طبرسی معتقدند زینت بر دو قسم است: آشکار و پنهان. زینت آشکار لازم نیست پوشیده شود و مى ‏توان به آن نظر افکند و سه قول در باره زینت آشکار است:
الف) زینت آشکار لباس و زینت پنهان خلخال و گوشواره و دستبند است.
ب) زینت آشکار سرمه و انگشترى و خضاب کف است.
ج) زینت آشکار صورت و کف دستهاست.(۳۰)
مرحوم علامه(ره) می فرمایند: «در روایت آمده است که مقصود از آنچه ظاهر است صورت و دو کف دست و قدم هاست».
فاضل مقداد و برخی دیگر معتقدند منظور از زینت آشکار، لباس است و دلیل آن را سخن فقها می داند که می گویند تمام بدن زن عورت است مگر برای زوج و محارمش.(۳۱)
به دلیل اهمیت مفهوم زینت آشکار در تبیین حدود پوشش اسلامی، این معنا در بحث حدود پوشش تفصیلا بررسی خواهد شد.

و لْیَضْرِبْنَ بخُِمُرِهِنَّ عَلىَ‏ جُیُوبهِِنَّ  
معنای خمر
در برخی از کتب لغت آمده است که اصل لفظ خمر به معنی ستر و پوشاندن است، اما بنابر سخن راغب در المفردات، خمار مخصوص شده به آنچه زن سر خود را با آن مى‏پوشاند.(۳۲) در مصباح المنیر نیز همین تعبیر بیان شده است.(۳۳)       
به شراب نیز از آن جهت خمر گویند که عقل را مى ‏پوشاند و زایل می کند.(۳۴) «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ: در باره شراب و قمار، از تو مى‏پرسند، بگو: «در آن دو، گناهى بزرک، و سودهایى براى مردم است‏».(35)
همچنین در اغلب کتب تفسیری نیز خمار به معنی روسری یا مقنعه ای است که سر، گردن و قسمت (جلوی بدن) روی سینه را می پوشاند.(۳۶)

معنای جیب
جیب به دو معنی بیان شده است:
الف) برخی معتقدند جیب به معنی قلب و سینه است.(۳۷)
ب) عده ای دیگر آن را به معنی گریبان و کنایه از سینه دانسته اند، زیرا گریبان هاست که روى سینه‏ ها را می پوشاند.(۳۸)
در هر صورت معنای جیب هر کدام از معانی فوق باشد، بر پوشاندن گردن و روی سینه زنان اشاره دارد و در واقع شارع می فرماید که با روسری های خود علاوه بر سر، گردن و سینه را نیز مستور کنید، زیرا زنان تا قبل از نزول این آیات، روسری های خود را باز گذاشته یا به پشت می انداختند و قسمت های جلوی بدن آنها مشخص و در دید نامحرمان بود.
همانگونه که علامه می فرماید: «خمار» جامه ‏اى است که زن سر خود را با آن مى ‏پیچد و زاید آن را به سینه ‏اش آویزان مى‏ کند و مراد از جیوب، سینه ‏هاست و معنایش این است که به زنان دستور بده تا اطراف مقنعه ‏ها را به سینه‏ هاى خود انداخته، آن را بپوشانند.(۳۹)

دلالت آیه بر وجوب پوشش زنان
این قسمت از آیه وجوب و ضرورت حجاب را در اسلام اثبات می کند زیرا در اینجا لفظ «لِیَضْرِبْنَ» فعلِ امر است(امر غایب) و امر شارع دلالت بر وجوب یک حکم می کند، مگر قرینه ای بر خلاف آن در کلام وجود داشته باشد که آن را حمل بر استحباب کنیم. بنابراین خداوند در این آیه به زنان امر می کند که روسری ‌های خود را بر گریبانشان بیاندازند بنحوی که روسری، سر و گردن و روی سینه ایشان را بپوشاند.
 
لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ
سپس در ادامه آیه به حکم جواز آشکار نمودن مواضع زینت ها و عدم پوشش(جز عورت) در برابر محارم نسبی و سببی اشاره می شود.

ولا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن
مطابق بیان تفاسیر، این قسمت از آیه را به نوعی می توان دال بر حجاب در رفتار بانوان دانست، زیرا زنان را از اینکه پای خود را بر زمین بکوبند تا صدای خلخال و زیورآلاتشان درآید، نهی می کند. به این علت که برخی زنان تا پیش از نزول این آیات در هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین می کوفتند تا صدای خلخالشان شنیده شود و چون این گونه رفتارها موجب جلب توجه و تحریک مردان خواهد شد، خداوند متعال بانوان را از انجام چنین اعمالی نهی می کند.(۴۰)
قابل ذکر است که به علت بیان همین آیه عده ای منظور از زینت های مخفی را خلال و دستبند و دیگر زیورآلات دانسته اند.(۴۱)
در کنار این آیات در اینجا به دو آیه مهم دیگر که به مورد استثنائی از حکم پوشش و به بحث حجاب در گفتار زنان می پردازند، اشاره اجمالی می نمائیم.

آیه ۶۰ سوره احزاب
وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ الّلَاتىِ لَا یَرْجُونَ نِکاَحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیرَْ مُتَبرَِّجَتِ  بِزِینَهٍ وَ أَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیرٌْ لَّهُنَّ  وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیم: و بر زنان از کار افتاده‏ اى که [دیگر] امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطى که‏] زینتى را آشکار نکنند و عفت ورزیدن براى آنها بهتر است، و خدا شنواى داناست.

از دیدگاه علامه، کلمه «قواعد» جمع قاعده است، که به معناى زنى است که از نکاح بازنشسته باشد، یعنى دیگر کسى به خاطر پیرى‏اش میل به او نمى‏کند، بنا بر این جمله «اللَّاتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً» وصفى توضیحى براى کلمه قواعد است، و بعضى گفته ‏اند: کلمه مذکور به معناى زنى است که از حیض یائسه شده باشد و وصف بعد از آن صرفا براى رفع اشتباه است. این آیه در معناى استثنایى است از عموم حکم حجاب و معنایش این است که بر هر زنى حجاب واجب است الا زنان مسن که مى‏توانند بى حجاب باشند، البته در صورتى که کرشمه و تبرج نداشته باشند.
و جمله «وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ" کنایه است از خودپوشى، یعنى همین زنان سالخورده نیز اگر خود را بپوشانند بهتر از برهنه بودن است.(۴۲)

آیه ۳۲ سوره احزاب
یَنِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ لَسْتنُ‏َّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ  إِنِ اتَّقَیْتنُ‏َّ فَلَا تخَْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فىِ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا: اى همسران پیامبر، شما مانند هیچ یک از زنان [دیگر] نیستید، اگر سَرِ پروا دارید پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیمارى است طمع ورزد و گفتارى شایسته گویید.

این آیه نیز به حجاب در گفتار اشاره می نماید. علامه در باب این آیه معتقدند که در این آیه به تکلیف مشترکی بین زنان پیامبر(ص) و دیگر زنان اشاره شده است اما در آغاز آیه، خداوند برابرى زنان پیغمبر با سایر زنان را نفى مى‏کند که ما از اینجا متوجه می شویم که جمله" شما مثل سایر زنان نیستید" براى تاکید است و مى‏خواهد موکدا بگوید که ایشان باید در امتثال این تکالیف کوشش بیشترى نمایند و سپس این علو مقام را مشروط به تقوای ایشان می کند نه به علت اتصال آنها به رسول الله (ص). پس از این به نکته ی اصلی آیه اشاره می کند که پروردگار زنان پیامبر(ص) را از خضوع درکلام یعنی آهنگ سخن را در برابر مردان نامحرم نازک و لطیف کردن نهی می کند زیرا با اینگونه سخن گفتن شهوت در دل مردان بیمار دل برانگیخته شده و ایشان را به طمع می اندازد پس با سخن معروف و معمولی سخن بگویید.(۴۳)

البته در آغاز سخن بیان شد که این نهی در آیه برای تمامی زنان مسلمان بیان شده و تکلیف تمام این بانوان می باشد نه مختص زنان رسول خدا(ص).
شهید مطهری در ذیل آیه شریفه چنین می گوید : «زنان عرب معمولاً خلخال به پا می کردند و برای آن که بفهمانند خلخال قیمتی به پا دارند، پای خود را محکم بر زمین می کوفتند . از این دستور می توان فهمید که آنچه موجب جلب توجه مردان می گردد ؛ مانند استعمال عطرهای تند و زننده و هم چنین آرایش های جالب نظر در چهره ممنوع است و به طور کلی زن در معاشرت نباید کاری بکند که موجب تحریک و تهییج و جلب توجه مردان نامحرم گردد.»

حدود پوشش از نگاه فقه اسلامی
با بررسی مفهوم جلباب و خمار در آیات فوق دیدگاه مورد نظر اسلام در باب وجوب و کیفیت پوشش بانوان مسلمان را بیان کردیم و گفتیم که خمار، به روسری و یا مقنعه اطلاق می شود که سر و گردن تا روی سینه را می پوشاند اما جلباب پوششی فراگیر و گسترده است که از سر تا پایین پا و یا کمی کوتاهتر بوده (پوششی شبیه چاد ریا نیم چادر) و بر روی لباس های دیگر پوشیده می شود، که شارع از این دو نوع پوشش در آیات سخن گفته و در واقع جلباب را به عنوان پوشش مکمل قرار داده است.
اما سوال اینجاست که با توجه به توضیحات فوق، آیا آیات و روایات ائمه معصومین (ع) دال بر پوشاندن تمام بدن زن هستند یا خیر؟ اگر نه، پس حدود این پوشش تا کجاست؟
برای پاسخ به این سوالات در ابتدا به بیان آراء فقهای شیعه در زمینه حدود پوشش بانوان می پردازیم و سپس ادله مورد استناد رأی مشهور را بررسی خواهیم کرد.

دیدگاه فقهاء امامیه در باب حدود پوشش بانوان
تقریبا همه فقهای امامیه معتقدند که تمام بدن زن عورت(۴۴) است اما براساس آیات و روایات بیان شده،  به جز یک گروه، هر کدام از ایشان استثنائاتی در مورد پوشش زن بیان کرده اند که در این مجال به بیان برخی از این اقوال می پردازیم.
البته در آغاز ذکر دو نکته لازم به نظر می رسد:
۱- اول اینکه نباید فراموش نمود که در این یادداشت بحث ما تنها ستر و پوشش بانوان است و بحث جواز حدود نگاه مردان بابی جداگانه را می طلبد.
۲- با توجه به سخن فقهاء مبنی بر عورت بودن تمام بدن زن، به نحو مجمل به تبیین معنی عورت می پردازیم.

عورت در کتب لغت به معنی آلت تناسلی و یا هرچیزی که انسان از ظهور آن شرم داشته باشد است.(۴۵) راغب در المفردات گوید: «عوره، سوءۀ انسان (آلت تناسلی) است و آن کنایه و اصلش از عار است زیرا در ظاهر شدن آن عار و مذمت وجود دارد که از این جهت زنان عورت نامیده شده‌اند.»(46)
نهایتاً می توان گفت که عورت در اینجا، به مواضعی از بدن اطلاق می شود که پوشش آن در نماز و در برابر نامحرم واجب است.

۱-    وجوب پوشش تمام بدن
عده قلیلی از فقهای متقدم و متاخر از جمله فاضل مقداد بر این عقیده اند که تمام بدن زن حتی صورت و کف دستها عورت محسوب می شود و بر زنان واجب است که تمام بدن خود را در برابر نامحرمان بپوشانند.  در واقع موافقان این نظر داشتن پوشیه یا برقع را برای بانوان واجب می دانند.   

۲-    وجوب پوشش تمام بدن به استثنای وجه
شیخ طوسی در الاقتصاد می فرماید: «زن آزاد جمیع بدنش عورت است و واجب است که غیر از صورت را در نماز بپوشاند.»(47)
در کشف الثام نیز آمده است که تمام بدن زن عورت است مگر وجه، به اجماع علماء. البته در ادامه می گوید ستر وجه و کفین و روی قدمها استثنا شده است.(۴۸)

۳-    وجوب پوشش تمام بدن زن به استثنای وجه و کفین
علامه حلی در منتهی المطلب در این باره می فرماید: «برای زن آزاد بالغ یا صغیر، پوشاندن صورت در نماز واجب نیست. سپس ایشان برای سخن خود به چند دلیل اشاره می کنند: ۱-به دلیل آیه قرآن که فرمود (لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها) ۲- از ابن عباس نقل شده است که زینت ظاهری در آیه وجه و کفین است ۳-همچنین به دلیل اینکه در احرام نیز این قسمت پوشیده نیست. و در ادامه  می فرمایند: علمای ما بر این عقیده اند که کفین هم به منزله ی وجه است به دلایل فوق و به این دلیل که فرد به این قسمتها برای خرید و فروش و حاجات و … نیازمند است.»(49)    
همچنین علامه حلی در مختلف الشیعه و تذکره الفقهاء نیز درباره عدم وجوب پوشاندن صورت ادعای اجماع نموده است و کفین را نیز، به این دلیل که این قسمتها عادتا ظاهر بوده و برای نیازهای روزانه و رفع حاجات غالبا آشکار می شوند، در حکم وجه داخل می داند.(۵۰)
محقق حلی پوشاندن جمیع بدن به جز وجه و کفین را واجب دانسته است و در مورد روی پاها تردید دارند.(۵۱)  

۴-    وجوب پوشش تمام بدن زن به استثنای وجه و کفین و قدمین
برخی از فقهای امامیه نیز به غیر از صورت و کف دستان، دو قسمت قدم پا را نیز جزء زینت آشکار محسوب نموده و آشکار کردن آن را جایز دانسته اند. البته عده ای از ایشان تنها ظاهر (روی) قدم و برخی ظاهر و باطن را جایز شمرده اند.   
شیخ در المبسوط برای زن، پوشاندن سر و بدن را واجب دانسته است اما پوشاندن صورت و دو کف دست و روی پاها را واجب نمی داند البته پوشش این مواضع را افضل می داند.(۵۲)
شهید اول می فرمایند: « بدن المرأه و رأسها عوره إلّا الوجه و الکفّین و القدمین و ظاهرهما و باطنهما: بدن و سر زن، عورت محسوب می شود مگر صورت و دو کف دست و ظاهر و باطن دو قدم پا (از قوزک پا به پایین).»(53)

شهید ثانی معتقد است زن باید بدن خود را به جز صورت، دو کف دست و ظاهر قدم ها را بپوشاند.(۵۴)
شیخ انصاری می فرمایند: « جسد المرأه کلّه عوره، عدا الوجه و الکفّین و القدمین: تمام جسم زن عورت محسوب می شود به جز صورت و دو کف دست و دو قدم پا.»(55)  
پس از بیان آراء مختلف فقهای امامیه باید خاطر نشان کرد که نظر مشهور فقهاء، وجوب پوشاندن تمام بدن زن به استثنای وجه و کفین است. بنابراین در این مجال تنها به ادله این دیدگاه، که نظر اکثریت ایشان است خواهیم پرداخت.

ادله فقهی پوشش وجه و کفین
در ذیل آیه ۳۱ سوره نور بیان نمودیم که در مورد مفهوم زینت آشکار دیدگاههای متفاوتی ارائه شده است اما آنچه که از کلام مفسرین و فقها برداشت می شود این است که اکثر این صاحب نظران منظور از زینت آشکار را صورت و دو کف دست دانسته اند و اغلب فقهاء بر این اساس حد پوشش را، پوشش تمام بدن زن به استثنای صورت و کف دستان بیان نموده اند.

در مورد این حکم، در منابع دینی به سه دلیل استناد شده است:
۱-    آیات قرآن:
با توجه به آیه ی ۳۱ سوره نور که می فرماید "لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها" اگر زینت را به مواضع زینت تعبیر کنیم بهتر است زیرا دیدن زینتها و زیورالات به خودی خود، مشکلی ندارد اما دیدن مواضع زینت زن موجبات فساد را فراهم می کند مگر مواضعی که آشکار است. بر این اساس می توان گفت که زینتهای ظاهر و آشکار به مواضعی اطلاق می شود که زنان از پوشاندن آنها معذورند و هنگام برخورد با نامحرم و حضور در جامعه این قسمتها نمایان می شوند و آن، صورت و دو کف دست تا مچ است. اما اگر بنا به گفته ی عده ای زینت آشکار را تعبیر به سرمه و انگشتری، دستبند و خضاب کنیم باز هم به این نتیجه می رسیم که صورت و کف دستها نیز جزء زینت آشکار محسوب می شوند زیرا نمایان ساختن این گونه زیورهای ظاهری بطریق اولی مستلزم نمایان ساختن صورت و کف دستها خواهد بود.

۲-    روایات:
دلیل دوم در اثبات حدود پوشش در اسلام، روایات این باب است که فقهاء بدان استناد نموده اند. در این مجال به چند روایت از کتب روایی امامیه اشاره می کنیم:
۱-عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الذِّرَاعَیْنِ مِنَ الْمَرْأَهِ أَ هُمَا مِنَ‌ الزِّینَهِ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى- وَ لٰا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلّٰا لِبُعُولَتِهِنَّ قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْخِمَارِ مِنَ الزِّینَهِ وَ مَا دُونَ السِّوَارَیْنِ.(۵۶)
فضیل گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: «آیا دوساعد زن جزء زینتى است که خداوند فرمود "زینت های خود را نمایان نمى کنند مگر براى شوهرانشان؟". حضرت (ع) پاسخ فرمودند: بله، آنچه زیر روسرى و دستبند است، جزء زینت است.»

همانطور که گفتیم «خمار» روسری است که زن به وسیله آن سر، گردن و سینه خود را مى‌پوشاند و مادون خمار یعنی این قسمتها که زیر روسری قرار می گیرند و مادون دستبند نیز به معنی ساعد تا مچ دست است که دستبند در این قسمت قرار می گیرد و از مچ به بعد یعنی کف دست را شامل نمی شود. پس این حدیث صورت و کف دستان را از حکم وجوب پوشش، خارج می داند.
۲-مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مَرْوَکِ بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا یَحِلُّ لِلرَّجُلِ أَنْ یَرَى مِنَ الْمَرْأَهِ إِذَا لَمْ یَکُنْ مَحْرَماً قَالَ الْوَجْهُ وَ الْکَفَّانِ وَ الْقَدَمَانِ.(۵۷)

ازامام صادق- علیه السلام- روایتست که اصحاب از ایشان پرسیدند که چه چیزی حلال است برای مرد نامحرم که از زن ببیند؟ حضرت (ع) فرمودند: صورت و دست ها و قدم ها (روی پاها)».
۳- عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ زِیَادٍ قَالَ سَمِعْتُ جَعْفَراً وَ سُئِلَ عَمَّا تُظْهِرُ الْمَرْأَهُ مِنْ زِینَتِهَا قَالَ الْوَجْهَ وَ الْکَفَّیْنِ.(۵۸) از امام صادق (ع) سوال شد زن می تواند چه چیزی از زینتش را ظاهر کند؟ حضرت فرمودند: صورت و دو کف دست.

۳-    قاعده لاحرج:
حتی اگر کسی در این ادله نیز مناقشه کند، در پاسخ می توان گفت دلیل دیگر بر جواز آشکار نمودن صورت و دستها، نفی حرج در دین است زیرا مطابق آیات الهی، پروردگار هیچ حکم حرجی در دین جعل نفرموده است «مٰا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ»(59) و وقتی ما بپذیریم که حضور زنان و تعاملات و رفت و آمد آنان در جامعه با پوشاندن صورت و کف دست ها بسیار مشکل و مشقت زا می باشد و طبق قاعده ی لاحرج خداوند هیچ حکم حرجی در دین قرار نداده است بنابراین مطابق این سخن می توان گفت اظهار وجه و کفین برای زنان جایز خواهد بود.
در جمع بندی از نظرات فقها به این نتیجه می توان دست یافت که اولا اکثر ایشان معتقدند تمام بدن زن عورت است و مطابق ادله ای از قرآن و سنت، بر ضرورت و وجوب پوشش حکم نموده اند. اما با توجه به استثناء موجود در آیه ی ۳۱ سوره نور و روایات این باب، از دید فقهای امامیه نیز استثنائاتی از حکم وجوب پوشش بانوان وجود دارد که حداقل این استثناء صورت بوده و حداکثر آن صورت، دو کف دست و دو قدم پا (از قوزک پا به پایین) است که چون این قسمتهای بدن عادتا آشکار است و پوشاندن آن مشقت زا است، از حکم وجوب پوشش استثناء شده اند. البته گفتنی است که نظر اکثر فقهای شیعه بر جواز آشکار نمودن صورت و کف دستان می باشد.

پی نوشت
۱٫    ابن منظور، لسان العرب، ج‏1، ص ۲۹۸
۲٫    قرشی، قاموس قرآن، ج۲، ص ۱۰۳
۳٫    سوره شوری: آیه ۵۱
۴٫    المفردات فی غریب القرآن، ص: ۲۱۹
۵٫    مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۵، ص ۴۸
۶٫    راغب اصضهانی، المفردات فی غریب القران، ص ۳۹۶
۷٫    سوره اسراء: آیه ۴۵
۸٫    مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، نشریه انجمن اسلامی، ۱۳۵۳، ص ۶۵
۹٫    فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، ۸ جلد، نشر هجرت، قم – ایران، دوم، ۱۴۱۰ ه‍ ق، ج۶، ص ۱۳۲
۱۰٫    ابن منظور، ابو الفضل، جمال الدین، محمد بن مکرم، لسان العرب، ۱۵ جلد، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع – دار صادر، بیروت – لبنان، سوم، ۱۴۱۴ ه‍ ق، ج۱، ص ۲۷۲
۱۱٫    جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج۱، ص ۱۰۱
۱۲٫    ابو الحسین، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقائیس اللغه، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، قم، ۱۴۰۴ ه‍ ق، ج‌1، ص ۴۶۹‌
۱۳٫    راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۱۹۸
۱۴٫    زمخشری، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، ج۳، ص ۵۵۹
۱۵٫    ابن عربی، محمد، الاحکام القرآن، ج۳، ص ۱۵۸۵
۱۶٫    علامه طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏16، ص ۳۴۰
۱۷٫    طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص ۱۷۷-۱۷۶
۱۸٫    شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص ۳۶۱
۱۹٫    همان، ص ۵۶۰
۲۰٫     طبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۹۸٫
۲۱٫    طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۳، ص ۳۳۲
۲۲٫    بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۴۲
۲۳٫    ترجمه المیزان، ج‏16، ص ۵۱۰-۵۰۹
۲۴٫    الدر المنثور، ج ۵، ص ۲۱۶٫
۲۵٫    الف- طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۵۸۱/ ب- طبرسی، جوامع الجامع، ج۳، ص ۳۳۲/ ج- میبدی، رشیدالدین، کشف الاسرار و عده الابرار، ج۸، ص ۸۹
۲۶٫    راغب، المفردات، ص ۶۰۷
۲۷٫    علامه، المیزان، ج۱۵، ص ۱۵۶
۲۸٫    جوامع الجامع، ج۳، ص ۱۰۳
۲۹٫    کاظمی، جواد، مسالک الافهام الی آیات الاحکام، ج۳، ص ۲۶۶
الف-علامه، المیزان، ج۱۵، ص ۱۵۶
     ب- مجمع البیان، ج۱۷، ص ۱۲۷
۳۰٫ مجمع البیان، ج۱۷، ص ۱۲۷
۳۱٫ فاضل مقداد، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۲۲
۳۲٫ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج ۱، ص ۲۹۸
۳۳٫ فیومی، احمد، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج۲، ص ۱۸۱
۳۴٫  قرشی، قاموس قرآن، ج‏2، ص ۲۹۹
۳۵٫ سوره بقره: آیه ۲۱۹  
۳۶٫ الف- طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص ۱۱۱
      ب- طبرسی، مجع البیان، ج۷، ص ۲۱۷
۳۷٫ قرشی، قاموس قرآن، ج۲، ص ۹۱
 – الف- طبرسی، مجمع البیان،
     ب- ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص ۲۸۸
۳۸٫ علامه، المیزان، ج ۱۵، ص ۱۵۶
 – الف- المیزان، ج۱۵، ص ۱۱۲
      ب- مجمع البیان، ج۷، ص ۲۱۸
      ج- آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۵ق، ج۹، ص ۳۴۰
 – تفسیر جمع الجوامع، ج۳، ص ۱۰۵
 – ترجمه المیزان، ج۱۵، ص ۲۲۷-۲۲۸
 – المیزان، ج ۱۶، ص ۳۰۹

 – الصحاح، ج۲، ص ۷۵۹
 – راغب، المفردات، ص ۵۹۵
 – فاضل مقداد، کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج۲، ص ۲۲۲
 – طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، الاقتصاد الهادی إلى طریق الرشاد، انتشارات کتابخانه جامع چهل‌ستون، تهران، ۱۳۷۵ ه‍ ق، ص ۲۵۸
 – اصفهانى، فاضل هندى، محمد بن حسن، کشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحکام، ۱۱ جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم – ایران، اول، ۱۴۱۶ ه‍ ق، ج۳، ص ۲۳۴
 – حلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، منتهى المطلب فی تحقیق المذهب، مجمع البحوث الإسلامیه، ایران، ۱۴۱۲ ه‍ ق، ج۴، ص ۲۷۲
 – الف-حلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، مختلف الشیعه فی أحکام الشریعه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۴۱۳ ه‍ ق، ج۲، ص ۹۸
    ب- همان، تذکره الفقهاء، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم – ایران، اول، ۱۴۱۴ ه‍ ق، ج۲، ص ۴۴۶
 – حلّى، محقق، نجم الدین، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، مؤسسه اسماعیلیان، قم، ۱۴۰۸ ه‍ ق، ج۱، ص ۶۰
 – همان، المبسوط، ج۱، ص ۸۷
 – عاملى، شهید اول، محمد بن مکى، الدروس الشرعیه فی فقه الإمامیه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۴۱۷ ه‍ ق، ج۱، ص ۱۴۷
 – عاملى، شهید ثانى، زین الدین بن على، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه (المحشّٰى – کلانتر)، ۱۰ جلد، کتابفروشى داورى، قم – ایران، اول، ۱۴۱۰ ه‍ ق، ج۱، ص ۵۲۴
 – شیخ انصاری، مرتضى بن محمد امین، کتاب الصلاه، کنگره جهانى بزرگداشت شیخ اعظم انصارى، قم، ۱۴۱۵ ه‍ ق، ج۱، ص ۲۰۴
 – کلینی، الکافی، ج۵، ص ۵۲۰
 – حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص ۲۰۰
 – وسائل الشیعه، ج۲۰، ص ۲۰۰
 – سوره حج: آیه ۷۸

 

حنانه نصرت خوارزمی
* کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامی

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

Leave a Reply