رواياتي در مصايب وارده بر حضرت زهرا (سلام الله عليها)

روایاتی در مصایب وارده بر حضرت زهرا (سلام الله علیها)

روایاتی در مصایب وارده بر حضرت زهرا (سلام الله علیها)

 

1925132_637938679607666_1955965958_n

 

 

حضرت آیت الله العظمی سید صادق روحانی در پاسخ به در خواست عده ای از مومنین چند روایت معتبر را در جهت اثبات مصایب وارده بر حضرت زهرا (سلام الله علیها) بیان نمودند که به مناسبت شهادت حضرت صدیقه طاهره(س)  تقدیم می‏شود.

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدایهم الی یوم الدین

 

 

 

کسی که مطالب تاریخ نگاران مسلمان و روایات رسیده در مورد رویدادهای تلخ پس از رحلت پیامبر را پی‏گیری کند، فکر نمی‏کنم در این مورد دچار تردید گردد. اینک به برخی از روایات معتبری که در مورد مصایب وارده بر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آمده و مورد وثوق است اشاره می کنیم:

 

فاطمه علیهاالسلام، شهید راه حق است

 

اول اینکه: مرحوم «کلینی» به سند صحیح از امام کاظم در باب مولد فاطمه علیهاالسلام حدیث دوّم، چنین آورده است: «إنَّ فاطمه صِدِّیْقَهٌ شَهِیدهٍ»؛ فاطمه علیهاالسلام صدیقه شهیده است. و مرحوم مجلسی در «مرآه العقول» پس از توصیف خبر فوق به درستی و صحیح بودن، در شرح اصول کافی چنین می‏نویسد: بی‏تردید این خبر دلالت بر این دارد که فاطمه علیهاالسلام، شهید راه حق است؛ و این از اخبارِ متواتر است، و سبب آن هم این است که پس از غصب خلافت و انحصار قدرت از سوی جریان سقیفه، قنفذ درب خانه فاطمه علیهاالسلام را چنان بر شکم آن بانوی بزرگ زد که پهلوی آن حضرت شکست و بر اثر آن، فرزندش را که پیامبر محسن نامیده بود، ناخواسته از دست داد و دستخوش بیماری گردید و سرانجام به شهادت رسید.۱

 

آن‏گاه مرحوم مجلسی به بیان روایاتی از علمای شیعه و اهل سنّت می‏پردازد که این موضوع را تأیید می‏کند. از آن جمله روایتی است طولانی از «سلیم بن قیس هلالی» که فرازی از آن چنین است: فاطمه علیهاالسلام شهید راه خداست، و سبب آن هم این است که پس از غصب خلافت به وسیله جریان سقیفه، قنفذ برده عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و به شدت هُل داد و در نتیجه آن جنایت، دنده‏ای از پهلوی آن حضرت شکست و بر اثر آن، جنین خود را افکند، و دستخوش بیماری گردید و به شهادت رسید.۲

 

عدم دادرس از زهرا علیهاالسلام

 

دوم: و از جمله آن روایات بسیار، این روایت طولانی است که مرحوم صدوق، از ابن‏عبّاس و او از پیامبر خدا صلی‏الله ‏علیه ‏و ‏آله آورده است که فرازی از آن چنین است:… و هنگامی‏که فاطمه‏ام را می‏بینم، به‏یاد می‏آورم آن ظلم و بیدادی را که پس از رحلت من در حق او انجام می‏شود، گویی می‏نگرم که زور و ذلّت از سوی ظالمان بر خانه او وارد شده، حرمت او در هم‏ شکسته، حقوق او غصب گردیده، از ارث خود بازداشته شده، و پهلویش را می‏شکنند و فرزندش را به دنیا نیامده، می‏کشند! و او ندای دادخواهی سرمی‏دهد و می‏گوید: وا محمّدا! امّا کسی به دادخواهی و ندای مظلومیت او پاسخ مثبت نمی‏دهد! و او از ظلم و شرارت استبداد پناه و دادرس می‏جوید، اما کسی به او پناه نمی‏دهد و دادش را از بیدادگران نمی‏ستاند.۳

 

بانویی که حقوق او غصب شد

 

سوم: و نیز از آن جمله است، زیارتنامه فاطمه علیهاالسلام است که مرحوم سیّدبن طاووس در کتاب «اقبال الْأعمال» آن را آورده است، که فرازی از آن چنین است: وَ صَلِّ عَلیَ الْبَتُولِ الطّاهِرَه… تا می‏فرماید: «الْمَغْصُوبِ حقُّها، و الْمَمْنُوعِ إرْثُها أَلْمَکْسُور ضِلْعُها… ؛۴ ودرود بفرست بر فاطمه بتول، همان بانوی پاک و پاک‏ منش و پاک ‏روش…، همان بانویی که حقوق او غصب شد، و از میراث پدری بازداشته شد، و در فشار بیدادگران دنده‏اش شکست…

 

فاطمه علیهاالسلام، هدف بیداد «عمر» قرار گرفت

 

چهارم: اما روایات بیانگر برافروختن آتش بر درب خانه فاطمه علیهاالسلام، فشردن آن حضرت میان در و دیوار، اسقاط جنین او – که ملازم با شکسته شدن دنده و پهلوی ایشان بوده – بسیار فراوان است. این روایات را علمای شیعه و اهل سنّت آورده‏اند. در این رابطه به کتاب مرحوم شیخ الطّایفه ابوجعفر طوسی در تلخیص شافی بنگرید که چنین می‏نویسد: شیعه و علمای شیعه بر این رویداد غمبار اتفاق نظر دارند که فاطمه علیهاالسلام، هدف بیداد «عمر» قرار گرفت و او چنان ظالمانه بر شکم دختر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله زد که جنین او را – که محسن نامیده شده بود – ساقط نمود و به شهادت رساند.

 

آری، روایت بیانگر این واقعت تلخ، و آوردن هیزم برای به آتش‏ کشیدن خانه فاطمه علیهاالسلام که گروهی از دوستداران اهل بیت در آن پناه گرفته بودند، در میان رهروان مذهب اهل‏ بیت علیهم‏السلام مشهور و معروف است… تا می‏نویسد: البته ما این روایت را از طریق علمای اهل سنّت از جمله «بلاذری» آوردیم، و روایات علمای شیعه در این مورد بسیار است و هیچ اختلافی هم در میان آنان در این مورد نیست.۵

 

مسعودی، مؤلف کتاب معروف «مروج الذّهب» در کتاب دیگر خودش، به نام «اثبات الوصیّه» چنین می‏نویسد: پس، طرفداران خلیفه به سوی منزل امیرمؤمنان علیه‏السلام روی آوردند و بر آن خانه یورش بردند و با به آتش کشیدن درب خانه، آن حضرت را به زور از خانه‏اش بیرون آوردند، و سرور بانوان بهشت، فاطمه علیهاالسلام را میان در و دیوار فشردند تا فرزندش محسن را سقط نمود…۶و۷٫

 

در پایان باید بگویم که: کسی که رنج و مظلومیت حضرت فاطمه(علیها السلام)و جنایت های تکاندهنده ای را که در حق ایشان روا شده را انکار کند، یا باید حق ستیزباشد، یا ناآگاه و یا دچاراشتباه شده و می پندارد که اعتراف به این جنایت ها باعث تفرقه و پراکندگی میان مسلمانان می گردد، و تفرقه و پراکندگی در این زمان باعث ضعف اسلام و مسلمانان می شود. به هر حال وظیفه اسلامی و انسانی دوستان اهل بیت(علیهم السلام) در این مورد آشکار است و باید به ذکر مصایب و ستمهایی که بر حضرت زهرا (سلام الله علیها) وارد شده، پرداخته و همگان را از مظلومیت اهل بیت (علیهم السلام) آگاه سازند.

 

———————————————————————

 

۱٫ اصول کافی/ ج ۵/ ص ۳۱۵٫

 

۲٫ اصول کافی/ ج ۵/ ص ۳۱۵٫

 

۳٫ صدوق/ متوفی ۳۸۱ هجری/ أمالی/ ج مجلس ۲۴/ ص ۱۰۰ – ۹۹٫

 

۴…. و نیز چنین آمده است: «السَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَهَ نِساءِ الْعالَمِیْنَ! السَّلامُ عَلَیْکِ یا والِدَهَ الْحُجَجِ عَلَی النّاسِ أَجْمَعینَ! السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ، الْمَمْنُوعَهُ حَقُّها! أَللّهُمَّ صِلِّ عَلی أَمَتِکَ وَ ابْنَهِ نَبِیِّکَ وَ زَوْجَهِ وَصِیِّ نَبِیِّکَ، صَلاهً تَزْلِفُها فَوْقَ زُلْفی عِبادِکَ الْمُکَرَّمِیْنَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَ الْأَرَضِیْنَ.» اقبال/ ص۱۵۲٫ برای او چند زیارتنامه دیگر از امامان نور رسیده، که در کتاب‏های دعا و زیارات آمده است.

 

۵٫ تلخیص شافی/ ج ۳/ ص ۷۶٫

 

۶٫ اثبات الوصیّه/ ص ۱۲۲٫

 

۷٫ عباس عموی پیامبر از امیرمؤمنان پرسید: چرا عمر از حقوق کارگزارانش، به عنوان مالیات کاست، امّا از حقوق و مزایای «قُنفذ» چیزی نکاست و آن را به‏طور کامل پرداخت، آن حضرت برگرد خویش نظاره کرد، و در حالی که جام دیدگانش لبریز از اشک گردید و فروبارید، در پاسخ او فرمود: «شَکَّرَ لَهُ ضَرْبَهً ضَرَبَها فاطِمَهَ بِالسَّوطِ، فَماتَتْ وَ فِی عَضُدِها أَثَرُهُ کَأَنَّهُ الدُّمْلُج.» پرداخت کامل حقوق «قنفذ» برای قدرشناسی از او به‏خاطر تازیانه‏های بیدادی بود که بر پیکر فاطمه نواخت؛ به‏گونه‏ای که وقتی دخت محبوب پیامبر جهان را بدرود گفت، اثر آن تازیانه بیداد در بازوی او بسان بازوبند نمایان بود. کتاب سُلیم بن قیس/ ص ۱۳۴٫

نظر دهيد