اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

پرتوى از فرمایشات نورانى قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)

پرتوى از فرمایشات نورانى قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)

کلام جانبخش حضرت مهدى (علیه السلام)، که در ضمن دیدارهایى با موالیان حقیقى وشیعیان خاص، یا در توقیعات شریفه از ناحیه مقدسه آن بزرگوار صادر شده است، در همه ابعاد، الهام دهنده، راهگشا، تعهّد بخش وحرکت آفرین است.

تدبّر در نمونه هایى از سخنان حضرت، مى تواند شیوایى وغناى معجزه آساى آن را به ما بشناساند ودر راستاى شناخت بیشتر آن امام کریم وعمل به خواسته هاى خدا جویانه وارشادات حکیمانه ایشان، یاریگرمان باشد.

معرّفى خویشتن

یگانه مظهر الهى: (انا بقیّه اللّه فى أرضه).

من یگانه مظهر والهى باقیمانده در زمین هستم.(۱۵)

* حجّت خدا: (انا حجّه اللّه على عباده).

من حجّت خداوند بربندگان اویم.(۱۶)

* پایان بخش سلسله وصایت: (انا خاتم الأوصیاء).

من آخرین وصىّ پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) وپایان دهنده سلسله وصایت مى باشم.(۱۷)

* قیام کننده: (انا القائم من آل محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم)).

من، قیام کننده از خاندان پیامبر خدا حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) هستم.

* احیاگر عدلت: (انا الّذى أخرج فى آخر الزّمان بهذا السّیف فاملأ الارض عدلا وقسطاً کما ملئت جوراً وظلماً).

من با این شمشیر در آخر زمان قیام مى کنم وزمین را از عدالت وداد، آکنده مى سازم چنانکه از بیداد وستم پر شده باشد.

* انتقام گیرنده: (انا بقیّه اللّه فى أرضه والمنتقم من اعدائه).

من یگانه مظهر الهى، باقیمانده در زمین وانتقام گیرنده از دشمنان خدایم.(۱۸)

* مظهر وهمراه حقّ: (ولیعلموا أنّ الحقّ معنا وفینا).

همگان بدانند که به راستى حقّ با ما ونزد ماست.(۱۹)

نقش خویش در حفظ وهدایت مردم

واسطه دفع بلاها: (بى یدفع اللّه البلاء عن اهلى وشیعتى).

(به وسیله من است که خداوند عزّ وجلّ بلا ومصیبت را از اهلبیت وشیعیان من دور مى گرداند).

* سبب امنیّت: (إنى لامان لأهل الأرض کما أنّ النّجوم أمان لاهل السّماء).

(همانا من موجب امنیّت براى اهل زمین هستم چنانکه ستارگان سبب امنیّت اهل آسمانهایند).

* یاد کرد ومراعات: (انّا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم، ولو لا ذلک لنزل بکم اللاَّْواء واصطلمکم الاعداء).

ما در مراعات حال شما کوتاهى نمى کنیم ویادتان را از خاطر نمى بریم واگر جز این بود بلاهاى سنگین بر شما وارد مى شد ودشمنان، شما را نابود مى کردند.

* مواظبت ومراقبت: (انّا یخیط علماً بأنبائکم ولا یعزب عنا شیء من اخبارکم).

(ما به اوضاع واحوال شما آگاهیم وهیچ یک از اخبار شما بر ما پوشیده نیست).

* بهره رسانى: (وامّا وجه الانتفاع بى فى غیبتى فکا لانتفاع بالشّمس اذا غیبها عن الابصار السحاب).

(امّا چگونگى بهره بردن از من در دوران غیبتم مانند بهرهورى از خورشید است زمانى که ابرها آن را از دیدگان، پنهان ساخته باشند).

وظیفه شیعیان

رجوع به دین شناسان: (واما الحوادث الواقعه، فارجعوا فیها الى رواه حدیثنا فانّهم حجّتى علیکم وأنا حجّه اللّه).

(امّا در پیشامدهاى روزگار، به راویان احادیث ما مراجعه کنید، زیرا آنان حجت من بر شما هستند ومن حجت خدا بر آنان هستم).

* محبّت ورزیدن: (فلیعمل کلّ امرء منکم ما یقرب به من محبّتنا).

(پس هر یک از شما باید به آنچه او را به مقام محبّت ما نزدیک مى کند، عمل نماید).

* دورى از گناه: (فلیدعوا عنهم اتّباع الهوى).

(همگان باید گناه وپیروى از هواى نفس را ترک کنند).

* تقوى وتسلیم: (فاتّقوا اللّه وسلموا لنا وردّ والامر الینا فعلینا الاصدار کما کان منا الایراد).

(تقواى الهى پیشه کنید وتسلیم ما باشید وامر دین را به ما ارجاع دهید، زیرا بر ماست که شما را سیراب از سرچشمه بیرون آوریم همچنانکه ما شما را به سرچشمه بردیم).

* دعاى زیاد: (اکثرو الدعاء بتعجیل الفرج فانّ ذلک فرجکم).

(براى نزدیک شدن ظهور وفرج، زیاد دعا کنید که به راستى همین دعا، فرج شماست).

* کسب معارف از اهلبیت(علیهم السلام) (طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوق لانکارنا).

(جستجوى معارف ودانش ها، جز از طریق ما اهلبیت، مساوى با انکار ما است).

شرط یارى

اخلاص وخیر خواهى وتقوى: (انّ اللّه قنعنا بعوائد احسانه وفوائد امتنانه، وصان انفسنا عن معاونه الاولیاء، الاّ عن الاخلاص فى النیّه وامحاض النّصیحه والمحافظه على ما هو أتقى وأبقى وأرفع ذکراً).

(به یقین، خداوند ما را به لطف واحسان مکرّر خویش وبه بهره هاى انعام وکرم خود، راضى وخوشنود ساخته، وما را نیازمند یارى دوستان قرار نداده، مگر آن یارى که از روى اخلاص در نیّت وخیرخواهى محض صورت گیرد ودر آن، بر آنچه به تقواى الهى وبقاى نزد خدا ورفعت جایگاه، نزدیک تر است، محافظت شود).

* اتحاد واجتماع دلها: (ولو انّ اشیاعنا ـ وفقهم اللّه لطاعته ـ على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا).

(اگر شیعیان ـ که خدا براى اطاعت خود توفیق شان دهد ـ در راه وفاى به پیمانى که بر عهده دارند همدل وهمراه مى شدند، سعادت دیدار ما براى ایشان به تأخیر نمى افتاد).

* پرداخت حقوق الهى: (انّه من اتّقى ربّه من اخوانک فى الدّین واخرج مما علیه الى مستحقیه کان آمناً فى الفتنه المبطله).

(همانا هر یک از برادران دینى تو، پرهیزگار باشد وحقوق الهى را که برعهده دارد به مستحقین آن بپردازد ـ به برکت دعا ویارى ما ـ در فتنه هاى باطل کننده وویرانگر، ایمن ومحفوظ خواهد ماند).

* پرهیز از گناه: (فما یحبسنا عنهم الاّ ما یتّصل بنا مما نکرهه ولا نؤثره منهم).

(ما را ـ از دیدار ویارى شیعیان مان ـ باز نمى دارد مگر آنچه از کردارهاى ناپسند آنان به ما مى رسد که براى ما ناخوشایند است وتوقّع آن را از ایشان نداریم).

درباره ظهور

* وابستگى به اراده خدا: (وامّا ظهور الفرج، فانّه الى اللّه).

(امّا امر ظهور فرج، بسته به اراده خداست).(۲۰)

* ناگهانى بودن: (فانّ أمرنا بغته فجأه، حین لا تنفعه توبه… کذب الوقّاتون).

(نسبت به گذشته، کسى را سود نبخشد… یقین کنندگان وقت ظهور، دورغگویند).(۲۱)

* رهایى از طواغیت: (وإنّى أخرج حین أخرج ولابیعه لأحد من الطّواغیت فى عنقى).

(به یقین، من در حالى قیام خواهم کرد که بیعت هیچیک از طاغوتهاى دوران برگردنم نباشد).(۲۲)

* حادثه اى در مکّه: (وآیه حرکتنا من هذه اللّوثه حادثه بالحرم المعظّم، من رجس منافق مذمّم، مستحل للدّم المحرّم، یعمد بکیده أهل الایمان).

(نشانه حرکت ما از این خانه نشینى، واقعه اى در حرم با عظمت مکّه است. حادثه اى که در اثر پلیدى شخصى منافق ونکوهیده پدید مى آید، که خونریزى را حلال مى شمارد وبا مکر ونیرنگ، قصد جان مؤمنان مى نماید.(۲۳)

* یاران وقت ظهور: (فاذا أذنت فى ظهورى فأیّدنى بجنودک واجعل من یتبعنى لنصره دینک مؤیّدین وفى سبلک مجاهدین).

(خدایا زمانى که اجازه ظهور به من مى دهى، مرا به لشکریان خود یارى فرما، همه کسانى را که براى یارى دین تو، به پیروى از من بر مى خیزند تأیید کن وآنان را جهادگر در راه خودت قرار بده).(۲۴)

درباره اهلبیت

واسطه آفرینش ورزق: (وامّا الائمه (علیهم السلام) فانّهم یسألون اللّه تعالى فیخلق، ویسألونه فیرزق ایجاباً لمسئلتهم واعظاماً لحقهم).

(امّا امامان (علیهم السلام) از خداى تعالى در خواست مى کنند وخداوند به خاطر اجابت در خواست آنان وبزرگداشت حق ایشان، موجودات را مى آفریند وروزى مى بخشد).(۲۵)

* الگو بودن زهرا سلام اللّه علیها: (وفى ابنه رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله وعلیها إلىّ أسوه حسنه).

(ودر دختر رسول خدا که درود بر او وپدرش وخاندانش باد، براى من اسوه والگویى نیکوست).(۲۶)

* عزادارى امام حسین (علیه السلام): (فلئن اخّرتنى الدّهور، وعاقنى عن نصرک المقدور، ولم اکن لمن حاربک محارباً ولمن نصب لک العداوه مناصباً، فلأندبنّک صباحاً ومساء ولأبکینّ علیک بدل الدّموع دماً).

(اگر چه روزگار مرا به تأخیر انداخت، وتقدیر الهى مرا از یارى تو بازداشت ونبودم تا با آنان که علیه تو جنگیدند بجنگیم، وبا کسانى که به دشمنى تو برخاستند بستیزم، در عوض هر صبح وشام بر تو ناله مى کنم وبجاى اشک در عزاى تو خون از دیده مى بارم).(۲۷)

دیشب به یاد روى تو خون مى گریستم

اى کاش تا که بودى ومى دیدى از غمت

تا صبح در فراق تو اى یار مهربان

هر شب زهجر ماه رخت، ناله سرکنم

در جستجوى گوهر وصل تو تابه کى

روى زمین ز سیل سر شکم پر آب شد

جانم به لب رسید ودر این حسرتم هنوز

شرمنده از گناه به راهت نشسته ام

گرجان ودل ز آتش هجر تو سوخت، من

  از من مپرس بى تو که چون مى گریستم

هردم چسان زسوز درون مى گریستم

فریادمى کشیدم وخون مى گریستم

سیلاب خون زچشم، روان تا سحر کنم

این دل به موج اشک غمت غوطه ور کنم

خاکى نماند تا که زهجرت به سر کنم

کاید دمى که سیر به رویت نظر کنم

کو قدرتى که از سر کویت گذر کنم

حاشا هواى وصل تو از سر بدر کنم

بسمه تبارک وتعالى

(از خداى متعال فرج وظهور ولى عصر (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف) را بخواهیم)

قالَ جَعْفَر بْن مُحَمَّد الصّادِق (علیه السلام):

مَنْ ماتَ مِنْکُمْ عَلى هذَا الاَْمْرِ مُنْتَظِراً کَانَ کَمَنْ کانَ فى فَسْطاطِ الْقائِم (علیه السلام).

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس از شما در حال انتظار این امر (ظهور مهدى (عجل اللّه تعالى فرجه الشریف)) بمیرد، همچون کسى است که در خیمه قائم (در حال جهاد همراه با آن حضرت) باشد.(۲۸)

 

پی نوشت :

(۱۵) کلمه الامام المهدى، ص ۵۴۲٫

(۱۶) کلمه الامام المهدى، ص ۵۴۲٫

(۱۷) کلمه الامام المهدى، ص ۵۴۲٫

(۱۸) الزام الناصب، ج ۱، ص ۳۵۲٫

(۱۹) کمال الدین، ج ۲، باب ۴۵، ص ۵۱۱٫

(۲۰) کمال الدین، ص ۴۸۴٫

(۲۱) احتجاج، ج ۲، ص ۴۹۷ وص ۴۷۰٫

(۲۲) بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۸۱٫

(۲۳) بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۸۱٫

(۲۴) مهج الدعوات، ص ۳۰۲٫

(۲۵) احتجاج، ج ۲، ص ۴۷۲٫

(۲۶) احتجاج، ج ۲، ص ۴۶۷٫

(۲۷) بحار الأنوار، ج ۹۸، ص ۳۱۷٫

(۲۸) کمال الدین وتمام النعمه، ص ۶۴۴٫

مهدی در قرآن وکلام اهل البیت

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

نظر دهيد