نمازگزارانی که به دوزخ می روند!

نمازگزارانی که به دوزخ می روند!

نمازگزارانی که به دوزخ می روند!

می شود پیش بینی کرد که در قیامت، انسانهایی با اینکه سالها نماز خوانده اند و روزه گرفته اند و در کارنامه شان چندین و چند حج ثبت شده است، یک راست وارد جهنم شوند! علتش این است که نماز و روزه و حج و باقی عبادات، به هیچ نمی ارزد وقتی که محبت دوست خدا را در دل نداشته باشیم. قرار نیست بی ولایت، عبادت کسی را بپذیرند.

امام باقر (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند: «اسلام بر پنج ستون پایه گذاری شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت، هیچ یک همانند ولایت مورد عنایت قرار نگرفته است؛ اما مردم چهار رکن نماز، زکات، روزه و حج را گرفتند و رکن رکین ولایت را رها نمودند.» (۱)

در حدیث دیگری از ایشان نقل شده که فرمودند: «بالاترین مرتبه ی دین، کلید دین، مدخل همه چیز و خرسندی خداوند در شناخت امام و اطاعت از اوست. آگاه باشید اگر فردی شب زنده داری و روزه داری نماید، همه ی ثروت خویش را انفاق کند، همه ی عمر به خانه ی خدا رود؛ ولی معرفت به ولایت ولیّ خدا نداشته باشد تا از او پیروی نماید و اعمال خویش را با راهنمایی او انجام دهد، هیچ حقی از ثواب الهی ندارد و اساساً در شمار مؤمنان قرار نمی گیرد» (۲)

با این دو حدیث روشن می شود که ولایت، شرط قبول نماز و دیگر عبادات است. امّا اهمیت ولایت به اینجا ختم نمی شود؛ بلکه به جایی می رسد که برای رسیدن به توحید باید از حصار ولایت رد شد. به عبارت ساده تر: کسی توحید را نمی فهمد مگر آنکه پیش از آن ولایت را درک کرده باشد.

ولایت به چه معناست؟
معانی زیادی برای ولایت نقل شده است که مشهورترین آنها را بیان می کنیم.

نخستین معنای لغوی ولی، متصل و پیوسته بودن به چیزی یا کسی است. در این معنا، ولایت به معنای اتصال داشتن ولی با مردم است.
دومین معنای ولی، دوست کسی بودن است و سومین معنای آن زیر سلطه داشتن.

چنانچه می بینید ارتباط عمیقی بین تمامی معنای ولایت وجود دارد. به تعبیری ولایت یعنی اطاعت کردن از روی دوست داشتن. (۴)

مقام معظم رهبری، در تعریف ولایت، فرموده اند: «ولایت، معنای عجیبی است. اصل معنای ولایت، عبارت از نزدیک بودن دو چیز با یکدیگر است. فرض بفرمایید وقتی که دو ریسمان، محکم به هم تابیده می‌شوند و جدا کردن آنها از یکدیگر، به آسانی ممکن نیست، آن را در عربی «ولایت» می‌گویند. ولایت، یعنی اتصال و ارتباط و قرب دو چیز به صورت مماس و مستحکم با یکدیگر. همه‌ی معانی‌ای که برای «ولایت» در لغت ذکر شده است – معنای محبت، معنای قیومیت و بقیه‌ی معانی، که هفت، هشت معنا در زبان عربی هست – از این جهت است که در هر کدام از اینها، به نوعی این قرب و نزدیکی بین دو طرف ولایت وجود دارد. مثلا «ولایت» به معنای محبت است؛ چون محب و محبوب، با یکدیگر یک ارتباط و اتصال معنوی دارند و جدا کردنشان از یکدیگر، امکان‌پذیر نیست.» (۵)

سلسله الذهب، کلام طلایی
زمانی که امام رضا (علیه السلام)، وارد نیشابور شدند، در گفتگو با مردم فرمودند:
«کلمه لا إله إلّا اللّه حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی أمن من عذابی»

(گفتن کلمه ی لا اله الا الله قلعه من است و هر کس وارد قلعه ی من شود از عذاب ایمن می ماند.)

و پس از آن جمله ای فرمود: «بشرطها و شروطها و انا من شروطها.»

(به شرط و شروطی که من از آن شروط هستم.)

در بیان مفهوم این جمله، سخنهای بسیاری گفته اند. مثلاً شرط را نبوت و شروط را امامت معصومین (علیهم السلام) دانسته اند. (۳) آنچه روشن است، این موضوع را نشان می دهد که ایمن ماندن از عذاب الهی، مستلزم پذیرفتن ولایت امام معصوم (ع) است.

آنچه مفهوم این حدیث را کامل تر می کند، حدیث دیگری از امام رضا (ع) است که فرمودند: «ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی» (ولایت علی بن ابی طالب دژی است و هر کس وارد دژ من شود از عذاب ایمن می ماند.)

می توان با این حدیث «کلمه ی لا اله الّا الله» که نشانگر توحید است را با «ولایت علی بن ابی طالب (ع)» برابر دانست.

قصد قربت
مرام مسلمانان اینگونه است که عبادات خود را به قصد قربت انجام می دهند. امّا باید دانست که تنها راهی که ما را به قرب خداوند می رساند، مسیری است که از ولایت طی می شود.

خداوند با  اعطای مقام ولایت به اهل بیت (علیهم السلام)، دست آنان را در دخل و تصرف در امور بازگذاشته است. از طرف دیگر وقتی با اسامی اهل بیت (ع) رو به رو می شویم، بیش از پیش متوجه می شویم که قبول محبت و سرپرستی آنها، راه رسیدن به قلعه ی توحید است. در بسیاری از سلامها خطاب به حضرات معصومین (ع) آمده است:

السلام علیک یا باب اللّه الذی لایوتی إلّامنه. السلام علیک یا سبیل اللّه الذی من سلک غیره هلک. (۶)
(سلام بر شما که باب [ورود به ساحت قرب] خداوند هستید که جز از طریق او نمی توان وارد شد. سلام بر شما که سبیل خدا هستید، که هر که جز آن را بپیماید هلاک می شود.)

پی نوشت:
۱٫ کافی، ج ۴، باب ایمان و کفر، باب دعائم اسلام، ح ۳
۲٫ همان، ح ۶
۳٫ «تشیع، اعتقادی اصیل»، حجت الاسلام میرحمید موسوی، به نقل از سایت دانشکده ی باقرالعلوم (ع)
۴٫ کتاب پرسشها و پاسخها پیرامون مسائل مهم اعتقادی، ص۱۱۱
۵٫ سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ ۶/۲/۷۶
۶٫ زیارت مخصوص حضرت صاحب الزمان (عج)

منابع:
۱٫ حجت الاسلام موسوی، میر حمید، «تشیع، اعتقادی اصیل»، به نقل از سایت دانشکده ی باقرالعلوم
۲٫ جوان آراسته، حسین، «اسلام ناب محمدی»، نامه ی جامعه، ش ۵، سال ۸۳؛ به نقل از سایت پایگاه حوزه
۳٫ شفیعی سروستانی، اسماعیل، مجله ی موعود، تیر و مرداد ۱۳۸۳، شماره ۴۵
۴٫ دانشنامه ی امام رضا (ع)، مقاله ی جایگاه ولایت در حدیث سلسله الذهب

پ.میعاد

نظر دهيد