ملائکه از شمارش ثواب صلوات عاجزند!!!!!

ملائکه از شمارش ثواب صلوات عاجزند!!!!!


۱۸ – صلوات در کلام الهى  
ان الله و ملائکته یصلون على النبى ، یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما ؛
خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى فرستد، اى کسانى که ایمان آورده اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملا تسلیم فرمان او باشید. (۱۴)
از امام کاظم علیه السلام درباره معناى درود خدا و فرشتگان و مؤ منان در آیه خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود مى فرستند، اى کسانى که ایمان آورده اید! بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبى گردن نهید. سؤ ال شد، فرمود: درود فرستادن خدا، نوعى رحمت از جانب اوست و درود فرشتگان ستایشى است از آنها نسبت به رسول خدا و درود مؤ منان ، دعایى است از آنها براى پیامبر.
امام صادق علیه السلام نیز درباره همین آیه مى فرماید: پیامبر را ثنا گویید و به او سلام فرستید! (یا به فرمانش گردن نهید.)
۱۹ – من از محاسبه ثواب عاجزم  
رسول خدا – صلى الله علیه و آله – فرمود:
وقتى به معراج رفتم دیدم ملکى را که هزار هزار دست دارد یک میلیون و هر دستى هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتى هزار هزار پند دارد.
آن ملک گفت : من حساب دانه هاى قطرات باران را مى دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا مى بارد، و عرض کرد: تعداد قطرات باران را از ابتداى خلقت تا حال را مى دانم آن وقت عرض کرد: حسابى است که من از محاسبه آن عاجزم .
فرمود: چیست ؟
عرض کرد: هر گاه جماعتى از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم .
اللهم صل على محمد و آله محمد
۲۰ – صلوات خدا بر صلوات فرستنده  
احمد حنبل ، در مسند خود، از عبدالرحمن بن عوف روایت کرده است :
روزى رسول خدا – صلى الله علیه و آله – از مدینه بیرون رفت ، وارد نخلستان شد، به سجده رفت . سجده آن جناب ، آن قدر طول کشید که من ترسیدم مبادا آن حضرت ، وفات کرده باشد. آمدم به آن حضرت نگریستم . سر مبارک را از سجده برداشت ، و فرمود: تو را چه مى شود؟
من صورت حال را به عرض رسانیدم . فرمود: جبرییل بر من نازل شد، و گفت مى خواهى تو را بشارت دهم ؟ به درستى که حق تعالى فرمود: هر که بر تو صلوات فرستد، من بر او صلوات مى فرستم . و هر که بر تو سلام گوید، من بر او سلام مى گویم .
۲۱ – سؤ ال از ثواب صلوات در خواب  
در دارالسلام محدث نورى رحمه الله علیه مى فرماید:
در خواب دیدم گویا سوار بر اسب با جمعیت بسیارى از بالاى کوه بلندى پایین مى آییم ، ناگهان متوجه شدم که رسول خدا – صلى الله علیه و آله – سواره در پیش روى ماست و ما پشت سر آن حضرت – صلى الله علیه و آله – حرکت مى کنیم و بین ما و آن بزرگوار – صلى الله علیه و آله – اندکى فاصله هست ، و کسى با آن حضرت – صلى الله علیه و آله – نیست .
در این موقع از اسب پیاده شده و از جمعیت جلو افتادم خود را به آن حضرت رساندم ، مهار اسبش را گرفتم و بر او سلام نمودم و عرضه داشتم : ثواب کسى که بگوید – و یکى از اذکار معروف از تهلیل (۱۵) و حولقه (۱۶) و صلوات را بیان داشتم که پس از بیدارى آن را فراموش کردم – چیست ؟
رسول خدا – صلى الله علیه و آله – با تبسم به من توجه نمود و فرمود: درباره چه کسى ؟
دریافتم که مقصود آن حضرت – صلى الله علیه و آله – این است که ثواب براى هر گوینده اى نیست . عرضه داشتم : کسى که ایمان به خدا و شما و – ائمه علیهم السلام – داشته باشد.
فرمود: خداوند به او پنج گنج عطا مى کند. معدن کبریت که از آن طلا بیرون مى آید، و دوم معدن یاقوت ، و آن گاه بقیه را مشابه آن دو بیان فرمود.
و من ترتیب آنها را فراموش کردم و آن گاه سکوتى کرد و در حالى که ما پشت آن حضرت – صلى الله علیه و آله – حرکت مى کردیم دوباره به من نگاه کرد و با تبسم فرمود: اما معدن اول منم . و باقى معادن را به سایر پنج تن آل عبا تاءویل نمود.
در این موقع چنان سرور و خوشحالى به من دست داد که جز خدا کسى نمى داند. تا این که به پایین کوه رسیدیم و آن گاه آن حضرت – صلى الله علیه و آله – از کوه دیگرى بالا رفت و من همراه جمعیت باز گشتم . و پس از یک ماه خداوند زیارت خانه اش و زیارت قبر پیامبرش – صلى الله علیه و آله – را نصیب من فرمود.
۲۲ – ثواب ده هزار بار صلوات  
شخصى نزد سلطان محمود سبکتکین آمد و گفت : مدتى بود که مى خواستم رسول خدا – صلى الله علیه و آله – را در خواب ببینم ، و عرضى که دارم به آن غمخوار بگویم . قضا را، سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته ، به این دولت رسیدم . جمال با کمال آن عدیم المثال را در خواب دیدم . وقتى چون آن جناب را خوشحال یافتم ، قدم در بساط جراءت گذاشتم و گفتم : یا رسول الله ! هزار درهم قرض دارم ، و بر اداى آن قادر نیستم ، و مى ترسم که اجل رسد، و آن وام در گردن من بماند.
آن حضرت فرمود: برو به نزد محمود سبکتکین ، و آن مبلغ را از او بستان .
عرض کردم : شاید از من باور نکند و نشان طلبد.
فرمود: به او بگو به آن نشان که در اول شب چون تکیه مى کنى ، سى هزار مرتبه به من صلوات مى فرستى و در آخر شب که بیدار مى شوى ، سى هزار مرتبه دیگر بر من صلوات مى فرستى .
سلطان از شنیدن این داستان گریه کرد و آن مرد را تصدیق نمود و قرض او را ادا کرد و هزار درهم دیگر نیز به او بخشید.
ارکان دولت ، تعجب نموده ، گفتند: اى سلطان ! این مرد را در این سخن محال تصدیق مى کنى ؛ و حال آن که ما در اول شب و آخر شب با توییم .
نمى بینیم که به فرستادن صلوات اشتغال نمایى و اگر کسى در تمام اوقات شبانه روزى به فرستادن صلوات اشتغال نماید، نمى تواند که شصت هزار مرتبه صلوات فرستد. پس چگونه در این صورت در اول و آخر شب میسر مى گردد؟ سلطان گفت که : من از علما شنیده ام که هر که یک بار به صلوات مذکوره صلوات فرستد چنان است که ده هزار بار صلوات فرستاده ، و من در اول شب سه مرتبه ، و در آخر شب سه مرتبه این صلوات را مى خوانم و چنان مى دانم که شصت هزار بار صلوات فرستاده ام . پس پس از این درویش ‍ که پیغام آن حضرت را آورده است ، راست مى گوید. و این گریه من از شادى است .
۲۳ – صلوات بهترین دعا  
عبدالسلام (بن عبدالرحمن ) بن نعیم گوید: به امام صادق – علیه السلام – عرض کردم : من داخل کعبه شدم و دعایى به خاطرم نیامد جز صلوات بر محمد – صلى الله علیه و آله – فرمود: آگاه باش مانند تو در فضیلت و ثواب کسى از خانه خدا بیرون نیامده است . (۱۷)

۱۴-سوره احزاب ، آیه ۵۶٫
۱۵-لا اله الا الله .
۱۶-لا حول و لا قوه الا بالله .
۱۷-ثواب الاعمال ، و عقاب الاعمال ، ص ۳۴۵

نظر دهيد