تفسیر زیارت عاشورا: انتقام

تفسیر زیارت عاشورا: انتقام

تفسیر زیارت عاشورا: انتقام

 

در دو فراز از زیارت عاشورا، زیارت کننده از خداوند می‌خواهد که همراهی با امام پیروزمند یا امام مهدی علیه السلام  را در خونخواهی امام حسین علیه السلام  روزی‌اش گرداند؛ یکبار در این فراز:
«فاسأل الله… أن یرزقنی طلب ثارک مع إمامٍ منصورٍ من أهل بیت محمّدٍ (صلّی الله علیه وآله)؛ پس از خدا می‌خواهم… که خونخواهی تو را به امامی پیروزمند از خاندان محمد(ص) روزیم کند.»
بار دیگر در فراز زیر:
«و اسئله… أن یرزقنی طلب ثاری [کم] مع امامٍ مهدیٍّ [هدیً] ظاهرٍ ناطقٍ بالحقّ منکم؛ و از او می‌خواهم… که خونخواهی شما را به همراه امامی از شما که مهدی [هدایتگر] آشکار و گویا به حق است، روزی من قرار دهد.»

اولین چیزی که ازاین فراز متوجه می شویم این است که امام مهدی(ع) ظهور می کنند و انتقام خون جدّشان را از دشمنان می گیرند. این موضوع در بخشهای دیگری از ادعیه و زیارات ما آمده است، مثلاً ندبه خوانها، هر جمعه می خوانند: “أین الطّالبُ بِدَمِ المَقتولُ بکربلا…”

حال در اینجا دو سؤال مطرح می شود: اولّاً در زمان ظهور همه قاتلان امام حسین مرده اند، آیا زمینه ای برای انتقام گیری هست؟ ثانیاً، در تاریخ آمده است که افرادی چون مختار، قیام کردند و قاتلان امام  حسین(ع) را به قتل رسانده اند، آیا باز هم قاتلان مجازات خواهند شد؟

در پاسخ به این سؤالات، چهار صورت را در زمان ظهور می توان در نظر گرفت:
۱٫    انتقام از نسل به جا مانده از قاتلان کربلا؛ این دلیل از روایت زیر گرفته شده است: «به حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع) عرض کردم: یابن رسول الله، چه می‌فرمایید درباره حدیثی که از امام  ادق(ع) روایت شده است که فرمود: “هرگاه قائم(ع) قیام [خروج] کند، نسل و نوادگان قاتلان حسین(ع) را به خاطر کارهای پدرانشان به قتل خواهد رساند؟ فرمود: «همین‌طور است».

عرض کردم: پس قول خدای عزّ و جلّ: «و هیچ نفسی بار دیگری را بر دوش نمی‌گیرد(۱)» معنایش چیست؟ فرمود: خداوند در تمامی اقوالش راست گفته است، ولی ذریّه کشندگان امام حسین(ع) به کرده پدرانشان راضی هستند و به آن جنایت‌ها افتخار می‌کنند، هر کس به کاری راضی باشد همچون کسی است که آن را انجام داده و چنانچه مردی در شرق کشته شود و مرد دیگری در مغرب به کشته شدنش راضی باشد، آنکه رضا داده، نزد خدای عزّ و جلّ، شریک قاتل خواهد بود. بنابراین، تنها بدین جهت حضرت قائم(ع) وقتی خروج کند آنها که از کرده پدرانشنان راضی هستند را می‌کشد(۲).»

۲٫    انتقام از جریان و خطّی که باعث شهادت امام حسین شد: بنا به نقل تاریخ همیشه بین دو خاندان بنی هاشم و ابوسفیان دشمنی بوده است. با فتح مکه با اینکه ظاهراً ابوسفیان و خانواده اش اسلام آوردند ولی هیچ وقت دست از تلاش برای نابودی اسلام برنداشتند. اوج این دشمنی در واقعه ی کربلا اتفاق افتاد.
این جریان و تقابل تا زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام نیز ادامه خواهد داشت، به طوری که امام مهدی(ع) آخرین بازمانده از خاندان ابوسفیان، یعنی سفیانی یا همان عثمان بن عنبثه را قتل خواهد رساند و از جریان و خطّ فکر آنها انتقام خون به ناحق ریخته را خواهد گرفت.

۳٫    انتقام از قاتلانی که رجعت می کنند: همانطور که می دانید، در بحث رجعت که یکی از ارکان اعتقادی شیعیان است، گفته می شود که در زمان ظهور حضرت صاحب الزمان(ع)، مؤمنان محض و کافران محض به دنیا بازمی گردند تا مؤمنان رستگاری را ببینند و مشرکان و کافران، سزای جنایات خود را.
بنابراین قاتلان امام حسین(ع) که از کافران محض بودند، بازمی گردند و نتیجه اعمال خود را می بینند(۳).

۴٫    انتقام عملی با تحقق آرمانهای شهدای کربلا: نهضت کربلا با هدف اقامه حق، مبارزه با ستم، امر به معروف و نهی از منکر و… برپا شد، با قیام امام مهدی(ع) همه ی این آرمانها محقق می شود. در واقع می توان گفت که همه ی اهداف و آرمانهای حضرت اباعبدالله جامعه عمل می پوشد و دیگر اثری از کافران و ستمگران و اهدافشان نیست. این است که به آن انتقام عملی می گویند.

بنابراین مطالبی که با هم خواندیم، ما در زیارت عاشورا، بعد از نزدیک شدن به اهل بیت(ع) و اعلام برائت از دشمنانشان و همچنین تقرّب جستن به خداوند متعال، از او درخواست می کنیم که به ما توفیق دهد تا همراه امام زمانمان، با یکی از راههایی که گفته شد، انتقام خون به ناحق ریخته شده امام حسین(ع) و یارانشان را بگیریم.

پی نوشت:
۱ـ سوره انعام(۶)، آیه ۱۶۳؛
۲ـ سیمای امام مهدی در قرآن، سیدهاشم بحرانی، ص۲۲۷ـ ۲۲۶؛
۳ـ ر.ک: بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۳۹، ح۱، برای مطالعه بیشتر در زمینه موضوع
رجعت ر.ک: ابراهیم شفیعی سروستانی، معرفت امام زمان (ع) و تکلیف منتظران،
ص ۴۸۴-۵۴۴٫
کلید واژه: انتقام، امام حسین، امام مهدی، عاشورا، ادعیه

منبع:
ماهنامه موعود شماره ۱۰۸، چگونگی انتقام شهدای کربلا، http://old.mouood.org/content/view/10293/3/
با تصرف و تلخیص

نظر دهيد