This option will reset the home page of this site. Restoring any closed widgets or categories.

Reset

اعمال و فضایل شب قدر

index

فضایل شب قدر

شب قدر از شب هاى با عظمت و با اهمیت سال است و دلیل فضیلت این شب بر سایر شب ها به اعتبار امورى است که در این شب محقق مى گردد وگرنه اجزاى زمان یا مکان ، درجه و رتبه وجودى شان یکى است و بین آنها تفاوتى وجود ندارد.
شب آمرزش گناهان است
در منهج الصادقین در تفسیر سوره ((قدر)) از پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده که فرمودند: ((هر کس شب قدر را احیا دارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامى گناهانش ‍ آمرزیده مى شود.))
قلب ماه رمضان است
در روایتى مى خوانیم که امام صادق (علیه السلام ) فرمود: ((از کتاب خدا استفاده مى شود که شماره ماه هاى سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سر آمد ماه ها، رمضان است و قلب ماه رمضان ، لیله القدر است .))(۴۶)
سرور شب هاست
پیامبر خاتم فرمود: ((لیله القدر سیده اللیالى ))(۴۷) شب قدر، سرور شبهاست .
از هزار ماه بهتر است
در فرهنگ غنى اسلام ، همه امور را با معیارهاى الهى مى سنجند؛ از این رو قرآن کریم ، ابراهیم ، ((قهرمان توحید)) را یک امت مى داند و یا در مورد شب قدر در قرآن مى خوانیم : (لیله القدر خیر من اءلف شهر) و در صحیفه سجادیه (دعاى ۴۴) آمده است که فضل لیله واحده من لیالیه ، على لیالى الف شهر و سماها، لیله القدر(۴۸).(۴۹)
به چه سبب شب قدر بهتر از هزار ماه است ؟
در خبرى از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است : هنگامى که ماه رمضان نزدیک شد – در ایامى که سه روز از ماه شعبان باقى بود – به بلال گفت : مسلمانان را به مسجد بخوان و چون گرد آمدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اى مردم ! پروردگار این ماه را به شما اختصاص داده است ، آن سید ماههاست و در آن شبى است که از هزار ماه نیکوتر است .(۵۰)
نظرهاى گوناگونى در خصوص بهتر بودن این شب مبارک از هزار ماه ، ابراز شده است .(۵۱)
الف ) عمل نیک در این شب از هزار ماهى که در آنها شب قدر نباشد بهتر است و در این خصوص ، روایت زیر قابل دقت است :
راوى از امام صادق (علیه السلام ) سوال مى کند: چگونه ممکن است شب قدر از هزار ماه بهتر باشد؟
امام (علیه السلام ) فرمودند: العمل فیها خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیله القدر.(۵۲)
ب ) از امام زین العابدین (علیه السلام ) روایت شده که فرمود: خدا به رسول خود محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) گفت : آیا مى دانى براى چه شب قدر از هزار ماه برتر است ؟ اظهار داشت : نه .
خداوند فرمود: براى این که در این شب ، فرشتگان و روح به اذن بارى تعالى هر امرى را فرود مى آورند.(۵۳)
ج ) نزول قرآن در آن شب .
حال که کلام به این جا رسید، بد نیست تا اشاره اى گذرا به وجوه دیگرى که دانشمندان نقل کرده اند، داشته باشیم :
الف ) عبادت یک شب پیروان پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) از سلطنت هزار ماه بنى امیه – که تقریبا هشتاد و اندى سال مى شود – برتر است .(۵۴)
ب ) نقل است که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نام چهار تن از عابدان (یحیى ، زکریا، حزقیل و یوشع ) را بر زبان جارى کرد و فرمود: ((اینان هشتاد سال خدا را پرستیدند و لحظه اى هم از یاد او غافل نشدند و مرتکب گناه نگردیدند.)) حضار تعجب کردند. جبرئیل ((سوره قدر)) را فرود آورد.(۵۵)
پ ) ابوبکر ورّاق گوید: ملک سلیمان هزار ماه بود و ملک ذوالقرنین هزار ماه و کسى که در شب قدر خدا را عبادت کند، از ملک و سلطنت آن دو بهتر است .
ت ) ثعلبى گوید: پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به یاران خود فرمودند: در بنى اسرائیل ، عابدى مى زیست که ((شمسون )) نام داشت ، وى هزار ماه ، سلاح بست و در راه خدا نبرد کرد. صحابه گفتند: آیا ما نیز با این عمر کوتاه به چنین سعادتى نائل خواهیم شد؟ که سوره قدر نازل گردید.
ه ) شب قدر از هزار ماه بهتر است ، زیرا بر امت هاى پیشین ، هزاران ماه گذشت و آنان در تاریکى ها و گمراهى ها به سر مى بردند.
نزول قرآن در این شب
طبق روایات موجود، مجموع قرآن ، که معجزه جاوید رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) است ، در شب قدر دفعتا به صورت یک روح از لوح محفوظ به آسمان دنیا یا بیت المعمور و یا قلب پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) نازل شده است .
این را اصطلاحا نزول دفعى (یکباره ) و نزول اجمالى قرآن مى گویند، اما قرآن یک نزول تدریجى و تفصیلى هم دارد، که طى ۲۳ سال دوران نبوت پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) به صورت الفاظ نازل شده است .
به همین علت ، لغویان بین کلمه نزول از باب افعال و از باب تفعیل فرق گذارده اند؛ از این رو آیاتى که با لفظ ((انزال )) و مشتقات آن آمده ، ظاهر در نزول ((دفعى )) مى دانند و آیاتى که با لفظ ((تنزیل )) و مشقات آن وارد شده است ، ظاهر در نزول ((تدریجى )) مى دانند.
سوره قدر
نامگذارى یکى از ((سور قرآن )) به نام قدر (سوره القدر)، گویاى فضیلت و اهمیت این شب است .
شب مبارک
شب قدر شبى مبارک و فرخنده است ، چون قرآن که بهترین خیرات و برکات است ، در این شب نازل شده است : (انا اءنزلناه فى لیله مبارکه .)
تعیین شب قدر
در این که شب قدر، بیش از یک شب در سال نیست و در این که آن شب در ماه مبارک رمضان واقع شده است ، نزد ما خلافى نیست ، اما در تعیین یکى از شب هاى ماه رمضان ، به عنوان شب قدر، بین علما و دانشمندان ، اختلاف وجود دارد. و همان طور که ((صلوه وسطى )) در بین نمازهاى پنج گانه و ((اسم اعظم )) در میان اسماى الهى و ((ساعت استجابت دعا)) در ساعت هاى روز جمعه و ((ولى خدا)) در بین بندگان و ((رضاى خدا)) در طاعات و ((سخط خود را)) در سیئات گذاشته است (۵۶) و وقت قیام ساعت و هنگام قیام امام زمان (عج ) و وقت مرگ را نیز مشخص نفرموده است – تا اهل معصیت آنها را وسیله نیل به مقاصد خود قرار ندهند – و در مقابل ، مومنان بیشتر مراقب اعمال و رفتار خود باشند و کلیه نمازهاى روزانه را با توجه و دقت کامل انجام دهند و کلیه اسماى الهى را نیز مواظبت کنند و به همه بندگان احترام نمایند و روز جمعه به دعا بیشتر همت گمارند، زیرا:
 

چه هر گوشه ، تیر نیاز افکنى   امید است ناگه که صیدى زنى

و قیام قیامت ، مخفى است تا مردم از وقوع ناگهانى او وحشت داشته باشند و شب قدر، نیز مستتر و مخفى است و دقیقا مشخص نیست ؛ اما بى گمان این عدم تعیین به نفع بندگان است و در روایت آمده است که :
قیل لامیرالمؤ منین (علیه السلام ): اخبرنا عن لیله القدر؟ قال : ما اءخلوا من ان اکون اعلمها و لست اشک ان الله انما یسترها عنکم ، نظرا لکم ، لاءنه لو اعلمکموها عملتم فیها و ترکتم غیرها.(۵۷)
به امیر مؤ منان على (علیه السلام ) گفتند: ما را از شب قدر آگاه کن . فرمود: خالى از این نیستم که آن را بدانم . شک ندارم که خداوند به خاطر کمک کردن و مهلت دادن به شما آن را از شما مى پوشاند، چون اگر آن را به شما اعلام مى کرد، در همان شب عمل مى کردید و در غیر آن شب ، عبادت را ترک مى کردید.
بنابراین شاید حکمت اخفا و مجهول ماندن آن این باشد که مومنان ، شبهاى بیشترى را قدر بدانند و به آرزوى درک فضیلت آن به کارهاى نیک و عبادت بیشترى پرداخته و از معاصى و زشتیها دورى گزینند و در پرستش خداوند تلاش نمایند.(۵۸)

اى خواجه ، چه گویى ز شب قدر نشانى   هر شب ، شب قدر است ، اگر قدر بدانى

علت دیگر این امر را این گونه گفته اند:
هنگامى که بنده با این که یقین به لیله القدر ندارد و در اطاعت و بندگى ، کوشش و جهدى به سزا انجام داد تا شاید آن شب را درک کند، خداوند متعال در برابر ملائکه به انسان مباهات مى کند و مى گوید:
این همان موجودى است که آنان را مفسد و خون ریز، معرفى مى کردید؛ اینکه تلاش و کوشش او را در شبى که احتمال شب قدر بودن آن مى رود بنگرید و قضاوت کنید که اگر یقین به آن شب داشت ، چگونه اطاعت و بندگى مرا مى نمود؛ در این هنگام روشن شد که : انى اعلم ما لا تعلمون …(۵۹)
علت دیگر هم این که اگر این شب خجسته معین بود، برخى بر اثر توفیق احیاى آن ، مبتلا به عجب و غرور مى گردند و اگر معین نباشد، بر اثر تمرین و مراقبت بیشتر، ملکات فاضله در نفسشان راسخ ‌تر مى گردد و از برکات و پاداش هاى بیشتر بهره مى گیرند.(۶۰)
استاد على کریمى جهرمى در کتاب حول لیله القدر وجوهى براى اختفاى این شب ذکر کرده اند، که از آن جمله است :
اگر این شب معلوم بود، حرمت و عظمت در خور شاءن را در نظر مردم نداشت . سیره مردمان بر این است که براى هر چه از دید آنان مخفى است ، احترام بیشترى قائلند، چنان که احترام گذارى آنان بر قبور ائمه و اعتاب آن بزرگواران که در مسیرهاى دور و دراز است ، بیشتر از قبورى است که در شهر و محل سکونت آنهاست و لذاست که در عزلت ، عزت و کرامت است ، اما در معاشرت پیاپى ، ذلت و مهانت .
و در کشکول شیخ بهایى مى خوانیم :
در مشهد رضوى ، در ماه ذى القعده ، سال ۱۰۰۷ این اشعار را گفتم :

تو ز دیو نفس اگر جویى امان   رو نهان شو، چون پرى از مردمان
چون شب قدر از همه مستور شد   لاجرم از پاى تا سر، نور شد
اسم اعظم چون کسى نشناسدش   سرورى بر کل اسما بایدش ‍
گنج خواهى ، کنج عزلت کن مقام   واستتر واستخف ، عن کل الاءنام
تا تو نیز از خلق پنهانى همى   لیله القدرى و اسم اعظمى

در شب دیگر که این اشعار را گفتم ، در خواب دیدم که پدرم رقعه اى به من داد، چون ملاحظه کردم ، دیدم بر بالاى آن این آیه شریفه مرقوم است :
تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقین .
شاید هم به منظور تعظیم و بزرگداشت آن ، معین اش نکرده اند تا بندگان خطاپیشه با انجام گناه ، حرمت آن را نشکنند و مورد خشم پروردگار قرار نگیرند.(۶۱)
از ابن عباس روایت کرده اند که جمله لیله القدر سه بار در سوره قدر تکرار شده و مجموع حروف لیله القدر نه حرف است و حاصل ضرب سه در نه ، بیست و هفت است ، به همین مناسبت باید شب قدر، شب بیست و هفتم باشد.(۶۲)
در کتاب احکام القرآن ابن عربى معافرى اندلسى مالکى ، درباره تعیین ((شب قدر)) گوید:
شب ۲۷ رمضان ، شب قدر است ، زیرا علما حروف سوره قدر را شمرده اند و چون به کلمه ((هى )) رسیدند، آن را ۲۷ حرف یافتند و دانستند که شب قدر، ۲۷ رمضان است .(۶۳)
البته این روش برداشت از قرآن در نزد مفسران و محققان ما ناصحیح است ؛ دانشمند شهیر شیعه ، مرحوم محمد جواد مغنیه ، پس از نقل این کلام مى گوید:
این نبوغ در استنتاج و این ورع در تفسیر کلام خدا، شى ء عجیب و غریبى نیست از کسى که در مقام تعلیق زدن بر فتواى امام شافعى مى نویسد: ((هذا کلام من لم یذق طعم الفقه )) و نیز در تعلیق بر فتواى امام ابو حنیفه گوید: ((هذا فقه ضعیف .))
در هر حال برخى تصور کرده اند که همه شب هاى ماه رمضان ، احتمال قدر بودن را دارد. و بعضى با استفاده از بعضى روایات ، شب اول و برخى شب هفدهم (۶۴) و عده اى شب نوزدهم را شب قدر معرفى کرده اند.
جمع کثیرى به استناد روایات فراوان دیگر معتقدند که در دهه آخر ماه رمضان است و این قول ، اتقان بیشترى دارد.
اینک ، به پاره اى روایات که مستند قول اخیر است ، اشاره مى کنیم :
۱٫ حمران از امام پنجم (علیه السلام ) درباره آیه (انا اءنزلناه فى لیله مبارکه )(۶۵) مى پرسد. امام باقر (علیه السلام ) در جواب مى فرماید:
نعم لیله القدر، فى کل سنه ، فى شهر رمضان ، فى عشر الاواخر؛(۶۶)
بلى ، آن شب قدر است که در تمام سالها در دهه آخر رمضان واقع شده است .
۲٫ پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرمایند:
((التمسوها فى العشر الاواخر؛(۶۷) شب قدر را در دهه آخر ماه مبارک رمضان بجویید.))
۳٫ و نیز نقل است که : ان النبى (صلى الله علیه و آله و سلم ) کان یوقظ اهله ، فى العشر الاواخر من شهر رمضان ؛ رسول خدا اهل خویش را در دهه آخر ماه رمضان بیدار مى کرد.
شب بیست و سوم

آن شب قدرى که گویند اهل خلوت امشب است   یارب این تاثیر دولت از کدامین کوکب است

در تعیین ((شب قدر)) اختلاف نظر است ، ولى از مجموع روایت هاى وارد شده در این موضوع و سیره پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و اهل بیت (علیهم السلام ) و اصحاب مى توان گفت :
شب قدر بودن شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان ، یقینى است . و شب هاى نوزدهم و بیست و یکم وسیله اى براى دست یافتن به آن است .
اینک به ادله اى چند در این خصوص اشاره مى شود:
الف ) از شیعه و اهل سنت ، نقل کرده اند که : عبدالله انیس انصارى (جُهَنى ) که در خارج مدینه مى زیسته و شرایطش طورى بوده که نمى توانسته زیاد به مدینه بیاید و از خیرات و برکات رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) استفاده کند روزى خدمت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) شرفیاب شد و عرض کرد: من شتران و گوسفندان و کارگرانى دارم و منزلم از مدینه دور است ، ولى دوست دارم ، یک شب از شب هاى ماه رمضان را معین فرمایید تا سعى کنم به مدینه بیایم و در نماز حاضر شوم .
فدعاه رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) فسارّه فى اءذنه ، فکان الجهنى ، اذا کان لیله ثلاث و عشرین ، دخل بابله و غنمه و اهله ، الى المدینه ؛(۶۸)
پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مطلبى را به گوش او سرى فرمودند و پس از آن این مرد، شب هاى بیست و سوم ماه رمضان با شتران و گوسفندان و کارگران خود وارد مدینه مى شد.
بعضى این روایت را با شب قدر تطبیق داده اند.
ب ) سفیان بن السمط گوید:
قلت لابى عبدالله (علیه السلام ): اللیالى التى یرجى فیها من شهر رمضان …
((شبهایى که احتمال مى رود، ((شب قدر)) در آنها باشد، کدام است ؟))
حضرت فرمود:
((تسع عشره واحدى و عشرین و ثلاث و عشرین ؛ شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است .))
قلت ، فان اءخذت انسانا، الفتره او عله ، ما المعتمد علیه من ذلک ؛
پرسیدم : اگر کسى معذور باشد، به کدام شب بیشتر اهمیت بدهد؟ فرمودند:
((ثلاث و عشرین ؛ به شب بیست و سوم .))
پ ) از امام صادق (علیه السلام ) روایت است که فرمودند:
التقدیر فى لیله تسعه عشر، و الابرام فى لیله احدى و عشرین ، و الاءمضاء فى لیله ثلاث و عشرین ؛ اندازه گیرى و تقدیر امور در شب نوزدهم انجام مى شود و سپس در بیست و یکم ، ابرام و مهیا براى امضا مى گردد و آن گاه در شب بیست و سوم ، امضا خواهد شد.
ت ) شیخ صدوق مى فرماید:
اتفق مشایخنا – رضى الله عنهم – فى لیله القدیر، على انها لیله ثلاث و عشرین من شهر رمضان .(۶۹) بزرگان شیعه اتفاق کرده اند که شب قدر، بیست و سوم رمضان است .
ث ) فتّال نیشابورى نیز مى نویسد:
اتفق اکثر مشایخنا – رضى الله عنهم – على ان لیله القدر، لیله ثلاث و عشرین .(۷۰)
((بیشتر مشایخ ما اتفاق کرده اند که بیست و سوم ماه رمضان ، شب قدر است .))
اعمال مخصوص این شب نیز مؤ ید مدعاى ماست ؛ مثلا انجام دو غسل (اول و آخر شب ) و خواندن هزار مرتبه سوره قدر و تلاوت سوره دخان که نخستین آیه اش این است : (انا اءنزلناه فى لیله مبارکه ).
ج ) در تفسیر گازر آمده است :
((عبدالله عمر گفت : در عهد رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) چند نفر از صحابه به خواب دیدند که شب قدر، شب بیست و سوم است . حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: خواب هاى شما موافق است ، هر که خواهد عبادتى کند، به شب بیست و سوم اهمیت دهد.))
چ ) و در خبر است که بنى سلمه جمعى را به مدینه فرستادند تا از رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) بپرسند که شب قدر، کدام شب است . به نزدیک حضرت آمدند و سوال کردند. حضرت در جواب پرسشى کردند: امشب چندم است ؟ گفتند: بیست و دوم . سپس پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ((فردا شب .))
ح ) از امام صادق (علیه السلام ) منقول است که فرمودند:
ان لیله الثالث و العشرین من شهر رمضان ، هى لیله الجهنى ، فیها یفرق کل امر حکیم ، و فیها تثبت البلایا و المنایا و الاجال و الارزاق و القضایا و جمیع ما یحدث الله فیها، الى مثلها من الحول ، فطوبى لعبد احیاها، راکعا و ساجدا و مثّل خطایاه بین عینیه و یبکى علیها، فاذا فعل ذلک ، رجوت ان لا یخیب ان شاء الله .(۷۱)
از این روایت استفاده مى شود که محققا شب بیست و سوم رمضان ، همان لیله جهنى است که در آن ، هر امر محکمى فیصله داده خواهد شد و در آن شب ، هر حادثه اى اعم از بلا، مرگ ، زندگى و روزى و تمام آنچه از حوادث الهى در این شب و سایر شب ها در طول سال واقع خواهد شد، معین مى گردد.
و سپس امام (علیه السلام ) مى افزایند:
((خوشا به حال آن بنده اى که شب یاد شده را به رکوع و سجود احیا نماید و گناهان خود را در مقابل دیدگان مجسم کند و بر انجام آنها بگرید که اگر چنین کرد، امیدوارم که به خواست خدا ناامید نشود.))
حفص بن غیاث از امام صادق (علیه السلام ) از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل کرده است :
انزل القرآن فى ثلاث و عشرین من شهر رمضان ؛(۷۲)
قرآن در شب ۲۳ رمضان نازل شده است . از سوى دیگر بر حسب دو آیه از قرآن ، این کتاب آسمانى در ماه رمضان و در شب قدر نازل شده است ، بنابراین شب قدر شب ۲۳ رمضان است .
سید ابن طاووس رحمه الله مى گوید: ((طبق کشف و بیان ، شب قدر همان شب بیست و سوم رمضان مى باشد.))(۷۳)
شب قدر در مناطق مختلف
آیا شب قدر در تمام کره زمین یک شب معین است یا متفاوت است ؟
بعضى معتقدند، از آن جا که شروع ماه هاى قمرى در همه مناطق همزمان نیست ، شب قدر هم در همه بلاد، یک شب خاص نخواهد بود. برخى دیگر مى فرمایند: آغاز ماه هاى قمرى ، در کلیه مناطق یکى است و اگر در شهرى از شهرها هلال رؤ یت شود، آن شب در جمیع مناطقى که با محل رؤ یت در بخشى از شب مشترکند، اول ماه است و آن گاه پس از گذشت ۲۳ شب از رویت هلال رمضان ، آن شب ((لیله القدر)) است .
دلیل این بزرگان ، اطلاق صحیحه هشام بن حکم از امام صادق (علیه السلام ) است که فرمودند:
ان کانت له بیّنه عادله على اهل مصر، انهم صاموا ثلاثین على رؤ یته ، قضى یوما.
کسى به واسطه ندیدن هلال ، ۲۹ روز ماه رمضان را روزه گرفت ، سپس بینه عادله پیدا شد بر این که در شهرى از شهرها سى روز روزه گرفته اند، به واسطه رویت هلال در شب قبل آن ، باید یک روز قضا کند.
و در موثقه بصرى ، امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:
((فان شهد اهل بلد آخر، فاقضه ؛ اگر اهل شهرى شهادت دهند که هلال را دیده اند و در آن روز که یوم الشک بود و روزه نگرفت ، باید آن را قضا کند.))
در این مورد، صاحب جواهر و نراقى در مستند و حکیم در مستمسک ، نیز این قول را تقویت کرده اند.
و اما از آنجا که اکثر فقها صحیحه هشام را مقید دانسته اند، لذا بر ماست که رعایت احتیاط کرده و ضمن توجه به رویت هلال در شهرهاى نزدیک و یا موافق در افق ، شب بیست و سوم پس از رویت هلال در بلد خود را نیز احیا بداریم و همچنین شب بیست و سوم پس از رویت هلال در شهرهاى دور و یا مخالف در افق را نیز احیا بگیریم تا مطمئن به درک فضیلت شب قدر گردیم .
محرومان از برکات لیله القدر
از برخى روایات استفاده مى شود که گروهى از اسلام و رحمت و دیگر برکات شب قدر محرومند و آنها عبارتند از:
۱٫ شارب الخمر؛
۲٫ خورنده گوشت خوک ؛
۳٫ کسى که خود را به وسیله زعفران آرایش نماید.(۷۴)
۴٫ آنان که در منزل خود، سگ نگهدارى مى کنند (مگر به خاطر مصلحتى مشروع ).(۷۵)
۵٫ ملعونان (منافقان )، رباخواران ، پیشوایان شرور، کافران ، رشوه گیران ، رشوه دهندگان ، قاطعان رحم ، شهوت رانان ، کتمان کنندگان حقیقت ، فتنه گران ، ظالمان ، یارى دهندگان ظالمان ، شراب خواران ، اهل تهمت و دروغ و غیبت ، تارکان معروف و عاملان منکر و عاق والدین و ساحران و…
۶٫ کسى که کینه برادر مسلمان خود را به دل گیرد و با او دشمن باشد.
میبدى مى نویسد: فرشتگان و جبرئیل گرد عالم مى گردند و به همه جاى ها در آیند و به همه خانه هاى مومنان در شوند، خانه اى که در آن جا ((مى )) بود یا مدمن الخمر بود یا فرزندى عاق بر پدر و مادر یا قاطع رحم بود یا در آن خانه سگى بود یا تصاویر یا کسى که نماز نکند یا دو مسلمان که با یکدیگر به هجرت باشند و سخن نگویند، فرشتگان در این خانه ها نروند و از خیرات و برکات این شب محروم باشند.(۷۶)
# # #
در رفع این ابهام که چرا عرشیان توجهى به این گروه از انسان ها ندارند و چرا باید از نورانى بودن شب قدر و برکات آن محروم باشند، باید گفت :
این گونه افراد با رمضان انسى ندارند و زمینه بهره ورى از برکات این شب ها را در خود فراهم نیاورده اند و روحشان نیز آمادگى پذیرش ملائک و حقیقت برتر از آن روح را ندارند؛ کسى که در طول یک سال ، با بى بند و بارى زندگى را ادامه داده و از انجام هر خلافى کوتاهى نکرده است ، چگونه مى تواند چشم به شب قدر بدوزد و پذیراى ملائکه گردد؟!
آرى باید نخست دیو را از جان بیرون راند و آن گاه به انتظار فرود آمدن ملائکه و روح و نیز بارش رحمت الهى نشست ، زیرا وجود زمینه هاى پذیرش از ضروریات محسوب مى گردد.
البته ناگفته نماند که تزکیه خانه دل از وسوسه هاى ابلیس لعین و پاکسازى آن از آلودگى هاى ظلمانى و آنگاه ایجاد زمینه براى تغذیه سالم آن از غذاهاى معنوى و آرامش بخشى ، هم چون ذکر و یاد خدا و توبه و استغفار و تلاوت قرآن و توسل و در نهایت ، درک فیوضات الهى در لیله القدر، بدون توفیق از جانب حق تعالى به دست نمى آید و روى همین اصل است که عارف سالک ، مرحوم میرزا جواد آقا ملکى تبریزى در المراقبات مى فرماید:
((از مهم ترین دعاها در ماه رمضان ، این است که براى توفیق ((عبادت شب قدر)) زیاد دعا کند)) و ما نیز دست به دعا برداشته و گوییم :
پروردگارا، ما را از آنان که از خیرات و برکات این شب (لیله القدر) محرومند، قرار مده و خیر دنیا و آخرت را براى ما و پدر و مادر و فرزندانمان مقدر فرما.
اجمالى از وظایف ما در شب قدر
اعمال و وظایف شب هاى قدر را مى توان به دو قسم تقسیم کرد:
۱٫ وظایف مشترک ؛
۲٫ وظایف مخصوص ؛
اینک به برخى از اعمال مشترک در شب هاى قدر اشاره مى کنیم تا آنان که خواهان خوش کامى و خوش بختى هستند، به انجام آنها بپردازند:
۱. غسل

شست و شویى کن و آنگه به خرابات خرام   تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده (۷۷)

جهت پاکیزگى جسم و صفاى روح و روان ، مستحب است (۷۸) به نیت شب قدر و با قصد تقرب به خدا در اول آن شب ، غسل انجام شود.(۷۹)
سید ابن طاووس در اقبال به سند خود از امام صادق (علیه السلام ) روایت مى کند که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در دهه آخر ماه رمضان هر شب غسل مى کرد.(۸۰)
۲. احیا و شب زنده دارى
حضرت باقر العلوم (علیه السلام ) به نقل از آباء کرامش نقل مى کند:
((رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) نهى کرد که از شب بیست و یکم و شب بیست و سوم ، غفلت شود و نهى کرد که کسى در آن شب بخوابد.))(۸۱)

====================================================================

۱- روح ، حقیقتى مافوق ملائکه است ، به دلیل در مقابل هم قرار گرفتن آن دو در سوره قدر: (تنزل الملائکه و الروح ). قال ابوبصیر: قلت للامام جعفر الصادق (علیه السلام ): جعلت فداک ، الروح لیس هو جبرائیل ؟ قال (علیه السلام ): الروح اءعظم من جبرائیل ، ان جبرائیل من الملائکه و ان الروح هو خلق اءعظم من الملائکه ، اءلیس یقول الله تبارک و تعالى : (تنزل الملائکه و الروح )؟ (تفسیر نور الثقلین ، ج ۵، ص ۶۳۸ و تفسیر برهان ، ج ۴، ص ۴۸۱). بعضى گفته اند: صنفى از ملائکه را روح گویند، که آنها را دیگر ملائکه نبینند، مرگ در شب قدر، برخى هم آن را به معناى رحمت گرفته اند؛ بعضى دیگر نیز آن را به وحى تفسیر کرده اند. ((براى اطلاع بیشتر رک : تفسیر محمد مومن مشهدى بر جزء سى ام ؛ حسین بن احمد حسینى شاه عبدالعظیمى ، تفسیر اثنى عشرى ، ج ۱۴، ص ۲۰۱؛ سید عبدالحسین طیب ، اطیب البیان ، ج ۱۴، ص ۱۸۰؛ تفسیر نمونه ، ج ۲۷، ص ‍ 177؛ محمد صادقى ، الفرقان ، ج ۳، ص ۳۸۲)).
۲- در پاره اى از نسخه ها: ((شب قدر است و طى شد نامه هجر)) است .
۳- دیوان حافظ، به تصحیح محمد قزوینى ، غزل ۲۵۱، ص ۱۷۰٫
۴- محمد رضا حکیمى ، خورشید مغرب ، ص ۱۲۷ و ۱۲۸، با کمى تغییر.
۵- در این که عدد هزار براى تعداد است یا تکثیر، بین مفسران ، اختلاف نظر وجود دارد؛ بعضى همانند عدد هفت و هفتاد که در قرآن براى کثرت استعمال شده است براى تکثیر مى دانند و برخى آن را براى تعداد دانسته و مى گویند: اصولا عدد همیشه براى تعداد است ، مگر این که قرینه روشنى بر تکثیر باشد.
۶- ملا محسن فیض کاشانى ، تفسیر صافى ، ج ۵، ص ۳۵۲ و بحار الانوار، ج ۹۵، ص ۴۹٫
۷- ابوالفضل رشید الدین میبدى ، کشف الاسرار و عده الابرار، ج ۱۰، ص ۶۴٫
۸- امام خمینى ، پرواز در ملکوت ، ص ۲۲۶٫
۹- حسن بصیرى ، ارمغان مور، ص ۲۵٫
۱۰- برگرفته از خطبه پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) در روز جمعه آخر ماه شعبان .
۱۱- دیوان ابن السیف ، ج ۵، ص ۳۱٫
۱۲- جواد محدثى ، سیناى نیاز، ص ۱۴۷، با کمى تصرف .
۱۳- ر.ک : دعاى روز ۲۷ رمضان .
۱۴- سید محمد حسین طباطبایى ، سنن النبى ، ص ۲۹۶٫
۱۵- بحار الانوار، ج ۹۴، ص ۱۰٫
۱۶- العروسى الحویزى ، تفسیر نور الثقلین ، ج ۵، ص ۶۱۵٫
۱۷- دیوان حافظ، به اهتمام محمد قزوینى و دکتر قاسم غنى ، ص ‍ 124.
۱۸- رک : محدث قمى ، فوائد الرضویه ، ص ۱۰؛ محمد تنکابنى ، قصص ‍ العلماء، ص ۱۱۸؛ رضا مختارى ، سیماى فرزانگان ، ج ۳، ص ۱۶۷٫
۱۹- قال ابوعبدالله (علیه السلام ): قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ): ان الله عزوجل اختار من الایام ، الجمعه و من الشهور، شهر رمضان و من اللیالى ، لیله القدر و اختارنى على جمیع الانبیاء و اختار منى علیا و فضله علیا و فضله على جمیع الاوصیاء. ((ر.ک : وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۶۷؛ بحار الانوار، ج ۹، ص ۱۶۰؛ ینابیع الموده ، ص ‍ 486.))
۲۰- قال السائل : یابن رسول الله ، کیف اعرف و ان لیله القدر تکون فى کل سنه ؟
۲۱- مجموعه رسائل و مقالات فلسفى ، به تصحیح غلامحسین رضانژاد (مقاله شب قدر.)
۲۲- ادبیات فارسى ، بر مبناى تاءلیف استورى ، ترجمه برگل ، ج ۱، ص ‍ 173.
۲۳- معجم مولفى الشیعه ، ص ۳۲۱٫
۲۴- علامه شیخ محمد شلتوت مى نویسد:
((در سال هاى اخیر، عادتى میان مسلمانان پیدا شده ، آن این است که یکى از شب هاى ماه رمضان را به عنوان ((شب قدر)) احیا مى دارند و مى پندارند که این معناى همان شب زنده دارى است که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره اش چنین فرمود: کسى که شب قدر را از روى ایمان و اخلاص احیا بدارد، خداوند تمام گناهان او را مى آمرزد.))
۲۵- حج (۲۲)، آیه ۷۴٫
۲۶- شیخ طوسى ، التبیان ، ج ۱۰، ص ۳۸۵؛ فتح القدیر، ج ۵، ص ۴۷۲ و مجمع البحرین ، ماده قدر.
۲۷- طلاق (۶۵) آیه ۷٫
۲۸- در این خصوص آیه الله شیخ جعفر شوشترى در فوائد المشاهد گوید: ((بعضى اشکال کرده اند که ملائکه زیاده از حد است و محال است که زمین گنجایش آنها را داشته باشد و جواب داشته شده که قبیل ، قبیل نازل مى شوند؛ یعنى یک طایفه مى آیند و عروج مى کنند و بعد از آن ، طایفه دیگرى مى آیند.))
و افزوده است ، براى نازل شدن ملائکه و روح در شب قدر، چند وجه وجود دارد: اول آن که : این نازل شدن براى خصوصیتى است که خداوند عالم براى زمین قرار داده است ، در خصوص این شب قدر.
دوم آن که : نازل مى شوند براى ملاحظه کردن پاره اى از عبادات که در زمین است و در آسمان نیست ، مثل : ((اطعام فقرا و مساکین )) زیرا که این عبادت بزرگ در آسمان ها نیست ، لذا براى بزرگى شاءن این عبادت به زمین نازل مى شوند تا اطعام بر فقرا و مساکین را ببینند…
سوم آن که : نزول ملائکه در شب قدر براى شنیدن گریه و ناله هاى گناهکاران است ، زیرا آنها از فرمایش خداوند تعالى انین المذنبیین احب الى من تسبیح المسبحین . دانسته اند که ناله گناهکاران افضل از تسبیح تسبیح کنندگان است و چون در آسمان ها اهل معصیت نیست که ناله او را در مقام توبه بشنوند، لذا به زمین مى آیند تا این عبادت را ببینند و در حدیث است که حضرت جبرئیل (علیه السلام ) با ناله کنندگان مصافحه مى کند و ملائکه بر او سلام مى کنند و علامت مصافحه سید ملائکه (حضرت جبرئیل ) آن است که در شخص رقتى حاصل مى شود و نورانیتى پیدا مى گردد.
۲۹- نگارنده ، این چند سطر را مدیون تذکر دانشمند محترم ، حجه الاسلام محمد على سرافراز است .
۳۰- روضه کافى ، ص ۱۱۸٫
۳۱- تفسیر منهج الصادقین ، ذیل تفسیر سوره قدر.
۳۲- طبرسى ، مجمع البیان ، ج ۱۰، ص ۵۱۸٫
۳۳- محمد جمال الدین القاسمى ، تفسیر القاسمى ، ج ۱۷، ص ۲۱۸٫
۳۴- تفسیر نور الثقلین ، ج ۵، ص ۶۲۰؛ البرهان فى تفسیر القرآن ، ج ۴، ص ۴۸۸ و مجمع البیان ، ج ۱۰، ص ۵۱۸٫
۳۵- سیوطى ، الدر المنثور، ج ۶، ص ۳۷۱٫
۳۶- اصول کافى .
۳۷- قدر (۹۷)، آیه ۴٫
۳۸- دخان (۴۴)، آیه ۴٫
۳۹- قدر (۹۷)، آیه ۵٫
۴۰- ابوالفضل میبدى ، کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۵۵۹٫
۴۱- فیض القدیر، ج ۲، ص ۱۵۸ و کتاب التاج ، ج ۲، ص ۷۹٫
۴۲- صحیح بخارى ، ج ۳، ص ۶۱، کتاب الصوم ، باب معرفه لیله القدر.
۴۳- فتح البارى ، ج ۴، ص ۲۳۳ و کافى ، ج ۶، ص ۷٫
۴۴- الدر المنثور، ج ۶، ص ۳۷۱؛ التاج ، ج ۲، ص ۷۹ و فیض القدیر، ج ۲، ص ۱۵۸٫
۴۵- اصول کافى ، ج ۱، ص ۲۵۸٫
۴۶- تفسیر نور الثقلین ، ج ۵، ص ۹۱۸؛ و نیز رک : مجمع البیان .
۴۷- بحار الانوار، ج ۴۰، ص ۵۴٫
۴۸- الصحیفه السجادیه ، ص ۶۶ و مصباح المتهجد، ص ۶۰۷٫
۴۹- خداوند یکى از شب هاى ماه رمضان را بر شب هاى هزار ماه برترى داد و آن شب با فضیلت را شب قدر نامید.
۵۰- نور الثقلین ، ج ۵، ص ۶۱۸٫
۵۱- مثلا زمخشرى در کشاف مى گوید: ارتقاى فضیلت شب قدر تا این حد، علتش وجود مصالح دینى است ، از قبیل نزول ملائکه و روح و تفضیل هر امرى از روى حکمت .
۵۲- یعنى عمل در شب قدر بهتر از عمل در هزار ماهى است که شب قدر در آن نباشد.
۵۳- الکافى ، ج ۱، ص ۲۴۸ و بحار الانوار، ج ۲۵، ص ۸۰٫
۵۴- رک : محمد ثقفى تهرانى ، تفسیر روان جاوید و على بن ابراهیم قمى ، تفسیر قمى .
۵۵- ملا محسن فیض کاشانى ، تفسیر صافى ، ج ۵٫
۵۶- قال محمد بن على الباقر لابنه جعفر علیهما السلام : ان الله حبا ثلاثه اشیاء فى ثلاثه اشیاء، خباء رضاه فى طاعته ، فلا تحقرن من الطاعه شیئا فلعل رضاه فیه ، و خباء سخطه فى معصیته ، فلا تحقرن من المعصیه شیئا فلعل سخطه فیه . و خباء اولیاءه فى خلقه ، فلا تحقرن احدا فلعله ذلک الولى . ((سید محسن امین ، اعیان الشیعه ، ج ۱، ص ۶۵۸، به نقل از نثر الدرر.))
۵۷- شیخ عباس قمى ، سفینه البحار، ج ۲، ص ۴۱۱ و بحار الانوار، ج ۹۴، ص ۵٫ شرح نهج البلاغه ، ج ۲۰، ص ۱۵۴٫
۵۸- خطیب شربینى ، تفسیر السراج المنیر، ج ۴، ص ۵۶۷٫
۵۹- شیخ طوسى ، التبیان ، ج ۱، ص ۳۸۵؛ التاج ، ج ۲، ص ۳ و فتح البارى ، ج ۴، ص ۲۳۲٫
۶۰- رک : طبرسى ، مجمع البیان ، ج ۱۰، ص ۵۲۰ و کاشانى ، منهج الصادقین ، ج ۱۰، ص ۳۰۸٫
۶۱- گفتنى است که پیامبر و ائمه طاهرین مسلما زمان شب قدر را مى دانسته اند؛ لذا هنگامى که از امام (علیه السلام ) سوال مى شود که آیا شما مى دانید چه شبى ، شب قدر است ؟ مى فرمایند: چگونه نمى دانیم ، در حالى که ملائکه در آن شب ما را طواف مى کنند! ((رک : تفسیر برهان ، ج ۴، ص ۴۸۸؛ نور الثقلین ، ج ۵، ص ۶۳۹ و بصائر الدرجات ، ص ‍ 221.))
۶۲- سید محمد باقر حجتى ، پژوهشى در تاریخ قرآن ، ص ۳۹٫
۶۳- احکام القرآن ، ج ۲، ص ۲۳۹، به نقل مرحوم مغنیه در التفسیر الکاشف ، ج ۷، ص ۵۹۱٫
۶۴- این قول در بین برادران عامه مشهور است . رک : التاج ، ج ۲، ص ۸؛ محمد حسین طباطبایى ، المیزان ، ج ۲۰، ص ۴۷۴ و طبسى ، زاد المعاد، ص ۱۸۰٫
۶۵- دخان (۴۴)، آیه ۳٫
۶۶- تفسیر نور الثقلین ، ج ۵، ص ۶۲۱، به نقل از کافى ، ص ۱۵۷٫
۶۷- تفسیر السراج المنیر، ج ۴، ص ۵۶۶ و بحارالانوار، ج ۹۴، ص ‍ 10.
۶۸- وسائل الشیعه ، ج ۷، ص ۲۶۲؛ بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۹ و دعائم الاسلام ، ج ۱، ص ۲۸۲؛ تفسیر نور الثقلین ، ج ۵، ص ۶۲۶٫
۶۹- خصال ، ج ۲، ص ۱۰۲ و بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۱۶٫
۷۰- روضه الواعظین ، ص ۳۴۸٫
۷۱- بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۴ و مستدرک الوسائل ، ج ۷، ص ۴۷۴٫
۷۲- الکافى ، ج ۲، ص ۶۲۸٫
۷۳- اقبال الاعمال ، ص ۲۰۶٫
۷۴- … و لا یدع مومنا و لا مومنه الا سلم علیه ، الا مدمن الخمر و آکل لحم الخنزیر و المضمخ (بوى خوش بر خویشتن آلودن ) بالزعفران . (تاءویل الآیات الباهره ، ج ۲، ص ۸۱۶).
۷۵- تفسیر نور الثقلین ، ج ۵، ص ۶۱۵، به نقل از مجمع البیان ، و من لا یحضره الفقیه ، ج ۱، ص ۱۵۹٫
۷۶- کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۶۵۶٫
۷۷- حافظ.
۷۸- یحیى بن سعید در نزهه الناظر، ص ۱۴٫ غسل هاى مستحبى را ۴۵ غسل مى داند.
۷۹- وسائل الشیعه ، ج ۲، ص ۹۳۶٫
۸۰- سید محسن امین ، مفتاح الجنات ، ج ۳، ص ۲۸۳٫
۸۱- دعائم الاسلام ، ج ۱، ص ۲۸۱ و بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۴٫
۸۲- امالى طوسى ، ص ۶۷۶ و بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۴٫
۸۳- بقره (۲) آیه ۲۲۲٫
۸۴- الطریق الى الله ، ص ۱۷۲ و ۱۷۳٫
۸۵- نهج البلاغه (فیض الاسلام )، ح ۴۰۹؛ وسائل ، ج ۶، ص ۷۷ و المحجه البیضاء، ج ۷، ص ۶۳٫
۸۶- کفعمى ، المصباح ، ص ۵۸۵ و بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۱۴۸٫
۸۷- مائده (۵)، آیه ۳۵٫
۸۸- سید ابن طاووس ، الاقبال بالاعمال الحسنه ، ص ۱۸۶٫
۸۹- حسین نورى ، نجم الثاقب ، ص ۵۱۰٫
۹۰- وسائل الشیعه ، ج ۱۸، ص ۴۷۴٫
۹۱- وسائل الشیعه ، ج ۴، ابواب الدعاء، باب ۳۱، حدیث ۱٫
۹۲- وسائل الشیعه ، ج ۴، ابواب الدعاء، باب ۳۱، حدیث ۳٫
۹۳- شیخ طوسى ، الامالى ، ج ۱، ص ۱۵۷٫
۹۴- شیخ طوسى ، الامالى ، باب ۵، ح ۴٫
۹۵- اعراف (۷)، آیه ۵۵٫
۹۶- محمد رضا حکیمى و دیگران ؛ الحیاه ، ج ۱، ص ۲۳۸٫
۹۷- شرایط دیگرى نیز در کتب مربوطه ، از قبیل عده الداعى و وسائل الشیعه آمده است که علاقه مندان به آنها رجوع فرمایند.
۹۸- نمل (۲۷)، آیه ۶۲٫
۹۹- وسائل الشیعه ، ج ۱، باب ۹۶، جهاد النفس ، روایت ۲٫
۱۰۰- سید محمد حسین طباطبایى ، سنن النبى (صلى الله علیه و آله و سلم )، ص ۲۹۹ و وسائل الشیعه ، ج ۷، ص ۳۹۷٫
۱۰۱- صدوق ، الامالى ، ص ۷۴۷، مفاتیح الجنان ، ۲۲۲٫
۱۰۲- حسن حسن زاده آملى ، هزار و یک کلمه ، ص ۶۷۳٫
۱۰۳- الوافى ، ج ۱، باب مجالسه العلماء و صحبتهم ، ص ۴۶٫
۱۰۴- فرازهایى از زندگانى خاتم المجتهدین شیخ انصارى (رحمه الله علیه )، ص ۴۶٫
۱۰۵- سید نعمت الله حسینى ، مردان علم در میدان عمل ، ص ۶۰ و ذبیح الله محلاتى ، اختران تابناک ، ج ۱، ص ۱۳۴٫
۱۰۶- رک : شیخ جعفر شوشترى ، فوائد المشاهد.
۱۰۷- عن ابى عبدالله انه قال : لو قراء رجل لیله ثلاث و عشرین من شهر رمضان (انا انزلناه فى لیله القدر) الف مره ، لاصبح و هو شدید الیقین بالاعتراف بما یخص به فینا، و ما ذلک الا شى ء عاینه فى نومه . ((تحفه الزائر، ص ۲۰۳ و مفتاح الجنات ، ج ۳، ص ۲۷۸٫))
۱۰۸- سید قطب ، فى ظلال القرآن ، ج ۸، ص ۶۲۸؛ میرزا حسین نورى ، مستدرک الوسائل ، ج ۷، ص ۴۵۸ و روضه الواعظین ، ص ۳۴۹٫
۱۰۹- مستدرک الوسائل ، ج ۷، ص ۴۵۶ و الاقبال بالاعمال الحسنه ، ص ‍ 417.
۱۱۰- مستدرک الوسائل ، ج ۷، ص ۴۵۵٫
۱۱۱- فضائل الاءشهر الثلاثه ، ص ۱۳۸؛ روضه الواعظین ، ج ۵، ص ۳۴۹ و بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۱۶۸٫
۱۱۲- بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۱۶۷٫
۱۱۳- صدوق ، ثواب الاعمال ، ص ۱۷۱؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۱۹ و احمد بن محمد حلى ، عده الداعى ، ص ۹۲٫
۱۱۴- الاقبال بالاعمال الحسنه ، ص ۴۴۰ و بحارالانوار، ج ۹۵، ص ‍ 66.
۱۱۵- کامل الزیارات ، ص ۱۸۴ و بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۱۶۶٫
۱۱۶- مجموعه الاخبار، ص ۷۰، به نقل از لئالى .
۱۱۷- محمد بن محمد رضا قمى مشهدى ، تفسیر کنز الدقائق ، ج ۱۴، ص ‍ 372 و تاءویل الآیات الباهره ، ج ۲، ص ۷ – ۸٫
۱۱۸- مجمع البیان ، ج ۵، ص ۵۱۶، طبق نقل تفسیر کنز الدقائق ، ج ۱۴، ص ۳۵۴٫

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

Leave a Reply