مهدى از ديدگاه حضرت زهرا سلام الله علیها

مهدى از دیدگاه حضرت زهرا سلام الله علیها

مهدى از دیدگاه حضرت زهرا

(هذه اسماء الأوصیاء اولهم ابن عمى واحد عشر من ولدى، آخرهم القائم).

(اینها اسامى اوصیاء است که اول آنها پسر عموى من است، ویازده تن از فرزندان من مى باشند که آخر آنها قائم است).

(حضرت فاطمه سلام الله علیها).(۱۹)

در ضمن احادیثى چند از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نوید ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه روایت شده که معروفترین آنها حدیث گرانبهایى است که به نام (خبر لوح) شهرت یافته است که ترجمه ى آن را در اینجا مى آوریم وبه جهت طولانى بودن آن از آوردن متن عربى آن صرف نظر نموده، طالبین را به منابع یاد شده در پایان حدیث ارجاع مى کنیم واینک ترجمه ى حدیث:

۵۶- امام صادق علیه السلام مى فرماید: پدرم (حضرت باقر علیه السلام) روزى به جابر بن عبد الله انصارى فرمود: من با شما کارى دارم، چه وقتى براى شما زحمت نیست که با شما خلوت کنم وپرسشى از شما بکنم؟ جابر عرض کرد: هر وقت اراده بفرمایید. وقتى تعیین شد وبا یکدیگر خلوت نمودند.امام باقر علیه السلام فرمود: اى جابر! براى من از لوحى که در دست مادرم فاطمه (سلام الله علیها) دخت پیامبر (صلى الله علیه واله وسلم) دیده اى سخن بگو، واز آنچه مادرم فاطمه (سلام الله علیها) به تو خبر داده که در لوح نوشته شده است براى من بگو. جابر گفت:

– (خدا را گواه مى گیرم که در زمان رسول اکرم (صلى الله علیه واله وسلم) به خدمت مادرت فاطمه (سلام الله علیها) شرفیاب شدم تا ولادت حضرت حسین (علیه السلام) را تبریک وتهنیت عرض کنم. در دست مبارکش لوحى سبز رنگ دیدم که پنداشتم از زمرد است. روى آن لوح نوشته اى سفید رنگ شبیه نور خورشید دیدم. به خدمتشان عرض کردم: پدر ومادرم به فدایت، اى دخت پیامبر! این لوح چیست؟ فرمود:

– (این لوحى است که خداى تبارک وتعالى آن را به پیامبرش اهداء نموده است. اسم پدرم واسم همسرم واسم دو فرزندم واسامى اوصیاء دیگر از فرزندانم بر آن نوشته شده. پدرم آنرا به من عطا فرمود که مرا مسرور فرماید).

سپس جابر گفت: مادرت فاطمه (سلام الله علیها) آن را در اختیار من قرار داد، پس من آن را خواندم ویک نسخه براى خود استنساخ نمودم.(۲۰)

پدرم (امام باقر علیه السلام) فرمود: (اى جابر! آیا ممکن است که آن را به من نشان دهى؟). عرض کرد: آرى.آن گاه پدرم با او حرکت نمود تا به خانه ى جابر رسیدند. جابر براى پدرم ورقى از پوست نازک بیرون آورد. پدرم فرمود: (جابر! تو از روى نوشته ات نگاه کن تا من متن آن را براى تو بخوانم). جابر به نوشته خود نگاه کرد وپدرم برایش خواند. به خدا سوگند که حتى یک حرف نیز اختلاف نبود. آنگاه جابر گفت: خدا را گواه مى گیرم که آنچه در لوح دیدم این است:

– (بسم الله الرحمن الرحیم. هذا کتاب من الله العزیز الحکیم لمحمد نبیه، نوره وسفیره وحجابه ودلیله نزل به الروح الأمین من عند رب العالمین. عظم یا محمد اسمائى، واشکر نعمائى، ولا تجحد آلائى، انى انا الله لا اله الا انا..).

– (به نام خداى بخشنده ى بخشایشگر. این نوشتارى است از جانب خداى عزیز وفرزانه، به سوى پیامبر، نور، سفیر، حجاب وراهنمایش: محمد (صلى الله علیه واله وسلم) آن را روح الأمین از نزد پروردگار جهانیان فرو آورده است:- (اى محمد! نامهاى مرا گرامى دار، نعمتهاى مرا سپاس گوى، ونعمتهایم را انکار نکن، من خدائى هستم که جز من کسى شایسته ى پرستش نیست، پشت ستمگران را مى شکنم وستمدیدگان را به پیروزى مى رسانم، ومن کیفر دهنده ى روز جزایم. من خدائى هستم که جز من کسى شایسته ى پرستش نیست. کسى که جز به فضل ورحمت من دل ببندد وجز از عدالت من بترسد، او را آن چنان عذاب مى کنم که احدى را از جهانیان آن چنان عذاب نکنم. پس مرا بپرست وبر من توکل نما. من پیامبرى نفرستادم که روزگارش سپرى شود ومدتش به سرآید جز اینکه براى او جانشینى مقرر نمودم. من ترا بر همه ى پیامبران برترى دادم وجانشینت را بر همه ى اوصیاء برترى دادم وترا با دو فرزند دلبندت حسن وحسین گرامى داشتم. حسن را پس از سپرى شدن مدت پدرش معدن علم خود قرار دادم. وحسین را مخزن وحى خود قرار داده مدال شهادت را به او عطا کردم ومدت او را با سعادت پایان دادم که او سرور شهیدان است واز همه ى شهیدان مقامش بالاتر است. کلمه ى تامه ى خود را با او قرار دادم ومحبت کامله ام را در نزد او گذاشتم. معیار پاداش وکیفر من اهل بیت اوست که نخستین آنها سرور عبادت کنندگان وزینت دوستان گذشته ى من، (على) (ابن الحسین علیه السلام) است. وآنگاه پسرش، شبیه جد بزرگوارش (محمد) است که شکافنده ى (باقر) علوم من ومعدن حکمت من مى باشد. آنانکه در مورد (جعفر) دچار تردید شوند، هلاک مى شوند، کسى که او را رد کند مرا رد کرده است. این سخن از من به حقیقت پیوسته که جایگاه جعفر (صادق) را بس بلند گردانم واو را به وسیله ى دوستان، یاران وشیعیانش مسرور نمایم. پس از او (موسى) را برگزیدم که در عهد او فتنه اى بپا گردد(۲۱) که چشم به جایى را نبیند. زیرا رشته اى را که من فرض کرده ام (رشته ى امامت ووصایت) هرگز قطع نشود. وحجت من پنهان نماند. ودوستان من با جامهاى لبریز سیراب شوند. آگاه باشید که هر کس یکى از آنها را انکار کند، نعمت مرا انکار نموده است. وهر کس آیه اى از کتابم را تغییر دهد به،من دروغ بسته است. واى به حال تهمت زنانى که پس از سپرى شدن مدت بنده، دوست وبرگزیده ام موسى، در مورد یار ویاورم (على) (ابن موسى الرضا) به انکار گرایند، که من بارى به سنگینى بار نبوت بر دوش مى گذارم واو را با کشیدن آن بار آزمایش مى کنم. او را اهریمنى گردن کش مى کشد. در شهرى که بنده ى شایسته ام (ذوالقرنین) بنا کرده، در کنار بدترین مخلوقاتم به خاک سپرده مى شود. این سخن به حقیقت پیوسته که دیدگان او را با فرزندش (محمد) (محمد تقى) روشن گردانم که جانشین ووارث علوم اوست. او معدن علوم من، ومحل اسرار من وحجت من بر بندگانم مى باشد. هیچ بنده اى به او ایمان نیاورد جز اینکه بهشت را جایگاه او سازم وشفاعتش را در حق هفتاد تن از اهل بیتش، از آنانکه مستوجب آتش بوده اند، خواهم پذیرفت.

(۱۹) الزام الناصب، ج ۱ ص ۲۰۵٫
(۲۰) طبق روایات دیگرى که در این زمینه وارد شده، حضرت فاطمه سلام الله علیها به جابر اجازه ندادند که دست به لوح بزنند، فقط اجازه دادند که از دور به آن نگاه کنند، چنانکه در احادیث بعدى در همین بخش خواهد آمد.
(۲۱) شاید منظور از این فتنه حوادث تلخ عهد موسى بن جعفر علیه السلام وشدت تقیه در زمان او باشد. وممکن است اشاره به حوادثى باشد که منجر به پدید آمدن واقفیه شد که آنها در امامت موسى بن جعفر علیه السلام توقف کردند وبه امامان بعدى معتقد نشدند

نیکبختى او را با فرزندش (على) (هادى) کامل گردانم که یار ویاور منست وگواه من در میان بندگان وامین من بر وحى منست. از او (حسن) را پدید آوردم که دعوت کننده به سوى من، ومخزن علوم منست. آنگاه سعادت او را به اوج رسانم با فرزندش: (م ح م د) که رحمت است براى جهانیان. کمال موسى، شوکت عیسى وشکیبائى ایوب با اوست.

در زمان (غیبت) او دوستان من خوار وزبون مى شوند. وسرهاى آنها همچون سرهاى ودیلم به پیش این وآن به رسم هدیه فرستاده مى شود، کشته مى شوند، سوزانیده مى شوند وهمواره در ترس ووحشت واضطراب به سر مى برند. زمین با خونشان رنگین گردد. زنانشان در سوک آنها گریان ونالان شوند. آنها دوستان حقیقى من هستند. که به وسیله ى آنها فتنه هاى تیره وتار را دفع کنم. وبه وسیله ى آنها اضطرابها وتشویشها را برطرف سازم وگرفتاریها را رفع نمایم وبندها را فروگشایم. برآنها باد صلوات ودرود ورحمت از پروردگارشان وآنهایند هدایت یافتگان).(۱)

عبد الرحمن بن سالم مى گوید: هنگامى که ابو بصیر این روایت را براى من نقل کرد، به من گفت: اگر در تمام عمر هیچ حدیثى به جز این حدیث نشنیده باشى، این حدیث ترا کفایت کند. آنرا مکتوم بدار، مگر از اهلش.

در منابع یاد شده (در پاورقى) خبر لوح با سندهاى معتبر از (ابو بصیر) از امام صادق علیه السلام از امام باقر علیه السلام از جابر بن عبد الله انصارى از حضرت فاطمه زهرا، صدیقه کبرى سلام الله علیها روایت شده است.

متن خبر لوح با سندهاى معتبر از طریق (اسحاق بن عمار) از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است:

۵۷- (اى اسحاق! ترا مژده بدهم؟). اسحاق بن عمار گفت: آرى، خداوند مرا فداى تو سازد اى فرزند پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)!. فرمود:

– (صحیفه اى یافتم به املاى رسول اکرم (صلى الله علیه واله وسلم) وخط امیر مؤمنان (على علیه السلام) که در آن نوشته شده: بسم الله الرحمن الرحیم، (هذا کتاب من الله العزیز الحکیم) آنگاه متن آن را عینا همانند حدیث شماره ۵۶ بیان فرموده است.(۲)

فشرده ى خبر لوح با سندهاى معتبر، از طریق (ابو الجارود) از امام باقر علیه السلام از جابر بن عبد الله انصارى به این تعبیر نقل شده است:

۵۸- (خدمت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شرفیاب شدم، در برابر آن حضرت لوحى بود که اسامى اوصیاء از نسل او در آن ثبت بود، شمردم تعدادشان دوازده تن بود که آخر آنها (قائم) (علیه السلام) بود. سه تن از آنها به نام (محمد) وچهار تن به نام (على) بود).(۳)

تعبیر (از نسل او) در این روایت از باب تغلیب است، به این معنى که چون یازده تن آنها از نسل حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مى باشد، جابر در حق همه شان این تعبیر را به کار برده است. ودر حدیث (کمال الدین صدوق) این فراز وجود ندارد، ونیازى به این توجیه نیست. ومنظور از سه (محمد): امام باقر علیه السلام، امام محمد تقى علیه السلام وحضرت بقیه الله ارواحنا فداه، مى باشد. ومقصود از چهار (على): امیر مؤمنان على علیه السلام، امام زین العابدین علیه السلام، امام رضا علیه السلام وامام هادى علیه السلام مى باشد.

نظیر این حدیث با تفصیل بیشتر از طریق (جابر جعفى) از امام باقر علیه السلام از جابر بن عبد الله انصارى، از حضرت زهرا سلام الله علیها نقل شده است.(۴)

۵۹- (سلیم بن قیس هلالى از جناب سلمان نقل مى کند که در آخرین لحظات زندگى حضرت رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در محضر آن حضرت بودم که حضرت زهرا (سلام الله علیها) وارد شد، چون وضع پدر بزرگوارش را دید، سیل اشک از دیدگانش جارى شد، پیامبر اکرم (صلى الله علیه واله وسلم) فرمود: چرا گریه مى کنى؟ عرض کرد: اى پیامبر خدا! مى ترسم که من وفرزندانم بعد از شما تباه شویم. پیامبر اکرم (صلى الله علیه واله) در حالیکه قطرات اشک در اطراف چشمان مبارک مبارک حلقه زده بود فرمود:

– (اى فاطمه! مگر نمى دانى که ما اهل بیتى هستیم که خداوند براى ما آخرت را برگزیده است..)..

– (دخترم! خداوند به ما هفت امتیاز داده که به احدى از اولین وآخرین نداده است: من بهترین وبرترین پیامبرانم. جانشین من که شوهر توست، برترین اوصیاست. شهید ما برترین شهداست..)..

– (سوگند به خداوندى که جانم در دست اوست، مهدى این امت از ماست، که زمین را پر از عدل وداد کند، آن چنان که پر از جور وستم شده باشد..)..(۵)

این حدیث با تفصیل بیشترى از طریق اهل سنت نیز به نقل از جناب سلمان نقل شده است. که ضمن آن مى فرماید:

۶۰- (یا فاطمه والذى بعثنى بالحق، ان منهما مهدى هذه الأمه، اذا صارت الدنیا هرجا ومرجا وتظاهرت الفتن وتقطعت السبل واغار بعضهم على بعض، فلا کبیر یرحم صغیرا ولا صغیر یوقر کبیرا فیبعث الله عز وجل عند ذلک من یفتح حصون الضلاله: وقلوبا غلفا یقوم بالدین فى اخر الزمان کما قمت به فى اول الزمان ویملأ الأرض عدلا کما ملئت جورا).

– (اى فاطمه! سوگند به خداوندى که مرا به حق برانگیخت، مهدى این امت از این دو (حسن وحسین) مى باشد. چون دنیا پر از هرج ومرج شد، فتنه ها همه جا را گرفت، راهها نا امن شد، گروهى بر گروهى شبیخون زدند. بزرگان بر زیردستان ترحم نکردند، کوچکها احترام بزرگان را رعایت نکردند، خداوند در چنین زمان کسى را مى فرستد که قلعه هاى ضلالت را فتح مى کند ودلهاى بسته را مى گشاید ودین را در آخر الزمان به پا مى دارد، چنانکه من در اول زمان به پا داشتم. زمین را پر از عدل وداد کند، چنانکه پر از ستم شده باشد).(۶)

(۱)حدیث شریف (لوح) روایت بسیار معروفى است که در غالب کتابهاى حدیثى نقل شده است، که به ۱۰ نمونه ى آن اشاره مى کنیم:اصول کافى، ج ۱ ص ۴۴۲، اعلام الورى، ص ۳۷۱، اثبات الوصیه، ص ۱۴۳، احتجاج طبرسى، ص ۶۷ الزام الناصب، ج ۱ ص ۲۱۳، بحار الانوار، ج ۳۶ ص ۱۹۵، غیبت شیخ طوسى، ص ۹۳، غیبت نعمانى، ص ۳۰، کمال الدین صدوق، ص ۳۰۸ ومنتخب الاثر ص ۱۳۳٫

(۲) اعلام الورى، ص ۳۷۳، کمال الدین ص ۳۱۲، عیون الاخبار ص ۲۷ وبحار الانوار ج ۳۶ ص ۲۰۰٫
(۳) اصول کافى، ج ۱ ص ۴۴۷، اعلام الورى، ص ۳۷۵، بحار الانوار ج ۳۶ ص ۲۰۲، کمال الدین صدوق، ص ۳۱۱، اعیان الشیعه ص ۴۷ وکشف الغمه، ج ۲ ص ۵۰۵٫
(۴) کمال الدین ص ۳۱۱، بحار الانوار، ج ۳۶ ص ۲۰۱ والزام الناصب ج ۱ ص ۲۱۵٫
(۵) کتاب سلیم بن قیس، ص ۷۱-۶۹٫
(۶) ذخائر العقبى، ص ۱۳۶ واربعین ابونعیم حدیث پنجم.

 

 

۱ نظر

  1. سومین طرح جهانی دعا و التجا برای تعجیل در فرج امام زمان از اربعین تا فاطمیه
    http://elteja.com/

    بسم الله الرحمن الرحیم

    در راستای عمل به فرمان مولا صاحب الزمان سلام الله علیه به زیاد دعا کردن برای تعجیل فرج (۱) و اتحاد و یک دلی شیعیان بر این امر (۲) و تاکید امام صادق علیه السلام بر دعای دست جمعی شیعیان (۳)

    در پی استقبال عاشقان و محبین مولا صاحب الزمان از دو طرح ضجه ی جهانی برای تعجیل فرج (از اول ذی الحجه تا عاشورا و از عاشورا تا اربعین)، از خداوند متعال تمنا داریم، توفیق اجرای سومین برنامه ی دعای همگانی را به مدد مولای عزیزمان ، از اربعین حسینی تا ایام فاطمیه به ما عنایت فرماید

    زمان برنامه : هر شب ساعت ۲۲:۳۰

    ریز برنامه :
    ۱ – ذکر شریف صلوات با عجل فرجهم، ۱۰۰ مرتبه
    ۲ – دعای اللهم کن لولیک … ۵ مرتبه
    ۳ – ذکر شریف اللهم عجل لولیک الفرج، ۴۰ مرتبه

    توضیحات :
    -/ عزیزانی که علاقه مند هستند تا در لیست شرکت کنندگان این طرح قرار گیرند، میتوانند عدد ۱۴۶ را به شماره ی پیام کوتاه ۳۰۰۰۱۴۳۱ ارسال کنند.
    -// منتظران گرامی می توانند با ترویج این طرح و اطلاع رسانی آن، سهم بیشتری در این حرکت همگانی داشته باشند.
    -/// از هر تاریخی می توان به این جمع پیوست

    خدایا به حق خون به ناحق ریخته مولا اباعبدالله علیه السلام باقیمانده غیبت ولیت را به پهلوی شکسته ی مادرش فاطمه زهراسلام الله علیها ببخشا …

    با آرزوی استجابت دعاها
    ومن الله توفیق

    (۱)کمال الدین للصدوق ، ج ۲ ، ص ۴۸۵
    (۲) الإحتجاج للطبرسی ، ج ۲ ، ص ۴۹۹
    (۳) بحار الأنوار ، جلد ۵۲ ، ص ۱۳۱
    افزودن نظر جدید

نظر دهيد