اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

ترسيمى از مراسم سه روزه در غدير خم

ترسيمى از مراسم سه روزه در غدير خم


آغاز سفر از مدينه تا غدير

در سال دهم هجرت، از طرف خداوند به پيامبر اكرم صل‏ الله‏عليه ‏و‏آله دستور داده شد تا دو مسئله اساسى اسلام را به طور مفصل و رسمى به مردم ابلاغ نمايد: حج، ولايت و خلافت دوازده امام عليهم‏السلام .

در پى اين فرمان، اعلان عمومى براى سفر حج داده شد، و جمعيتى بيش از صد و بيست هزار نفر از هر سو عازم مكه شدند. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و جمعيت همراه با احرام از ميقات به سوى مكه حركت كردند؛ و پس از ده روز در پنجم ذى الحجة وارد اين شهر شدند.

اميرالمؤمنين عليه‏السلام ـ كه از طرف پيامبر صل ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله به يمن و نجران رفته بودند ـ به همراه دوازده هزار نفر از اهل يمن با احرام وارد مكه شدند.

برنامه حج

با رسيدن ايام حج، پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله به عرفات و مشعر و منى رفتند، و اعمال حج را با تمام واجبات و مستحبات آن به مردم آموختند.

در منى پيامبر صلى‏ الله ‏عليه‏ و‏آله دو بار سخنرانى كردند، و زمينه را براى اعلام ولايت اميرالمؤمنين عليه‏السلام آماده فرمودند.

همچنين آن‏حضرت به امرخداوند، ودايع انبياء عليهم‏السلام را به اميرالمؤمنين عليه‏السلام تحويل دادند.

لقب ” اميرالمؤمنين “

پس از بازگشت به مكه، جبرئيل از طرف خداوند لَقَب «اميرالمؤمنين» را به عنوان اختصاص آن به على بن ابى‏طالب عليه‏السلام آورد؛ و به دستور پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بزرگان اصحاب خدمت اميرالمؤمنين عليه‏السلام حاضر شدند و با خطاب «السلام عليك يا اميرالمؤمنين» به آن حضرت سلام كردند؛ اگرچه اعطاى اين لقب و نظير اين برنامه قبلاً نيز انجام شده بود.

اعلان عمومى براى حضور در غدير

بلا فاصله پس از اتمام حج، «بلال» منادىِ پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از طرف آن حضرت اعلام كرد: «فردا كسى جز معلولان نبايد باقى بماند، و همه بايد حركت كنند تا در وقت معين در غدير خم حاضر شوند».

غدير خم» كه داراى آب و چند درخت كهنسال بود و قبل از جحفه در تقاطع مسيرها قرار داشت، به امر خاص الهى انتخاب گرديد. «

پس از اين اعلان، مردم با تعجب از حركت فورى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، خود را براى خروج از مكه آماده كردند. حتى عده‏اى از اهل يمن كه مسيرشان به سمت شمال نبود و نيز عده‏اى از اهل مكه آماده شدند تا همراه حضرت تا غدير بيايند.

برنامه‏هاى قبل از خطابه

صبح آن روز كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از مكه حركت كردند، جمعيتى بيش از صد و بيست هزار نفر همراه حضرت به سوى غدير خم آمدند.

با رسيدن به منطقه غدير، حضرت مسير حركت را به سمت راست جاده تغيير دادند و دستور دادند منادى ندا كند: «همه مردم متوقف شوند و آنان كه پيش رفته‏اند بازگردند و آنان كه پشت سر هستند توقف كنند، تا همه در محل از پيش تعيين شده جمع شوند». همچنين دستور دادند: «كسى زير درختان كهنسالى كه در آنجا بود نرود و آن مكان خالى بماند».

با اين دستور همه مركب‏ها از حركت ايستادند و مردم در منطقه غدير پياده شدند، و هر يك براى خود جايى پيدا كردند و خيمه‏ها را بر پا كردند و مستقر شدند. شدت گرما در اثر حرارت آفتاب و داغى زمين به حدى بود كه مردم ـ و حتى خود حضرت ـ گوشه‏اى از لباسشان را بر سر انداخته و گوشه‏اى از آن را زير پاى خود قرار داده بودند، و عده‏اى از شدت گرما عبا را به پاهايشان پيچيده بودند.

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به سلمان و ابوذر و مقداد و عمار دستور آماده سازى زير درختان كهنسال را دادند. آنان پس از كندن خارهاى زير درختان و جمع آورى سنگ‏هاى ناهموار، زير درختان را جارو زده و آب پاشى
كردند. در فاصله بين دو درخت روى شاخه‏ها پارچه‏هايى انداختند تا سايبانى از آفتاب باشد، و آن محل براى برنامه سه روزه‏اى كه حضرت در نظر داشتند كاملاً مساعد شود.

در زير سايبان، سنگ‏ها را روى هم چيدند و از رواندازهاى شتران و ساير مركب‏ها نيز كمك گرفتند و روى همه آن‏ها پارچه‏اى انداختند، و منبرى به بلندى قامت حضرت ساختند. اين منبر را طورى بر پا كردند كه نسبت به دو طرف جمعيت در وسط قرار بگيرد، و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هنگام سخنرانى مُشرِف بر مردم باشند تا صداى حضرت به همه برسد و همه آن حضرت را ببينند. البته يك يا چند نفر سخنان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را براى مردم تكرار مى‏كردند تا افرادى كه دورتر قرار داشتند مطالب را بهتر بشنوند.

كيفيت سخنرانى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله

انتظار مردم به پايان رسيد. منادىِ پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ندا داد تا مردم جلوى منبر اجتماع كنند، و با آماده شدن صف‏ها نماز را به جماعت خواندند.

بعد از آن مردم ناظر بودند كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بر فراز آن منبر ايستادند، و به اميرالمؤمنين عليه‏السلام دستور دادند بالاى منبر بيايد. آن حضرت نيز بالاى منبر رفته و يك پله پايين‏تر در طرف راست پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ايستادند.

سپس حضرت نگاهى به راست و چپ جمعيت نمودند و منتظر شدند تا مردم كاملاً جمع شده آرام گردند. پس از آماده شدنِ مردم، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سخنرانىِ تاريخى و آخرين خطابه رسمى خود را براى جهانيان آغاز كردند.

سخنرانى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در غدير با شيوه خاص آن كه دو نفر بر فراز منبر در حال قيام ديده مى‏شدند حدود يك ساعت طول كشيد. اين بيانات حضرت ـ با در نظر گرفتن ترتيب مطالب خطبه ـ در يازده بخش قابل ترسيم است:

در اولين بخش سخن، حضرت حمد و ثناى الهى به جا آورده، صفات قدرت و رحمت حق تعالى را ذكر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.

در بخش دوم تصريح فرمودند كه بايد فرمان مهمى درباره على عليه‏السلام ابلاغ كنم، و گرنه رسالت الهى را نرسانده‏ام و ترس از عذاب خدا دارم.

در سومين بخش، آن حضرت امامت دوازده امام بعد از خود را تا آخرين روز دنيا با عموميت ولايت آنان بر همه انسان‏ها، و در طول زمان‏ها و در همه مكان‏ها، و نفوذ كلماتشان در جميع امور اعلام فرمودند.

در بخش چهارم خطبه، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بازوان اميرالمؤمنين عليه‏السلام را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند كردند و در اين حال فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ». سپس كمال دين را با ولايت ائمه عليهم‏السلام اعلام فرمودند.

در بخش پنجم، حضرت صريحا فرمودند: «هر كس از ولايت ائمه عليهم‏السلام سرباز زند اعمال نيكش سقوط مى‏كند و در جهنم خواهد بود». بعد از آن شمه‏اى از فضايل اميرالمؤمنين عليه‏السلام را متذكر شدند.

در مرحله ششم، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با تلاوت آياتى از قرآن در رابطه با عذاب الهى و لعن دشمنان دين، فرمودند: «منظور از اين آيات عده‏اى از اصحاب من هستند كه مأمور به چشم پوشى از آنان هستم، ولى بدانند كه خداوند ما را بر معاندين و مخالفين و خائنين و مقصرين حجت قرار داده، و اغماض
نسبت به آنان در دنيا مانع از عذاب آخرت نيست». سپس بيزارى خود را از گمراه كنندگان امت اعلام فرمودند و اشاره‏اى هم به «اصحاب صحيفه ملعونه» و غاصبين مقام امامت نمودند.

در بخش هفتم، حضرت تكيه سخن را بر اثراتِ ولايت اهل بيت عليهم‏السلام قرار داده فرمودند: «اصحاب صراط مستقيم در سوره حمد، شيعيان اهل‏بيت هستند». سپس آياتى درباره اهل بهشت را به پيروان آل محمد عليهم‏السلام ، و آياتى درباره اهل جهنم را به دشمنان آل محمد عليهم‏السلام تفسير فرمودند.

در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقية اللّه‏ الاعظم حجة بن الحسن المهدى ارواحنا فداه فرمودند، و آينده‏اى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل اللّه‏ فرجه را به جهانيان مژده دادند.

در بخش نهم مردم را به بيعت با خود و سپس با على عليه‏السلام دعوت نمودند، و آن را از طرف خداوند و بيعت با حق تعالى دانستند.

در دهمين بخش، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره كيفيت بيان احكام الهى در آينده مسلمين فرمودند: چون بيان همه حلال‏ها و حرام‏ها توسط من امكان ندارد، با بيعتى كه درباره امامان عليهم‏السلام از شما مى‏گيرم حلال و حرام را تا روز قيامت بيان كرده‏ام، يعنى بيان ايشان بيان من است. بالاترين امر به معروف و نهى از منكر را نيز، تبليغ پيام غدير درباره اطاعت از امامان عليهم‏السلام و نهى از مخالفتشان دانستند.

در آخرين مرحله خطابه، بيعتِ لسانى انجام شد و حضرت فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بيعت با دست، از زبان‏هاى شما اقرار بگيرم». سپس مطلبى را كه خلاصه آن اطاعت از دوازده امام عليهم‏السلام و عهد و پيمان بر ثابت قدم بودن و بر رساندن پيام غدير به نسل‏هاى آينده و غايبان از غدير بود براى مردم گفتند، و مردم آن را تكرار كردند. كلمات نهايى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله دعا براى اقرار كنندگان و نفرين بر منكرين اوامرش بود، و با حمد و سپاس خداوند خطابه را به پايان رساندند.

دو اقدام عملى بر فراز منبر

در اثناى خطبه، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله دو اقدام عملى انجام دادند كه بسيار جلب توجه نمود:

اول: بلند كردن و معرفى اميرالمؤمنين عليه‏السلام

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پس از مقدمه چينى و ذكر مقام امامت و خلافت و ولايت اميرالمؤمنين عليه‏السلام ، براى آنكه تا آخر روزگار راه هر گونه شك و شبهه بسته باشد، پس از معرفى صاحب ولايت به صورت لسانى، آن حضرت را عملاً معرفى كردند. بدين ترتيب كه ابتدا فرمودند:

باطن قرآن و تفسير آن را براى شما بيان نمى‏كند مگر اين كسى كه دست او را مى‏گيرم و او را بلند مى‏كنم و بازويش را گرفته و او را بالا مى‏برم.

پس از آن، حضرت گفته خود را عملى كردند و بازوان اميرالمؤمنين عليه‏السلام را گرفتند. در اين هنگام اميرالمؤمنين عليه‏السلام دستان خود را به سمت صورت حضرت باز كردند به طورى كه دستانشان به سوى آسمان بلند شد. سپس پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اميرالمؤمنين عليه‏السلام را از جا بلند كردند تا حدى كه پاهاى آن حضرت محاذى زانوهاى پيامبر عليه‏السلام قرار گرفت. در اين حال از مردم پرسيدند: چه كسى صاحب اختيار شماست؟ گفتند خدا و رسولش؟ در اينجا فرمودند:

مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ

نَصَرَهُوَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.

هر كس كه من مولى و صاحب اختيار اويم اين على مولى و صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند.

دوم: بيعت با قلبها و زبانها

از آنجا كه بيعت گرفتن از فرد فرد آن جمعيت انبوه مشكل بود، و از طرفى امكان داشت افرادى به بهانه‏هاى مختلف از بيعت شانه خالى كنند و حضور نيابند، لذا حضرت در اواخر سخنرانى فرمودند: اى مردم، چون جمعيت شما بيش از آن است كه با دست من در زمان واحد بيعت كنيد، پس همگى قبلاً اين سخنى را كه من مى‏گويم به قصد بيعت تكرار كنيد و بگوييد:

ما فرمان تو از جانب خداوند را ـ كه درباره على بن ابى‏طالب و امامان از فرزندانش به ما رساندى ـ اطاعت مى‏كنيم و به آن راضى هستيم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر اين ادعا بيعت مى‏كنيم . . . عهد و پيمان در اين باره براى آنان از ما ـ از قلب‏ها و جان‏ها و زبان‏ها و ضماير و دستانمان ـ گرفته شد. هر كس توانست با دستش، و گرنه با زبانش بدان اقرار مى‏نمايد.

بيعت مردان

با پايان يافتن خطابه، مردم به سوى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و اميرالمؤمنين عليه‏السلام ازدحام كردند، و با ايشان به عنوان بيعت دست مى‏دادند و تبريك و تهنيت مى‏گفتند.

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله دستور دادند تا دو خيمه بر پا شود. در يكى خود جلوس فرمودند و به اميرالمؤمنين عليه‏السلام دستور دادند تا در خيمه ديگر جلوس فرمايد. مردم دسته دسته در خيمه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله حضور مى‏يافتند و پس از بيعت و تبريك به خيمه اميرالمؤمنين عليه‏السلام مى‏آمدند و به عنوان امام و خليفه بعد از پيامبرشان با حضرتش بيعت مى‏كردند و با لقب «اميرالمؤمنين» به آن حضرت سلام مى‏كردند، و اين مقام والا را تبريك و تهنيت مى‏گفتند. برنامه بيعت و تهنيت تا سه روز ادامه داشت و حضرت اين مدت را در غدير اقامت داشتند.

مسئله جالب در اين بيعت آن بود كه اولين كسانى كه در غدير با اميرالمؤمنين عليه‏السلام بيعت نمودند و خود را از ديگران جلو انداختند همان‏هايى بودند كه زودتر از همه بيعت خود را شكستند و پيمان خود را زير پا گذاشتند. آنان عبارت بودند از : ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه و زبير كه پس از رحلت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يكى پس از ديگرى رو در روى اميرالمؤمنين عليه‏السلام ايستادند.

نكته ظريف ديگر اينكه ابوبكر و عمر قبل از بيعت به صورت اعتراض گفتند: ولايت على را از جانب خود مى‏گويى يا دستور الهى است؟! پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: «از طرف خدا و رسولش است».

اين اعتراض بيجا با توجه به سبقت آنان در بيعت ـ در حالى كه ساير مردم بدون هيچ شك و شبهه‏اى بيعت مى‏كردند ـ باطن منافقانه شان را براى تاريخ روشن ساخت.

جالب‏تر اينكه عمر بعد از بيعت اين كلمات را بر زبان مى‏راند: «افتخار برايت باد، گوارايت باد، اى پسر ابى‏طالب! خوشا به حالت اى ابا الحسن، اكنون مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شده‏اى

بيعت زنان

از طرف ديگر، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله دستور دادند تا ظرف آبى آوردند، و پرده‏اى بر روى آن زدند به طورى كه زنان در آن سوى پرده با قرار دادنِ دستِ خود در آب، و قرار دادنِ اميرالمؤمنين عليه‏السلام دست خود را در سوى ديگر با آن حضرت بيعت كردند؛ وبه دين صورت بيعت زنان هم انجام گرفت.

يادآور مى‏شود كه حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا عليهاالسلام در غدير حضور داشتند، و كليه همسران پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز در آن مراسم حاضر بودند.

عمامه سحاب

در اين مراسم، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عمامه خود را كه «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمؤمنين عليه‏السلام گذاشتند و انتهاى عمامه را از پشت سر بر دوش آن حضرت قرار دادند.

شعر غدير

در مراسم پر شور غدير، حسّان بن ثابت از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اجازه خواست تا به مناسبت اين واقعه عظيم شعرى درباره اميرالمؤمنين عليه‏السلام بگويد. حضرت فرمودند: بگو به بركت خداوند.

حسّان در جاى بلندى قرار گرفت و گفت: «اى بزرگان قريش، سخن مرا به گواهى و امضاى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله گوش كنيد». سپس اشعارى را كه همانجا سروده بود خواند كه به عنوان يك سندِ تاريخى از غدير ثبت شد و به يادگار ماند.

جبرئيل در غدير

اتمام حجت ديگر اين بود كه مردى زيبا روى در كنار مردم مى‏گفت:

به خدا قسم روزى مانند اين روز هرگز نديدم. چقدر كار پسر عمويش را محكم نمود! براى او پيمانى بست كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى‏زند. واى بر كسى كه پيمان او را بشكند.

عمر نزد پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آمد و گفت: شنيدى اين مرد چه مى‏گفت؟! حضرت فرمودند: او را شناختى؟ گفت: نه. حضرت فرمودند:

او روح الامين جبرئيل بود. تو مواظب باش اين پيمان را نشكنى. اگر چنين كنى خدا و رسول و ملائكه و مؤمنان از تو بيزار خواهند بود!

معجزه غدير

امضاى الهى بر غدير، معجزه‏اى بود كه پس از اعلام ولايت توسط پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به وقوع پيوست. حارث فهرى نزد حضرت آمد و معترضانه پرسيد: آيا اين ولايت كه امروز اعلام كردى از جانب خدا بود؟ پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: آرى از جانب خدا بود.

در اينجا حارث خطاب به خداوند گفت: «خدايا! اگر آنچه محمد مى‏گويد حق و از جانب توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست»!!

همين كه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگى از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد و از دُبُرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد.

با اين معجزه، بار ديگر بر همگان مسلم شد كه «غدير» از منبع وحى سرچشمه گرفته و فرمان الهى است و منكرين آن مستحق عذاب‏اند.

پايان مراسم غدير

پس از سه روز، مراسم غدير پايان پذيرفت و آن روزها به عنوان «ايّام الولاية» در ذهن‏ها نقش بست. گروه‏ها و قبايل عرب، پس از وداع با پيامبرشان و معرفت كامل به جانشين آن حضرت راهى شهر و ديار خود شدند و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عازم مدينه گرديدند.

خبر واقعه غدير در شهرها منتشر شد و به سرعت شايع گرديد و به گوش همگان رسيد، و بدين گونه خداوند حجتش را بر مردم تمام كرد.

اتمام حجت جهانى در غدير

جا داشت بيش از صد و بيست هزار نفر حاضر در غدير، هر يك به سهم خود خطبه غدير را حفظ كنند و متن آن را در اختيار فرزندان و فاميل و دوستان خود قرار دهند.

البته فضاى ظلمانى جامعه مسلمين پس از رحلت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ـ كه گفتن و نوشتن معارف و سنن پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سال‏هاى متمادى در آن ممنوع بود ـ سبب شد كه مردم نتوانند سخنان سرنوشت سازِ پيامبرِ دلسوزشان در آن مقطع حساس را بازگو كنند و در فكر اجراى آن در عينيت جامعه باشند. پيداست

كه مطرح كردن غدير مساوى با برچيدن بساط غاصبينِ خلافت بود، و آنان هرگز اجازه چنين كارى را نمى‏دادند.

اما غدير، به صورتى در سينه‏ها جاى گرفت كه عده زيادى خطابه غدير يا قسمتى از آن را حفظ كردند و براى نسل‏هاى آينده به يادگار گذاشتند، و هيچكس را قدرتِ منع از انتشار چنين خبر مهمى نبود. لذا بين قاطبه مسلمين، هيچ حديثى به اندازه «حديث غدير» روايت كننده ندارد، و گذشته از تواترِ آن، از نظر رجال و درايت فوق العاده است.

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با توجه به آينده بلند مدت دين الهى تا آخرين روز دنيا و دامنه وسيع مسلمين در حد جهانى، جانشينان خود تا روز قيامت را در اين خطابه رسمى به جهانيان معرفى فرمودند.

اگر گروه‏هايى از مسلمين در طول زمان‏ها همچنان در مقابل جانشينان حقيقى پيامبرشان سر تعظيم فرود نياورده و نمى‏آورند، ولى جمع عظيم شيعيان در طول تاريخ فقط على بن ابى‏طالب و يازده فرزند او را جانشينان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏دانند.

اگر اجتماع آن روزِ مسلمين، خلافتِ بلافصل اميرالمؤمنين عليه‏السلام را در مرحله عمل نديدند، ولى بسيارى از نسل‏هاى بعدى مسلمانان وصى واقعى پيامبرشان را شناختند كه اين بالاترين هدف از «غدير» بود. باشد تا با ظهور حضرت ولى اللّه‏ الاعظم امام زمان عليه‏السلام ، مردم جهان عملاً طعم خلافت الهى را بچشند و بركات آن را ببينند، و متوجه شوند كه غاصبين خلافت كدامين نعمت عظمى را از مردم گرفتند.

شياطين در غدير

ابليس و رؤساى اصحاب او هنگام منصوب شدن اميرالمؤمنين عليه‏السلام در روز غدير حاضر بودند. در آن روز اصحاب ابليس به او گفتند: «اين امت مورد رحمت قرار گرفتند و از گمراهى محفوظ شدند، و ديگر نه ما و نه تو بر آنان راهى نداريم، چرا كه امام و پناه بعد از پيامبرشان را شناختند». پس از شنيدن اين سخنان ابليس با ناراحتى از آنان جدا شد.

هنگامى كه مردم بعد از رحلت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بيعت را شكستند، ابليس اصحابش را جمع كرد تا پاسخ اعتراض آنان را عملاً نشان دهد. آنان در مقابل او سجده كردند و گفتند: «اى آقاى ما! اى بزرگ ما! تو بودى كه آدم را از بهشت بيرون كردى»! يعنى تو قبلاً كار بزرگترى در مورد آدم انجام داده‏اى، و در كنار آن گمراه كردن اين امت كار آسانى بوده است!

ابليس گفت: «كدام امت بعد از پيامبرشان گمراه نشدند؟! هرگز!! شما گمان مى‏كنيد من بر اينان سلطه و راهى ندارم؟! چگونه ديديد مرا هنگامى كه كارى كردم تا امر خدا و پيامبر را درباره اطاعت على بن ابى‏طالب كنار گذاردند …»؟!

منافقين در غدير

منافقين با احساس نزديكى رحلت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و آگاهى از تصميم حضرت براى تعيين رسمى جانشين خود، دست به اقداماتى اساسى زدند و صفوف خود را براى روزهاى بعد از وفات آن حضرت آماده‏تر كردند.

صحيفه ملعونه اول

نطفه اصلى توطئه آنگاه منعقد شد كه دو نفر از رؤساى منافقين در يك تصميم اساسى با هم پيمان بستند كه: «اگر محمد از دنيا رفت يا كشته شد نگذاريم خلافت و جانشينى او در اهل بيتش مستقر شود».

سه نفر ديگر هم در اين تصميم با آنان هم پيمان شدند، و اولين معاهده را اين پنج نفر در كنار كعبه بين خود امضا كردند و آن را داخل كعبه زير خاك پنهان كردند. اين ماجرا در حجة الوداع مقارن روزهايى كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مردم را براى حضور در غدير آماده مى‏كرد، به وقوع پيوست.

در اجراى اين توطئه شوم، چهار نفر از آنان سراغ مهاجرين رفتند، و معاذ بن جبل كه يكى از اين پنج نفر بود گفت: «شما مسئله را از جهت مهاجرين حل كنيد، من درباره انصار ترتيب امور را خواهم داد»!

از آنجا كه سعد بن عباده رئيس انصار، كسى نبود كه با ابوبكر و عمر هم پيمان شود، لذا معاذ سراغ بشير بن سعيد و اسيد بن حضير كه هر يك بر نيمى از انصار ـ يعنى دو طايفه «اوس» و «خزرج» ـ نفوذ داشتند آمد و آن دو را با خود در غصب خلافت هم پيمان نمود.

توطئه قتل پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله

در حجة الوداع همان پنج نفر اصحاب صحيفه با نُه نفر ديگر نقشه قتل حضرت را در راه بازگشت از مكه به مدينه ريختند. نقشه چنين بود كه در قله كوه «هَرْشى» كمين كنند و همين كه شترِ پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سربالايى كوه را پيمود و در سرازيرى قرار گرفت سنگ‏هاى بزرگى را به طرف شتر رها كنند تا بِرَمَد و حضرت را بر زمين بزند، و آنان با استفاده از تاريكى شب حمله كنند و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را به قتل برسانند. بعد هم متوارى شوند و خود را داخل مردم نمايند تا شناخته نشوند.

خداوند تعالى پيامبرش را از اين توطئه آگاه ساخت و وعده حفظ او را داد. همين كه شتر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به قله كوه رسيد و به سمت پايين به راه افتاد، منافقين سنگ‏هاى بزرگ را از بالاى پرتگاه به طرف شترِ حضرت رها كردند.

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با يك اشاره به شتر فرمان توقف دادند، و اين در حالى بود كه حذيفه و عمار، يكى افسار شتر حضرت را در دست داشت و ديگرى از پشت سر شتر را راهنمايى مى‏كرد. با توقفِ شتر، سنگ‏ها رد شدند و حضرت سالم ماندند. منافقين با شمشيرهاى كشيده به حضرت حمله كردند، ولى حذيفه و عمار مقابله كردند و با شمشير به آنان حمله بردند و آنها را فرارى دادند.

منافقين به پشت سنگ‏ها خزيدند تا خود را به قافله ملحق كنند؛ ولى با اشاره پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نورى تابيد و براى لحظاتى فضا را روشن ساخت. حذيفه و عمار چهره‏هاى چهارده نفر را كه پشت صخره‏ها پنهان شده بودند به چشم خود ديدند. آنان عبارت بودند از : ابوبكر، عمر، عثمان، معاويه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابى‏وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبيده

جراح، ابوموسى اشعرى، ابوهريره، مغيرة بن شعبه، معاذ بن جبل، سالم مولى ابى‏حذيفه.

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مأمور بود با آنان درگير نشود، چرا كه در آن شرايط حساس فتنه‏اى بپا مى‏شد و زحمات گذشته در معرض خطر قرار مى‏گرفت، و بار ديگر منافقين به مقاصد خود دست مى‏يافتند.

صحيفه ملعونه دوم

پس از ورود به مدينه، منافقين در خانه ابوبكر جلسه مهم ديگرى تشكيل دادند. در اين مجلس سى و چهار نفر از بزرگان منافقين كه اغلب پس از رحلت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در رأس امور قرار گرفتند شركت داشتند. هر يك از اينان يا از رؤساى قبايل بودند يا گروه‏هايى از مردم را همراه خود داشتند كه از جمله آنان ابوسفيان و پسر ابوجهل و خالد بن وليد بودند.

در اين جلسه اساسنامه نقشه‏هاى آينده را تنظيم كردند و همه افراد طومارى را امضا كردند؛ و آن را به ابوعبيده جراح سپردند تا به مكه ببرد و در كنار صحيفه اول در كعبه پنهان كند.

اگر چه منافقين به تصميماتِ خود جامه عمل پوشاندند، ولى نـور غـديـر در طول پانزده قرن رقم ميلياردى شيعيان و محبين اهل بيت عليهم‏السلام را در بلنداى تاريخ و پهنه جهان رقم زده؛ و آفتابِ ولايت را همچنان در مناطق مختلف دنيا درخشنده و تابناك جلوه‏گر ساخته است.

نگرشى به اهداف خطبه غدير

براى دركِ اهداف پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از خطابه غدير، در نظر گرفتنِ شكل مخصوص سخنرانى كه به حالت قيام بود، و شرايط استثنايى گوينده و شنوندگان از نظر تقارن با حج و شدت گرما و مكان خاصى كه قبل از تقاطع جاده‏ها و متفرق شدن مردم در نظر گرفته شده بود، و اينكه مخاطبينِ غدير را جمعيتى به تعداد كل مسلمين جهان تا آخر روزگار تشكيل مى‏دادند، ضرورت دارد.

با اين مقدمه است كه مى‏توان پايه‏هاى فكرى كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در اين خطبه، به عنوان خط مشى دائمى مسلمين تعيين كردند به دست آورد. با اين نتيجه‏گيرى‏ها معلوم خواهد شد كه گمراه كنندگانِ امت و تحريف كنندگانِ دين خدا چگونه رو در روى خداى تعالى و پيامبرش ايستادند و مردم را از صراط مستقيم منحرف كردند.

محور سخن در خطابه غدير

محورِ سخن در سخنرانى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، ولايت دوازده امام عليهم‏السلام و شئون امامت ايشان است و حضرت از سه موضوع خارج نشده‏اند:

مواردى از خطبه صريحا درباره ولايت و امامت دوازده امام عليهم‏السلام است. مواردى ديگر به عنوان مقدمه چينى و تمهيد براى مسئله ولايت، و مواردى هم در بيان شئون امامت و درجه اعلاى ولايت امامان و فضايل ايشان و

برنامه‏هاى اجتماعى آنان، و نيز درباره دشمنان ايشان و رؤساى ضلالت و انحراف است.

نيمه اول خطبه مربوط به اصل مطلب يعنى اعلان رسمى ولايت ائمه عليهم‏السلام است. در نيمه دوم پس از فراغت از موضوع اصلى، به توضيح آن پرداخته‏اند. در پايان، نماز و زكات و حج و امر به معروف و نهى از منكر را ياد آور شده‏اند و ارتباط آن را با ولايت بيان فرموده‏اند.

آمارى از مطالب خطبه غدير

ذيلاً آمارى از جنبه‏هاى شاخص خطبه غدير و تعداد مواردى كه ذكر آن در خطبه آمده تقديم مى‏گردد:

الف . موضوعاتىكه در خطبه مد نظر است :

صفات خداوند تعالى : 110 مورد.

مقام پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : 10 مورد.

ولايت اميرالمؤمنين عليه‏السلام : 50 مورد.

ولايت ائمه عليهم‏السلام : 10 مورد.

فضائل اميرالمؤمنين عليه‏السلام : 20 مورد.

حضرت مهدى عليه‏السلام : 20 مورد.

شيعيان اهل‏بيت عليهم‏السلام و دشمنان ايشان : 25 مورد.

بيعت با امامان عليهم‏السلام : 10 مورد.

قرآن و تفسير آن : 12 مورد.

حلال و حرام : 20 مورد.

ب . اسماء مباركى كه در خطبه به آنها تصريح شده است :

نام اميرالمؤمنين عليه‏السلام 40 مرتبه به عنوان «على» عليه‏السلام تصريح شده است.

كلمه «ائمه» عليهم‏السلام 10 مرتبه صريحا آمده است.

نام «امام زمان عليه‏السلام » 4 مرتبه به عنوان «مهدى» عليه‏السلام آمده است.

البته اكثر خطبه، درباره اميرالمؤمنين و ائمه عليهم‏السلام است كه به صورت ضمير يا اشاره آمده است.

ج . آيات قرآنى كه در خطبهآمده است :

استشهاد به آيات قرآن در بسيارى از مواضع خطبه از نكات شاخص خطبه است. آياتى كه در خطبه غدير به عنوان شاهد يا تفسير آمده 50 مورد است، كه اهميت اين سند بزرگ اسلام را جلوه‏گر مى‏نمايد.

تفسير 25 آيه قرآن به اهل بيت عليهم‏السلام و 15 آيه به دشمنان اهل بيت عليهم‏السلام در متن خطبه نيز از نكات بسيار مهم آن است.

بيش از 10 آيه از قرآن نيز در ايام واقعه غدير نازل شده كه آيات (يا أيُّهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إلَيْكَ … ) و (اَلْيَوْم أكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُم … ) و (سَألَ سَائِلٌ بِعَذابٍ واقِـع ) سه نمونه بارز آن است.

د . نكات شاخص در خطبه غدير :

شاهد گرفتن خداوند بر تبليغ خود.

شاهد گرفتن مردم بر تبليغ خود.

تأكيد بر امامت دوازده امام عليهم‏السلام بعد از خود.

تأكيد بر عدم تغيير حلال وحرام و تبيينِ آن توسط امامان.

اشاره به منافقين و اقداماتِ گذشته و آينده آنان صريحا و تلويحا.

برگرفته از کتاب «خطابه غدیر» نوشته محمد باقر انصاری

مخاطبIcon مخاطب عمومی, پژوهشی, دانشگاهی
دریافت فایلIcon دریافت فایل
5-Tarsime maraseme ghadir.doc (اندازه: 83 Kb )
دنلود فایل
ترسیم مراسم غدیر
ترسیم مراسم غدیر 2

منبع : مناسبت ها

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

نظر دهيد