اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

عایشه و فتوی بر شیر خوردن مرد از زن برای محرمیت!!!!!

 عایشه و رضاع کبیر  

یکى دیگر از شاهکارهاى عایشه این است که مى‏گفت: زن مى‏تواند پسر بالغى را شیر دهد و با این شیر دادن، آن پسر به منزله فرزند او مى‏ باشد! او براى این ادعایش هم به قرآن (!) و هم به سنت استشهاد مى‏کرد.

 

الف – قرآن: عایشه مى‏گوید: که آیه رضاع کبیر(۱) و نیز آیه رجم(۲) در قرآن بوده و در ضمن صحیفه‏اى زیر رختخوابم قرار داشت و چون ما به موت رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله مشغول شدیم، داجن (بره یا بزغاله‏اى که در اطاق نگهدارى مى ‏شد) آن را خورد!(۳)

ب – سنت: عایشه مى‏ گوید: «رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله به «سهله» دختر «سهیل» دستور داد که به پسر خوانده‏اش «سالم» شیر بدهد. او گفت: چگونه به او شیر بدهم در حالى که او مردى بزرگ است؟! پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله تبسمى کرد و فرمود: من مى‏دانم که او مردى بزرگ است». (یعنى با این حال مى‏گویم به او شیر بده تا با تو محرم شود و تا شوهر تو یعنى «أبو


(۱) یعنى زنى جهت محرم شدن، پسر بزرگى و یا مردى را شیر دهد!(۲) مراد از آیه رجم، مطابق آنچه که اهل سنت گفته‏اند و در پاورقى صحیح مسلم نیز آمده (کتاب الرضاع، ح ۲۶) این عبارت است: «الشیخ والشیخه إذا زنیا فارجموهما» و در بعض اقوال با اضافه کلمه «البته» یعنى: اگر پیرمرد و پیرزنى زنا کردند حتما آن دو را سنگسار کنید.

(۳) سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۶۲۵، کتاب النکاح، باب ۳۶، ح ۱۹۴۳٫

 

«عن عایشه قالت: لقد نزلت آیه الرجم ورضاعه الکبیر عشرا ولقد کان فی صحیفه تحت سریرى فلما مات رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم وتشاغلنا بموته دخل داجن فأکلها».

(۲۱)


حذیفه» از اینکه او وارد بر تو مى‏شود ناراحت نشود!)(۱).

این دو دلیل عایشه (قرآن و سنت)، نه مورد قبول سایر همسران رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله قرار گرفت و نه احدى از علماى اهل سنت بدان فتوى دادند. تذکر این نکته نیز لازم است که داستان شیر خوردن «سالم» را نیز فقط عایشه نقل کرده است که در آن اشکالات متعددى دیده مى‏شود که مهمترین آنها این است که اگر سالم با سهله نامحرم است چگونه مى‏تواند شیر او را بخورد. أبو حذیفه از اینکه سالم به زنش -که با او نامحرم است- نگاه مى‏کند ناراحت مى‏شود ولى اگر شیر زنش را بخورد ناراحت نمى‏شود! آیا مى‏توان پذیرفت که نگاه کردن به زنى حرام باشد ولى مکیدن شیر از پستان او حلال؟! راستى چقدر مسخره است! آیا نمى‏توان به قاطعیت گفت: که این روایت همچون آیه‏اى که بره‏اى بتواند آن را بخورد ساختگى است؟ آیا از مجموع این داستان نمى‏توان فهمید که عایشه از جعل حدیث ابائى نداشت؟ آیا باز هم مى‏توان به روایات عایشه اعتماد کرد؟

بعض از علماى عامه در توجیه شیر خوردن سالم گفته‏اند که ممکن است سهله شیر خود را در ظرفى ریخته و سالم از آن نوشید و با این توجیه خواسته‏اند که اشکال مزبور را رفع کنند اینان از این نکته غافل شدند که اگر چنین است چرا سهله از این نوع شیر دادن ناراحت بود؟ مى‏خواهد سالم مردى بزرگ باشد یا نباشد. از این گذشته با کلمه «رضاع» که اصطلاحا به معناى مکیدن شیر از پستان است مناسبت ندارد، زیرا رضاع هنگامى صادق است که طفل، شیر را از پستان بمکد نه آنکه آن را در ظرفى ریخته و به او بدهند.

در مورد «رضاع کبیر» نیز چنین توجیه کردند که این آیه، هم نسخ تلاوت شده و هم نسخ حکم! در پاسخ آن باید گفت: اولا – آیه تا زمان رحلت رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله -به قول عایشه- زیر رختخواب او وجود داشت. آیا بعد از وفات آن حضرت، جبرئیل نازل شد و آن را نسخ کرد؟! ثانیا – چگونه مى‏شود که حکمى نازل شده باشد و مردم از آن با خبر نباشند و فقط عایشه آن را بداند و سپس نسخ آن بیاید و از نسخ آن هم کسى مطلع نشود و بعدها علماى اهل سنت آن را در توجیه ادعاى عایشه نقل کنند؟! ثالثا – عایشه که مدعى وجود آن آیه است آن را به عنوان حکمى الهى تلقى کرده و ادعا مى‏کند داجن آن را خورد نه آنکه نسخ شده باشد و معناى آن این است که اگر داجن آن را نمى‏خورد زنها مى‏توانستند به نص آن آیه (که عایشه ـ و فقط او ـ ادعاى نزول آن را داشت) مرد بزرگى را شیر دهند تا آن مرد به منزله پسر او باشد. چنانچه عایشه خود چنین مى‏کرد؛ یعنى هر کس را که دوست داشت وارد بر او شده همچون محرمى با او نشست و برخاست نموده و خود را از او نپوشاند، به دختر برادر و یا دختر خواهرش دستور مى‏داد که او را شیر دهد! البته سایر زنهاى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از این کار ابا مى‏نمودند.

«… فبذلک کانت عایشه تأمر بنات أخواتها وبنات أخوتها أن یرضعن من أحبت عایشه أن یراها ویدخل علیها


(۱) الف – صحیح مسلم، ج ۲، ص ۸ – ۱۰۷۶، کتاب الرضاع، باب رضاعه الکبیر، ح ۳۱ – ۲۶٫ب – سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۶۲۵، کتاب النکاح، باب رضاع الکبیر، ح ۱۹۴۳٫

ج – سنن أبى داود، ج ۲، ص ۲۲۳، کتاب النکاح، باب فیمن حرم به، ح ۲۰۶۱٫

د – سنن نسائى، ج ۶، ص ۱۰۵ – ۱۰۳، کتاب النکاح، باب رضاع الکبیر، ح ۲۲ – ۳۳۱۶٫

در اینجا متن یکى از روایات صحیح مسلم را مى‏آوریم:

 

«عن عایشه قالت: جاءت سهله بنت سهیل إلى النبى صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم فقالت: یا رسول اللّه إنى أرى فی وجه أبى حذیفه من دخول سالم (وهو حلیفه). فقال النبى صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم : أرضعیه. قالت: وکیف أرضعه وهو رجل کبیر! فتبسم رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم وقال: قد علمت انّه رجل کبیر».

(۲۲)


وإن کان کبیرا خمس رضعات ثمّ یدخل علیها. وأبت أم سلمه وسائر ازواج النبى صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم أن یدخلن علیهن بتلک الرضاعه أحدا من الناس حتى یرضع فی المهد…»(1).

«أم سلمه به عایشه مى‏گفت: پسر ممیز بر تو وارد مى‏شود (و تو حجاب نمى‏کنى) و من دوست ندارم که بر من وارد شود»(2).

در اینجا براى اینکه معلوم شود که چه شیر دادنى محرمیت مى‏آورد به چند روایت از صحاح رجوع مى‏کنیم:

۱ – «عن عایشه قالت: دخل علىّ رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم وعندى رجل قاعد فاشتدّ ذلک علیه ورأیت الغضب فی وجهه. قالت فقلت: یا رسول اللّه! انّه اخى من الرضاعه قالت فقال: أنظرن اخوتکن من الرضاعه. فانما الرضاعه من المجاعه»(3).

عایشه مى‏گوید: رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بر من وارد شد. مردى نزدم نشسته بود. این صحنه بر آن حضرت گران آمد و آثار غضب را در چهره‏اش مشاهده کردم. گفتم: یا رسول اللّه این مرد برادر رضاعى من است. فرمود: در این امر دقت کنید که رضاع وقتى ثابت است که طفل شیر خوار از پستان زنى شیر بخورد. (و به وسیله شیر، سیر شود).

معلوم مى‏شود که آن شرایط در آن مرد وجود نداشت و إلاّ غضب پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله قبل از آنکه بپرسد که این مرد کیست موردى نداشت. از این گذشته چنین نبود که آن حضرت برادر رضاعى عایشه را نشناسد و نداند کیست.

۲ – «عن عبد اللّه بن زبیر أنّ رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم قال: «لا رضاع إلاّ ما فتق الامعاء»(4).

ابن زبیر از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل مى‏کند که آن حضرت فرمود: رضاع (شیر خوارگى که باعث محرم شدن مى‏شود) هنگامى صادق است که باعث سیرى شود (یعنى شیر کودک را سیر کند و نیاز به غذاى دیگرى نداشته باشد).

۳ – واضح‏تر از آن روایت زیر است:

«عن أم سلمه قال رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم : لا یحرم من الرضاعه إلاّ ما فتق الامعاء فی الثدى وکان قبل الفطام»(5).

رضاع هنگامى درست است که قبل از دو سالگى بوده و طفل با مکیدن از پستان از شیر زن سیر شود. (یعنى به غذاى دیگرى نیازمند نباشد).


(۱) الف – سنن أبی داود، همان.ب – مسند احمد حنبل، ج ۱۰، ص ۱۳۸، ح ۲۶۳۹۰٫

(۲) صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۷۷، کتاب الرضاع، باب ۷، ح ۲۹٫

«قالت أم سلمه لعائشه: انّه یدخل علیک الغلام الایفع الذى ما أحب أن یدخل على».

(۳) الف – صحیح بخارى، ج ۳، ص ۲۲۳، کتاب الشهادات، باب الشهاده على الانساب، و ج ۷ ص ۱۲، کتاب النکاح، باب من قال: لارضاع بعد حولین… .

ب – صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۷۸، کتاب الرضاع، باب ۸، ح ۳۲، (عبارت متن از صحیح مسلم است).

و در پاورقى در معناى «انما الرضاعه من المجاعه» مى‏نویسد: «یعنى إن الرضاعه التى تثبت بها الحرمه وتحل بها الخلوه هى حیث یکون الرضیع طفلا یسد اللبن جوعته» یعنى رضاعى که محرمیت مى‏آورد آن است که شیر خورنده کودکى باشد که شیر گرسنگى او را برطرف کند).

ج – سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۶۲۶، کتاب النکاح، باب ۳۷، ح ۱۹۴۵٫

د – سنن أبی داود، ج ۲، ص ۲۲۲، کتاب النکاح، باب فی رضاعه الکبیر، ح ۲۰۵۸٫

ه – سنن نسائى، ج ۶، ص ۱۰۱، کتاب النکاح، باب ۵۱، ح ۳۳۰۹٫

(۴) سنن ابن ماجه، همان، ح ۱۹۴۶٫

(۵) سنن ترمذی، ج ۳، ص ۴۵۸، کتاب الرضاع، باب ۵، ح ۱۱۵۲٫

(۲۳)


۴ – «عن ابن مسعود قال: لا رضاع إلاّ ما شدّ العظم وأنبت اللحم فقال ابو موسى: لا تسألونا وهذا الخبر فیکم»(1).

ابن مسعود مى‏گوید: رضاعى باعث محرمیت است که استخوان را محکم کند و گوشت برویاند. ابو موسى مى‏گوید: وقتى این خبر نزد شماست چیزى (در این زمینه) از ما نپرسید. در روایت بعد ابن مسعود مشابه همان را از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل مى‏کند و از این روایت و نیز قول ابوموسى برمى‏آید که حدیث قبل را نیز از آن حضرت نقل کرده است.

اما آنچه که عایشه در مورد آیه رجم گفته است، که معناى آن در پاورقى شماره ۳۵ گذشت. باید گفت که آیه ادعائى (که بره آن را خورد!) ربطى به حکم سنگسار زن شوهر دار و یا مرد زن دار که زنا کرده باشند ندارد. بلکه اختصاص به پیر مرد و پیر زن زناکار دارد، چه همسر داشته باشند و چه نداشته باشند. البته قبل از او عمر نیز همین ادعا را داشت و مى‏گفت: اگر حرف مردم نبود من آیه رجم را مى‏نوشتم. (بحث آن در فصل مربوط به خلیفه ثانى گذشت). از این گذشته، مگر خداوند وعده حفظ قرآن را نداد!؟ (سوره حجر آیه ۹) آیا داجن از عموم آیه استثناء شده است؟! سؤال آخرى که باید از علماى عامه پرسید این است که آیا داجن فقط همین آیه را خورد یا قبل از آن آیات دیگرى را هم خورد که خبر آن دریافت نشد؟!

نتیجه‏اى که از این قسمت به دست ما مى‏آید این است که عایشه براى آنکه بتواند آزاد باشد و هر که را که دوست داشت بر او وارد شود بى آنکه لازم بداند از او خود را بپوشاند، با مخالفت همسران پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و مخالفت عقل و شرع، با جعل داستانى که ناقل آن فقط خودش بوده و نیز جعل آیه‏اى از قرآن -به این عذر که داجن آن را خورد- هم خود را در معرض دید نامحرم قرار مى‏داد و هم دختران برادر و خواهرش را وادار به گناه مى‏کرد. علماى اهل سنت که به خوبى از این ماجرا آگاهند، از آنجا که عایشه تنها زنى بود که به جنگ با امام زمانش برخاست و لذا مورد احترام دستگاه خلافت معاویه بود. با جعل روایاتى و چشم پوشى از این ماجراها و نیز حسادتهاى شدید او و بدبینى‏هاى او به رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله تا جائى که صریحا اقرار مى‏کند که خدا و رسولش به او ظلم مى‏کنند او را آنچنان بالا بردند که عالى‏ترین مقام آخرت یعنى همنشینى با رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را برایش ثابت کردند!

«چشم باز و گوش باز و این عمى حیرتم از چشم بندى خدا»!

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

۹ نظر

  1. علی می‌گه:

    با سلام
    خداوند در قرآن می فرماید:
    النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّـهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَىٰ أَوْلِیَائِکُم مَّعْرُوفًا کَانَ ذَٰلِکَ فِی الْکِتَابِ مَسْطُورًا ﴿الأحزاب: ۶﴾
    پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتراست; و همسران پیامبر مادران مومنان هستند و … . (۶)
    اولا با پذیرش آیه فوق در جرگه مومنین قرار بگیر
    ثانیا با توجه به آیه فوق عایشه مادر مومنان است و هیچ نیازی نبوده که از طریق دیگری محرم شود
    با تشکر

  2. foad می‌گه:

    سلام. با توجه به استناد قوی شما پس پیامبر و ۱۴ معصوم هم ازدواج نمیتونن بکنن چون به گفته پیامبر ایشان پدران این امت هستند پس کسی نمیمونه واسه ازدواج!!!! در ضمن من نگفتم مطلب رو. دقت کن منبعش مال اهل سنته. با تشکر . یا علی

  3. نرگس منتظری می‌گه:

    سلام فکر کنید این زن بلاخره (داستان ازدواج رسول اکرم (ص)با این زن خود داستانی جالب است که بسیار نکات را درباره این زن و پدرش نشان می دهد.) در کنار رسول اکرم ( ص )بوده وساده ترین وابتدایی ترین مسئله ی اسلام یعنی محرم ونامحرم را نفهمیده اگر در خانه ی وحی نبود اسلام را چگونه فهمیده بود؟ در ضمن چگونه ست که بز به راحتی به اتاق ومحل خواب این زن رفت وآمد داشته مگر می شود محل زندگی انسان که محل نماز و دعا ونیایش پروردگار متعال می باشد به راحتی گاو وگوسفند بز تردد کند ؟ بز غیر از خوردن آن صحیفه دیگر در اتاقش چه می کرده ؟حتما ایشان به بزشان آموزش داده بودند که برای قضای حاجت به دستشویی برود ومحل زندگی را که جای نمار و نیایش وخورد وخوراک واستراحت می باشد آلوده به پشگل و ادرار وبوی گند و هزاران میکرب نکند .یعنی یک زن چقدر کثیف و شلخته میتواند باشد؟ ویا شاید دائم در کار فتنه توطئه وآزار واذیت سایر زنان رسول اکرم ( ص ) وهمچنین اهل بیت بودن فرصتی برای نظافت و پاکیزگی محل زندگیش نمی گذاشته ؟ این زن که به قول مخالفین شیعه حافظ قرآن مجید بوده آیا در قرآن مجید در باب پاکیرگی و طهارت و بهداشت چیزی نخوانده بوده یا عمل به سایر دستورا ت قرآن مجید را به همین دقت و وسواس داشته است ؟

  4. محمد می‌گه:

    با سلام

    بی شک هردو طرف تحریک می شوند .

  5. مهدي می‌گه:

    چرا این قدر به دنبال حدیث های ضعیف میرید که چهره ازواج پیامبر ص را خدشه دار کنید مذهبتون مشکل داره با عقل ومنطق ناسازگاره تقصیر اهل سنت چیه این وسط؟

    • foad می‌گه:

      سلام. اولا به نظر شما حدیثی با این همه منبع از خود اهل سنت ضعیفه؟ ثانیا ازدواج پیامبر هم با این زن حکایتی داره که همه میدونیم پس خدشه به پیامبر وارد نمیشه. ثالثا تقصیر اهل سنت اینه که دنبال واقعیت نمیرن و با خودشون لجبازی میکنن. یا علی

  6. علی می‌گه:

    چراوقتی اقای اللهیاری کفر ابوبکروعمروعایشه روازکتابای خودشون ثابت میکنه تفرقه ست اماشماکه این حرفارومیزنیدتفرقه نیست
     

  7. جمال می‌گه:

    سلام دوستان عزیز
    ایجاد تحریف در کتب حدیث ثابت و معلوم  است واین تحریفات  مربوط به زمان حکومت فاطمیان  در مصر 
    است که در آن زمان خدای متعال توسط  صلاح الدین ایوبی ، همراه با شکست اسرائیل  ، مصر را هم ازیوغ قدرت فاطمیان درآورد و دانشگاه  الزهراء مصر را به نام الازهر  تغییر داد. 

  8. ناشناس می‌گه:

    باید کتاب بخاری رو مثل سایر کتب حدیثی با بررسی سندی و دلالی نگاه کنیم وآنچه را خلاف بود کنار بگذاریم و در مورد صحت تمام روایات آن غلو نکنیم

نظر دهيد