اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

حضرت علی علیه‌السلام در قرآن

حضرت علی علیه‌السلام در قرآن

آیات زیادی در قرآن مجید وجود داردکه به صورت غیر مستقیم مربوط به شخصیت و امامت حضرت علی(ع) و خاندان کریم آن حضرت(ع) می‏باشد، و این بر دو قسم است

۱ – آیاتی که به گونه ای مسئله امامت را مورد توجه قرار می‏دهد و از آن بحث می‏کند.

۲ – آیاتی که به فضایل آن حضرت اشاره دارد.

اینک برای هر از این دو قسم تنها به برخی از آیات اشاره می کنیم (البته برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب، ترجمه آیات را متذکر نمی شویم.شما می توانید به قرآن مراجعه کنید

بخش اول آیات مربوت به امامت:

۱ – آیه تبلیغ: ” یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته، و اللَّه یعصمک من الناس، ان اللَّه لا یهدی القوم الکافرین “.(۱)

۲ – آیه ولایت: ” انّما ولیکم اللَّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوه و یؤتون الزّکاه و هم راکعون “.(۲)

۳ – آیه اولی الامر: ” یا ایها الّذین آمنوا اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرّسول و اولی الامر منکم “.(۳)

۴ – آیه صادقین: ” یا ایها الّذین آمنوا اتقوا اللَّه و کونوا مع الصّادقین “.(۴)

۵ – آیه قربی: ” قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی “. (۵)

۶ – آیه مسئولون: ” وقفوهم انّهم مسئولون “.(۶)

در روایات متعدّدی از جمله از ابوسعید خدری، نقل شده است که از ولایت علی بن ابیطالب(ع) سؤال می‏کنند.

بخش دوم: آیات مربوط به فضائل حضرت علی(ع

۱ – آیه مباهله: ” فمن حاجک فیه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائناو ابنائکم و نسائنا و نسائکم و أنفسنا و انفسکم ثمّ نبتهل فنجعل لعنه اللَّه علی الکاذبین “. (۷)

۲ – آیه خیر البریّه: ” انّ الّذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریّه “.(۸)

۳ – آیه لیله المبیت: ” و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات اللَّه و اللَّه رؤوف بالعباد “. (۹)

۴ – آیه حکمت: ” یؤتی الحکمه من یشاء و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیراً کثیراً و ما یذکّر الاّ اولوا الباب “.(۱۰)

۵ – آیات سوره هل أتی علی الاانسان “هل أتی علی الانسان حین من الدّهر لم یکن شیئاً مذکوراً “.(۱۱)

مخصوصاً آیات هفتم تا دهم این سوره.

۶ – آیات آغاز سوره برائت: آیات آغاز سوره برائت که درباره اعلان جنگ به مشرکان پیمان شکن نازل شده، و تقریباً تمام مفسران و مورّخان اتّفاق نظر دارند که در سال نهم هجری هنگامی که این آیات نازل شد و پیمان‏های این گروه از مشرکان رانقض کرد، پیامبر(ص)، ابوبکر را برای ابلاغ این فرمان انتخاب نمود تا به هنگام حجّ در مکه آن را برای عموم مردم بخواند، ولی چیزی نگذشت که آیات را از او گرفت و به علی(ع) داد و آن حضرت را مأمور ابلاغ آن کرد تا در مراسم حجّ به تمام اهل مکّه ابلاغ کند و او چنین کرد.
“وقتی ابوبکر سوال می‏کند آیا چیزی بر ضدّ من نازل شده که من نباید سوره را ابلاغ کنم؟ پیامبر(ص) می‏فرماید: “اُمرتُ ان لا یبلّغه الاّ انا او رجلٌ منّی؛ من مأمور شده‏ام که این سوره(برائت) را ابلاغ نکند مگر من یا مردی که از من است”.(۱۲)

۷ – آیه سقایه الحاجّ: می‏فرماید: ” أجعلتم سقایه الحاجّ و عماره المسجد الحرام کمن آمن باللَّه و الیوم الاخر و جاهد فی سبیل اللَّه لا یستوون عند اللَّه و اللَّه یهدی القوم الظّالمین  “.(۱۳)

۸ – آیه صالح المؤمنین: ” و ان تظاهرا علیه فان اللَّه هو مولاه و جبریل و صالح المؤمنین والملائکه بعد ذلک ظهیر “.(۱۴)

خداوند بعضی از همسران پیامبر(ص) را که تخلفی کرده بودند، مخاطب این آیه ساخت.

۹ – آیه وزارت: از زبان حضرت موسی(ع) می‏خوانیم: ” واجعل لی وزیرا من اهلی – هارون اخی – اشدد به ازری – و اشرکه فی امری “. (۱۵)
پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز برای پیشبرد اهداف رسالتش همین خواسته را از خداوند تقاضا کرد تا در امر رهبری مردم، علی(ع) را برادرش و پشتیبان و خلیفه و وزیرش قرار دهد.

۱۰ و ۱۱ – آیات سوره احزاب: ” من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا اللَّه علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا”.(۱۶)، “و رد اللَّه الذین کفروا بغیظهم لم ینالوا خیرا و کفی اللَّه المؤمنین القتال و کان اللَّه قویا عزیزا “.(۱۷)

۱۲ – آیه بینه و شاهد: ” افمن کان علی بینه من ربه و یتلوه شاهد منه و من قبله کتاب موسی اماما و رحمه اولئک یؤمنون به “.(۱۸)

۱۳ – آیه صدّیقون: ” و الّذین آمنوا باللَّه و رسله اولئک هم الصّدّیقون و الشهداء عند ربّهم اجرهم و نورهم “.(۱۹)

۱۴ – آیه نور: ” یا ایّها الّذین آمنوا اتّقوا اللَّه و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نوراً تمشون به و یغفر لکم و اللَّه غفور رحیم “.(۲۰)

۱۵ – آیه انذار: ” وانذر عشیرتک الاقربین – و اخفض جناحک لمن اتّبعک من المؤمنین “.(۲۱)

۱۶ – آیه مرج البحرین: ” مرج البحرین یلتقیان – بینهما برزخ لا یبغیان – فبأی الاء ربّکما تکذّبان – یخرج منهمااللّؤلؤ و المرجان “.(۲۲)

۱۷ – آیه نجوی: ” یا ایها الّذین آمنوا اذا ناجیتم الرّسول فقدّموا بین یدی نجواکم صدقه ذلک خیر لکم و أطهر فان لم تجدوا فان اللَّه غفور رحیم “.(۲۳) این آیه شریفه به مسلمانان دستور داد: اگر می‏خواهید با پیامبر(ص) نجوی کنید، قبل از این کار، صدقه‏ای در راه خدا بدهید، این دستور، آزمون جالبی به وجود آورد برای مدّعیان قرب به پیامبر(ص)، همگی جز علی(ع) از دادن صدقه و نجوی‏ خودداری کردند.

۱۸ – آیه سابقون: ” والسابقون السابقون اولئک المقرّبون – فی جنّات النّعیم – ثلّه من الاوّلین – قلیل من الاخرین “.(۲۴) امام صادق(ع) فرمود: منظور علی بن ابیطالب(ع) است.

۱۹ – آیه أذن وادعیه: ” لنجعلها لکم تذکره و تعیها اذن و اعیه “.(۲۵)
در روایتی هم پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود: تو گوش‏های نگه دارنده علم و دانش منی.

۲۰ – آیه مودّت: ” انّ الّذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرّحمن وداً “.(۲۶)

۲۱ – آیه انفاق: ” الّذین ینفقون اموالهم باللّیل و النّهار سرّاً و علانیه فلهم اجرهم عند ربّهم و لا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون “.(۲۷) روایات بسیاری در شان نزول این آیه وارد شده که نشان می‏دهد نخستین بار درباره علی(ع) نازل گشت.

۲۲ – آیه محبّت: ” یا ایّها الّذین آمنوا من یرتدّ منکم عن دینه فسوف یأتی اللَّه بقوم یحّبهم و یحبّونه أذلّه علی المؤمنین أعزّه عل الکافرین یجاهدون فی سبیل اللَّه و لا یخافون لومه لائم ذلک فضل اللَّه یوتیه من یشاء و اللَّه واسعٌ علیم “.(۲۸) از مناقب عبداللَّه شافعی وارد شده است که این آیه شریفه درباره علی(ع) نازل شده است. (۲۹)

برای دستیابی به اطلاعات جامع‏تر در این باره می‏توان به کتاب‏هایی همانند “بحار الانوار مرحوم مجلسی(ره)” و “علی(ع) در قرآن” و نیز “علی(ع) کیست؟ مرحوم کمپانی” و به تفاسیر روایی قرآن مجید همانند “نور الثقلین” و “تفسیر برهان” و نظایر این‏ها مراجعه نمود.

پی‌نوشت‌ها:
۱ . مائده (۵)، آیه ۶۷٫
۲٫ مائده (۵)، آیه ۵۵٫
۳٫ نساء (۴)، آیه ۵۹٫
۴٫ توبه (۹)، آیه ۱۱۹٫
۵ . شوری (۴۲)، آیه ۲۳٫
۶٫ صافات (۳۷)، آیه ۲۴٫
۷ . آل عمران (۳)، آیه ۶۱٫
۸ . بینه (۹۸)، آیه ۷٫
۹ . بقره (۲)، آیه ۲۰۷٫
۱۰٫ بقره (۲)، آیه ۲۶۹٫
۱۱ . انسان (۷۶)، آیه۱٫
۱۲ . مسند احمل بن حنبل، ج ۱، ص ۳، به نقل از آیت اللَّه مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج ۹، ص ۲۸۸٫
۱۳ . توبه (۹) آیه ۱۹٫
۱۴ . تحریم (۶۶)، آیه ۴٫
۱۵ . طه (۲۰)، آیه ۲۹ – ۳۲٫
۱۶ . احزاب (۳۳)، آیه ۲۳٫
۱۷ . همان، آیه ۲۵٫
۱۸ . هود (۱۱)، آیه ۱۷٫
۱۹ . حدید (۵۷)، آیه ۱۹٫
۲۰ . همان، آیه ۲۸٫
۲۱ . شعرا (۲۶)، آیه ۲۱۴ و ۲۱۵٫
۲۲ . الرحمان (۵۵)، آیه ۱۹ – ۲۲٫
۲۳ . مجادله (۵۸) آیه ۱۲٫
۲۴ . واقعه (۵۶)، آیه ۱۰ – ۱۴٫
۲۵ . حاقه (۶۹)، آیه ۱۲٫
۲۶ . مریم (۱۹)، آیه ۹۶٫
۲۷ . بقره (۲)، آیه ۲۷۴٫
۲۸ . مائده (۵)، آیه ۵۴٫
۲۹ . آیت اللَّه مکارم شیرازی، پیام قرآن، ص ۱۷۷ – ۳۹۴ (با اقتباس).

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

۴ نظر

  1. بسم الله
    اولی الامر در قرآن
    دوبار عبارت "اولی الامر" در قرآن آمده است.آیات ۵۹ و ۸۳ سوره النساء.
    اطاعت از اولی الامر در آیه ۵۹ آمده است.برخی از این آیه نتیجه میگیرند که اطاعت از اولی الامر بدون قید و شرط است.اگر ترتیب و پیوستگی آیات هر سوره و کلیت قرآن را در نظر بگیریم به این نتیجه نمی رسیم.
    بعلت وجود "اولی الامر" در آیه ۸۳ معلوم میشود که افرادی تحت این عنوان در زمان رسول الله وجود
    داشته اند.ایشان معصوم نبوده اند.چگونه پس از رحلت رسول الله افرادی تحت همین عنوان معصومند؟
    در آیه ۵۹ دو بار "اطیعوا" آمده است و در پایان آیه عبارت "ذالک خیر و احسن تاویلا".
    در آیه ۵۹ دوبار "الرسول" آمده است یک بار پس از "اطیعوا" دوم و بار دیگر پس از وقوع تنازع.
    بنظر می آید در آیه ۵۹ فرمان "اطیعوا الله" با عبارت "اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول" تاویل میشود.عبارت "اطیعوا الله" بتنهایی معلوم نمی کند که چگونه از خداوند باید اطاعت کرد.
    البته تاویل مختصر و مفید برای "اطیعوا الله" همان "اطیعوا الرسول" است.چنانکه در بعضی آیات نیز داریم :"…اطیعوا الله و اطیعوا الرسول…"(سوره مائده آیه ۹۲).ولی آیه ۵۹ سوره النساء کاملترین و بهترین تاویل را ارائه میدهد.این خود بسبب نزول تدریجی قرآن بر رسول الله است.
    در حالت عمومی و پیش فرض مومنین باید اختلافات را خدمت رسول الله ببرند تا ایشان بنا بر "رسالات" الهی و اشراف کلی خود بر پیام الهی (الذکر) قضاوت کنند…انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم…نحل آیه ۴۴ .
    با اضافه کردن حالات استثنایی و در یک حالت عمومی فراگیر باید گفت اختلافات بین مردم و یا بین مردم و اولی الامر و حتی شکوائیه به خداوند پس از شنیدن نظر رسول الله (مورد ذکر شده در سوره مجادله) با "رساله" و پیام (جدید یا پیام قبلی) بر رسول الله مرتفع میشود.
    "الرسول" در یک موقعیت زمانی و مکانی خاص با " الرسول" در موقعیت زمانی و مکانی دیگر فرق دارد و دلیل آن نیز نزول تدریجی قرآن است.این روش خود عاملی است برای تربیت تدریجی مسلمین در اطاعت از "رسالات الله".تا پس از رحلت رسول الله اختلافات مومنین مرجع اصلی داشته باشد.
    اما پس از رحلت رسول الله در خواندن قرآن و مرجع قرار دادن آن روشی معتبر و مستقل از افراد لازم است.روشی که خود رسول الله نیز تابع آن بوده اند. تکه تکه و گزینشی خواندن آن مفید نخواهد بود و به اختلافات دامن زده خواهد شد.باید ترتیب و پیوستگی آیات در هر سوره و کلیت قرآن را رعایت کرد.تا بر ما نیز الذکر (بینش کلی) حاصل شود.والسلام
     

    • محب مهدی می‌گه:

      لطفا تفسیر آیات رو به اهلش بسپار .فکر میکنی توبا عقل ناقص بشری می توانی کتاب خدا رو تفسیر کنی .

       
      ما در مذهب شیعه طبق فرموده حضرت محمد (ص) تسلیم ثقلین می باشیم.
      مفسران قران طبق حدیث ثقلین ائمه معصومین (ع) می باشند .
      آیه تبلیغ به گفته علما شیعه و سنی در آخرین حج پیامبر در غدیر خم  نازل شده است .
       
      صحبت های  شما رو در چند سطر زیر جواب می دهم .
       

      سؤال : شاید منظور از مسأله مهمّى که در این آیه مطرح شده، خطر دو دشمن بزرگ اسلام و مسلمین، یهود و نصارى، است که همواره در مقابل اسلام مى ایستادند و مانعى براى مسلمانان و پیشرفت اسلام محسوب مى شدند. در این صورت آیا آیه ربطى به ولایت دارد؟
       
      پاسخ : کسى که کمترین آشنایى با تاریخ اسلام داشته باشد مى داند که مسأله یهودیان و مسیحیان در سال دهم هجرت حل شده بود و طومار قبائل مختلف یهود، بنى قریظه، بنى النّضیر، بنى قینقاع، یهودیان خیبر، و سایر یهودیان و نصارى، درهم پیچیده شده بود و همه آنها یا تسلیم مسلمانان شده و یا مجبور به هجرت گشته بودند; بنابراین، طبق آنچه در آیه ۴۱ سوره مائده آمده است، ترس و بیم پیامبر(ص) از مسلمانان و ایمان آورندگان بود، نه از بیگانگان از اسلام!
       
       
       
      تفسیر آیه تبلیغ در سایه روایات
       
      عدّه زیادى از محدّثان صدر اسلام معتقدند که آیه فوق در شأن امیرمؤمنان على(ع)نازل شده است . بین مفسّران اهل سنّت نیز عدّه اى روایت مربوط به ولایت امیرمؤمنان(ع)را نقل کرده اند، که مى توان به آقاى «سیوطى» در «الدّرّ المنثور، جلد دوم، صفحه ۲۹۸» و «ابوالحسن واحدى نیشابورى» در «اسباب النّزول، صفحه ۱۵۰» و «شیخ محمّد عبده» در «المنار، جلد ششم، صفحه ۱۲۰» و «فخر رازى» در «تفسیر کبیر» و سایر تفاسیر اشاره کرد. در این جا براى نمونه فقط قسمتى از کلام فخر رازى را نقل مى کنیم. او، که در میان مفسّران اهل سنّت بى نظیر است و تفسیر قوى و مشروحى دارد و انسانى هوشیار و عالم است (هر چند تعصّب زیادى نیز دارد، که بعضاً حجابى براى او شده است) پس از بیان نُه احتمال در تفسیر آیه فوق، ولایت امیرمؤمنان را به عنوان دهمین احتمال مطرح مى سازد.
       
      متن کلام فخر رازى در الّتفسیر الکبیر، جلد ۱۱، صفحه ۴۹ به شرح زیر است:
       
      نزلت الآیه فى فضل علی بن ابیطالب ولما نزلت هذه الآیه أخذ بیده و قال: من کنت مولاه فعلی مولاه اللّهم وال من والاه وعاد من عاداه، فلقیه عمر فقال: هنیئاً لک یا بن أبی طالب! أصبحت مولای ومولى کل مؤمن و مؤمنه.
       
      این آیه در مورد علىّ بن ابى طالب نازل شده است. هنگامى که این آیه شریفه نازل شد، پیامبر اکرم(ص)دست على(ع) را گرفت (و بلند کرد) و فرمود: «هر کس که من مولاى او هستم پس این على هم مولى و رهبر اوست. پروردگارا ! کسانى که ولایت على را پذیرفته اند دوست بدار و کسانى که با او به دشمنى برخاسته اند، دشمن بدار!» سپس عمر با على(ع) ملاقات کرد و به آن حضرت عرض کرد: «اى فرزند ابوطالب! این فضیلت و مقام بر تو مبارک باشد. تو از امروز مولا و رهبر من و همه مردان و زنان مسلمان شدى!»
       
       
       
      ارتباط این آیه با قبل و بعد از آن چگونه است؟
       
       بعضى از مفسّران براى کناره گیرى از واقعیّتى که در این آیه نهفته است، به عذر دیگرى متوسّل شده و آن این که سیاق آیات قبل و بعد، که درباره اهل کتاب است، تناسبى با مسأله ولایت و خلافت و امامت ندارد، این دوگانگى با بلاغت و فصاحت قرآن سازگار نیست.
       
      پاسخ : تمام کسانى که با چگونگى جمع آورى آیات قرآن آشنا هستند مى دانند که آیات قرآن تدریجاً و به مناسبتهاى مختلف نازل شده است، به همین دلیل بسیار مى شود که یک سوره درباره مسائل مختلفى سخن مى گوید، بخشى از آن درباره فلان «غزوه» است، بخشى دیگر درباره فلان «حکم و تشریع» اسلامى است، بخشى با «منافقین» سخن مى گوید، و بخشى با «مؤمنین»; مثلا اگر سوره نور را مورد توجّه قرار دهیم، مى بینیم بخشهاى مختلفى دارد که هر کدام ناظر به مطلبى است، از «توحید» و «معاد» گرفته تا اجراى «حدّ زنا» و داستان «اِفْک» و مسائل مربوط به «منافقین» و «حجاب» و غیر اینها (سایر سوره هاى طولانى قرآن نیز کم و بیش چنین است) هر چند در میان مجموعه اجزاء یک سوره، پیوند کلّى و عام وجود دارد.
       
      دلیل این تنوّع محتواى سوره همان است که گفته شد: قرآن تدریجاً و بر حسب نیازها و ضرورتها و در وقایع مختلف نازل شده است، و هرگز به شکل یک کتاب کلاسیک نیست که موضوع واحدى را، که از پیش تعیین شده، دنبال کند.

  2. بسم الله
    سلام
    آیه تبلیغ
     
    چیده شدن آیات در هر سوره به چه منظوری بوده است؟ آیا حفاظت الهی از قرآن شامل چینش آیات و سور هم میشود؟
    آیا این چینش و این مواضع برای کلمات و آیات مبنایی برای فهمیدن است یا از سر پیچ دادن و پنهان کردن مطالب این کار انجام شده است؟
     
    بعضی از آقایان علما در عصر ما بر مطالبی اصرار میورزند که باعث سردرگمی و سرافکندگی است.
    درعصری که شبکه های ارتباطی گسترده اجتماعی و کامپیوتری در آن حرف اول را میزنند.علمای قدیم ما بیشتر به ارتباط آیات معتقد بوده اند تا علمای متاخر و این جای تعجب است.
     
    مثلا صاحب تفسیر سورآبادی به ارتباط آیات مجاور آیه تبلیغ معتقد است ولی آقایان علمای معاصر معتقد نیستند و با اصرار غیر منطقی سعی دارند بگویند بعضی عبارات و آیات سوره مائده در بین آیات دیگر جاسازی شده اند و مقصودی غیر از آنچه بقیه آیات این سوره دارند را بیان میکنند!
    در این شرایط دوری جوانان از دین و دیانت چیز عجیب و غریبی خواهد بود؟
    شوق و ذوقی برای مطالعه قرآن باقی میگذارد؟
     
    بطور مثال آقای مکارم در تفسیر نمونه ج ۵ ص ۱۸ میگوید "…ثانیا همانطور که بارها گفته‏ایم، قرآن یک کتاب کلاسیک نیست که مطالب آن در فصول و ابواب معینى دسته‏بندى شده باشد، بلکه طبق نیازها و…"
     
    نزول متفرق و طبق نیازها بمانند استناد و ابلاغ از یک کتاب در مواقع مختلف است و از یک کتاب منسجم الهی دریافت میشود.هر سوره قبل از نزول بطور کامل نزد ملائکه وحی است.آیات سوره های بزرگ در جواب نیازهای نظیر خودشان نازل میشوند ولی پس از نزول کامل آیات بدستور الهی چیده میشوند طبق الگوی سوره در عالم بالا.همانطورکه ما هم پس از درک کلی و منسجم از قرآن و فقط پس از آن در مواقع مختلف و طبق نیازها احکام مجزا صادر خواهیم کرد.
    حتی کاملا ممکن است بعضی از عبارات آنرا بجهت شیوایی و زیبایی کلام اصطلاح کنیم.بکار بردن اصطلاحی دلیل بر معنای آیات و سوره مربوطه نیست.معنای سوره با ارتباط تمام آیات و عبارات آن اخذ میشود.
     
    چینش آیات بدستور رسول الله در هر سوره مبنایی برای درک منسجم از آن سوره و قرآن بوده است.آیا برای شبهه افکنی آیات مرتب شده اند؟
     
    ما چه اصراری داریم که عقاید مذهبی (از هر مذهبی) و متعصبانه خود را به هر قیمت حفظ کنیم؟
    ما چرا باید کتاب دین خود را با همین دسته بندی و سوره بندی قبول نکنیم؟
    چرا آشکارا نمی گویید این چینش قرآنی دست ساخت مغرضین است و مورد تایید خداوند نیست؟
     
    اگر رعایت این چینش فعلی منتج به نتایج غیر منطقی و ناشایست میشد حق با ایشان و امثال ایشان بود ولی وقتی میبینیم این چینش و اتصال فضای بسار زیبا و منطقی و معجزه گونه ارائه میکند چرا باید آنرا بی اهمیت بدانیم؟
     
    هر وقت با مذهب ما سازگار شد به ارتباط آیات استناد کنیم و هر وقت سازگار نبود بگوییم چینش آیات بر اساس بخصوصی نیست.آیا این درست است؟
     
    **************************************
     
    دوبار عبارت "یا ایها الرسول" در قرآن آمده هر دو بار هم در این سوره است یعنی سوره مائده و هر دوبار هم در مورد یهود یا نصاراست.اولی آیه ۴۱ دومی آیه ۶۷:
     
    * یَأَیُّهَا الرَّسُولُ لَا یحَْزُنکَ الَّذِینَ یُسَرِعُونَ فىِ الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُواْ ءَامَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ  وَ مِنَ الَّذِینَ هَادُواْ  سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ ءَاخَرِینَ لَمْ یَأْتُوکَ  یحَُرِّفُونَ الْکلَِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ  یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هَاذَا فَخُذُوهُ وَ إِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ  وَ مَن یُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَیًْا  أُوْلَئکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللَّهُ أَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ  لهَُمْ فىِ الدُّنْیَا خِزْىٌ  وَ لَهُمْ فىِ الاَْخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ(۴۱)
     
    یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ (۶۷)
     
    بین دو کلمه تبلیغ و ابلاغ فرقی هست؟
     
    تبلیغ از شدت بیان در تعداد دفعات و صبر بسیار بر آن حکایت دارد.زمانی ما موضوعی را یک بار دوبار میگوییم و سپس خاموش میشویم و دیگر کاری به مخاطب نداریم ولی زمانی بدفعات موضوع را تکرار میکنیم تا مطمئن شویم مخاطب مطلب را دقیقا شنید و فهمید و با او اتمام حجت میکنیم.
     
    در سوره مائده هر دو نوع بیان آمده است.در آیه تبلیغ آیه ۶۷ سوره المائده میفرماید:
     
    یَأَیهَُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ  وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ  وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ  إِنَّ اللَّهَ لَا یهَْدِى الْقَوْمَ الْکَافِرِین‏
     
    در آیه ۹۲ همان سوره میفرماید:
     
    وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ احْذَرُواْ  فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلىَ‏ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِین‏
     
    یا در آیه ۹۹ میفرماید:
     
    مَّا عَلىَ الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ  وَ اللَّهُ یَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا تَکْتُمُون‏
     
    از آیه تبلیغ برداشت میکنند که رسول الله مطلبی را از ترس دیگران به مردم نمی گفته اند.در صورتیکه اینطور نیست.ایشان مامور میشوند که آنچه را که به ایشان وحی شده است با دفعات بیشتر بیان کنند و نگران دشمنی و عناد اهل کتاب نباشند و بر گمراهی کسی تاسف نخورند.باید رسو ل الله رسول دین جدید حتما و با شدت و در بیانات متعدد رسالات الهی را به پیروان ادیان قبلی ارائه دهند.دین جدید آمده است. پیروان ادیان قبلی حتما باید بشنوند و با آنها اتمام حجت شود.
     
    و اینکه چه چیزی را بگویند بطور خلاصه همان آیه بعدی یعنی آیه ۶۸ است:
     
    قُلْ یَأَهْلَ الْکِتَابِ لَسْتُمْ عَلىَ‏ شىَ‏ْءٍ حَتىَ‏ تُقِیمُواْ التَّوْرَئهَ وَ الْانجِیلَ وَ مَا أُنزِلَ إِلَیْکُم مِّن رَّبِّکُمْ  وَ لَیزَِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنهُْم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَ کُفْرًا  فَلَا تَأْسَ عَلىَ الْقَوْمِ الْکَافِرِین‏
     
    و موضوع چقدر ساده است!!!
     
    همان موضوع  الذین یبلغون رسالات الله و لا یخشون احدا الا الله (آیه ۳۹ سوره ۳۳ احزاب) میباشد.با تعاون بر البر و التقوی در ابتدای سوره مائده نیز هماهنگی دارد.
     
    آیات قبل و بعد آیه تبلیغ نیز گویای این مطلب هستند.عبارت "لَیزَِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنهُْم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَ کُفْرًا " در ایات ۶۴ و ۶۸ آمده است.یعنی قبل و بعد از آیه تبلیغ.
     
    بنابراین "ما انزل الیک" آشکار بوده است وشنیده شده است.آیه تبلیغ دستور برای تاکید بیشتر و ابلاغ با دفعات بیشتر است.
     
    قسیسین و رهبان که استکبار و عناد ندارند پیام رسول الله را شنیده بودند (گویی بدون شدت بیان از جانب رسول الله) و از فهمیدن آیات حق اشکشان جاری میشد:
    وَ إِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلىَ الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقّ‏ِ  یَقُولُونَ رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِین‏ (آیه ۸۳ سوره المائده)
    بنابراین "ما انزل الیک" و "ما انزل الی الرسول" پنهان نبوده است.
    والسلام
     

  3. اسکندر مرادی می‌گه:

    بسم الله

    سلام

    یکی از دلایل پنهان برای معتبر شمردن احادیث میزان مالیاتی است که باید از ثروتمندان گرفته شود.بنظر شما یک ثروتمند دوست دارد به نرخ امروز مالیات بدهد یا بمیزان تعیین شده در صد سال قبل؟ مسلما خیلی دوست دارد بنرخ آن زمان مالیات بدهد.اگر بنرخ پانصد سال قبل باشد چی؟ در پوست خودش نمی گنجد.اگر بنرخ هزار و چهار صد سال قبل باشد چکار میکند؟ بنظر من برای بانیان این فکر مقبره میسازد.حتی اگر بشود افرادی را برای تئوری سازی آن اجیر میکند.ولی قرآن احکام پویای اقتصادی دارد و جهت اصلی حرکت اقتصادی را تعیین میکند.لذا برداشت از قرآن برای آنها خوشایند نیست.برای بانیان این فکر مقبره نمی سازند که هیچ قتل عام میکنند.در نطفه خفه میکنند.تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

    والسلام

     

نظر دهيد