اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

امام زمان عجل الله تعالی فرجه {غیبت و حضور}

مقدمه

يكى از ويژگى‏هاى روانى آدمى اين است كه هماره در رويارويى با امر تازه و بديع، حالت دفاعى به خود مى‏گيرد و كم‏تر به پذيرش آن گردن مى‏نهد . اين امر به ويژه آن گاه تشديد مى‏شود كه پديده‏ى جديد حالت رمزگونه داشته باشد و اعتقاد به آن، زمينه ساز تحولى بنيادين در باورها، انديشه، منش و روش زندگى او شود . برعكس، در برابر موضوعى كه پيشينه داشته يا در زمان‏هاى پيش، يك يا چند بار رخ داده است، مقاومت چندانى از خود نشان نمى‏دهد و به سادگى، آن را مى‏پذيرد .

يكى از شيوه‏هاى چيره شدن بر اين وضعيت، عادى جلوه دادن آن مساله است . يعنى بايد اين نكته را به جامعه تبيين كرد كه موضوع مورد نظر، مسبوق به سابقه بوده و براى ديگران نيز رخ داده است . قرآن كريم نيز همين شيوه را به كار گرفته است . در صدر اسلام، روزه، حكمى جديد و همراه با اندكى مشقت‏بود; زيرا روزه دار مى‏بايست از بسيارى از امور مباح چشم بپوشد و از ارتكاب آن‏ها خوددارى كند . شايد برخى مسلمانان در برابر چنين حكم بى‏سابقه‏اى، واكنش نشان مى‏دادند و آن را به سختى مى‏پذيرفتند . از اين رو، قرآن كريم، ابتدا مسلمانان را از نظر روانى براى پذيرش آن آماده مى‏كند . خداوند متعال مى‏فرمايد:

يا ايها الذين امنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم . (1)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شد، همان گونه كه بر پيشينيان شما، نوشته شد .

يعنى مپنداريد كه اين تكليف، مساله‏اى بى‏سابقه و فراتر از توانايى شما است . هرگز چنين نيست; زيرا وجوب روزه، حكم متداولى است كه گذشتگان نيز موظف بوده‏اند آن را انجام دهند .

مسايلى مانند اعتقاد به حضرت مهدى (عج) و غيبت و ظهور ايشان نيز به ظاهر بديع و بى‏سابقه بوده و طول عمر ايشان با هاله‏اى از رمز و راز و شگفتى همراه است . افزون بر آن، اين باور بر همه‏ى شؤون حيات آدمى تاثيرى بنيادين بر جا مى‏گذارد . از اين رو، برخى افراد از پذيرش آن سرباز مى‏زنند و آن را انكار مى‏كنند . امامان معصوم عليهم السلام در برابر اين انديشه، كوشيده‏اند با بيان موارد مشابهى كه در تاريخ گذشته – بويژه تاريخ پيامبران الهى عليهم السلام – رخ داده است، مساله‏ى غيبت امام عصر (عج) و ديگر مفاهيم مربوط به آن را عادى جلوه دهند، تا مردم به گمان بى‏سابقه بودن، در آن به ديده‏ى شك و ترديد ننگرند . براى نمونه، به كلام نورانى حضرت مهدى (عج) به شيخ صدوق مى‏توان اشاره كرد . اصل ماجرا را از زبان شيخ صدوق مى‏شنويم:

شبى در عالم رؤيا ديدم كه در مكه‏ام و گرد خانه‏ى خدا طواف مى‏كنم . در دور هفتم نزد حجرالاسود آمدم و آن را لمس كردم و بوسيدم . در اين هنگام، دعاهايى را كه براى زمان بوسيدن حجرالاسود است، مى‏خواندم . در اين حال، مولاى خود حضرت مهدى (عج) را ديدم كه بر در خانه‏ى كعبه ايستاده‏اند . با خاطرى پريشان به حضرت نزديك شدم . حضرت با نگاهى به رخساره‏ام به فراست‏خود، راز دلم را دانست . به او سلام كردم . حضرت پس از جواب سلام، فرمود: چرا درباره‏ى غيبت، كتابى نمى‏نويسى، تا اندوه دلت را بزدايد؟ عرض كردم: يابن رسول الله! در اين باره كتاب نوشته‏ام . حضرت پاسخ دادند: منظورمان اين نيست كه همانند گذشته بنويسى . كتابى درباره‏ى موضوع غيبت‏بنگار و در آن، غيبت‏هاى پيامبران عليهما السلام را بيان كن .

چون سخن حضرت به پايان رسيد، از ديدگانم پنهان شدند . من از خواب بيدار شدم و تا طلوع فجر به دعا و گريه و مناجات پرداختم . چون صبح دميد، نگارش اين كتاب را آغاز كردم . (2)

حضرت يوسف يكى از پيامبرانى است كه حضرت مهدى در روايت‏ها به ايشان تشبيه شده‏اند . البته در اين روايت‏ها، حضرت مهدى (عج) از جهت‏هاى گوناگون به حضرت يوسف عليه السلام تشبيه شده‏اند . امام باقر عليه السلام در روايتى تنها به شباهت در غيبت اشاره كرده‏اند . (3) هم چنين ايشان در جايى ديگر، به شباهت‏هاى ديگرى اشاره فرموده‏اند . (4) حال آن كه امام صادق عليه السلام بدون اشاره به شباهت‏هاى پيشين، شباهت ديگرى بر شباهت‏هاى ياد شده مى‏افزايند . (5) اين‏ها نشان مى‏دهد كه منظور، حصر شباهت‏ها در موارد ياد شده نبوده، بلكه تنها براى نمونه به برخى از آن‏ها اشاره شده است . با توجه به اين نكته و با الهام از فرمايش حضرت مهدى (عج) به شيخ صدوق، اين نوشتار مى‏كوشد با تامل در قرآن و روايت‏ها، شباهت و همانندى‏هاى موجود ميان يوسف زهرا عليه السلام و يوسف يعقوب عليه السلام را بازگو كند، تا از اين رهگذر، فهم و پذيرش امر حضرت مهدى، آسان‏تر گردد .

1- غيبت

برجسته‏ترين همانندى ميان يوسف زهرا عليه السلام و يوسف يعقوب عليه السلام، همانندى در غيبت است . امام باقر عليه السلام به محمدبن مسلم مى‏فرمايد:

يا محمد بن مسلم ان فى القائم من اهل بيت محمد عليهم السلام شبه من خمسة من الرسل يونس بن متى و يوسف بن يعقوب و موسى و عيسى و محمد صلوات الله عليهم . . . واما شبهه من يوسف بن يعقوب عليه السلام فالغيبة من خاصته و عامته و اختفائه من اخوته . . . . (6)

اى محمد بن مسلم! قائم آل محمد (عج) با پنج تن از پيامبران شباهت دارد: يونس بن متى و يوسف بن يعقوب و موسى و عيسى و محمد صلوات الله عليهم . . . و اما شباهت او به يوسف در غيبت اوست از اقوام دور و نزديك و از برادران خود . . . .

نخستين سؤال درباره‏ى اين شباهت، آن است كه ميان غيبت امام عصر (عج) و يبت‏يوسف عليه السلام تفاوت فراوانى وجود دارد; زيرا غيبت‏يوسف عليه السلام، غيبتى است نسبى; يعنى هرچند او از كنعان، برادران و پدر و مادر خود غايب بود، ولى از ديدگان مصريان غايب نبود . او با مصريان، گفت و گو و رفت و آمد داشت، در حالى كه غيبت‏حضرت مهدى (عج) غيبتى است مطلق و آن حضرت از ديدگان همگان غايب‏اند . از اين رو، قياس آن دو با يكديگر قياس مع الفارق است . پاسخ به اين نكته، در شباهت دوم خواهد آمد .

2- حضور

برادران يوسف براى خريد آذوقه به مصر آمدند و به بارگاه يوسف وارد شدند . وى در نخستين نگاه و گفت و گو، آنان را شناخت، ولى آنان يوسف را نشناختند . آنان بى آن كه به هويت‏يوسف پى برند، با وى سخن گفتند و داد و ستد كردند .

فدخلوا عليه فعرفهم وهم له منكرون . (7)

(برادران يوسف) بر او وارد شدند . او، آنان را شناخت، ولى آنان او را نشناختند .

يوسف زهرا نيز در ميان مردم حضور دارد . در كنار آنان راه مى‏رود و بر فرش‏هاى آنان پا مى‏نهد و . . . ولى مردم، او را نمى‏شناسند . بسيارى بر اين باورند كه غيبت امام عصر (عج) به اين معنى است كه آن حضرت، در آسمان‏ها يا عوالم ديگرى زندگى مى‏كنند . بنابراين، حضرت مهدى (عج) از ديدگان همه‏ى انسان‏ها پنهان هستند و كسى، ايشان را نمى‏بيند . براساس اين باور، نكته‏اى كه پيش از اين گذشت، به ذهن مى‏رسد كه مقايسه‏ى حضرت مهدى (عج) با حضرت يوسف عليه السلام، مقايسه‏اى ناتمام است . اما حقيقت، اين است كه تصوير ياد شده، خطا و به دور از واقعيت است . او در ميان مردم رفت و آمد مى‏كند و در كوچه و بازارها قدم مى‏گذارد . مردم، آن حضرت را مى‏بينند، گرچه او را نمى‏شناسند .

سدير مى‏گويد:

سمعت اباعبدالله عليه السلام يقول: ان فى القائم شبه من يوسف عليه السلام . قلت: كانك تذكر حيرة و غيبته فقال لى: ما تنكر هذه الامة اشباه الخنازير ان اخوة يوسف كانوا سباطا اولاد انبياء تاجروا يوسف وبايعوه وهم اخوته وهو اخوهم فلم يعرفوه حتى قال لهم انا يوسف . . . فما تنكر هذه الامة ان يكون الله عزوجل يفعل بحجته ما فعل بيوسف ان يكون يسير فى اسواقهم ويطا بسطهم وهم لايعرفونه حتى ياذن الله عزوجل ان يعرفهم بنفسه كما اذن ليوسف حتى قال لهم هل علمتم ما فعلتم بيوسف واخيه اذ انتم تجهلون قالوا اءنك لانت‏يوسف قال انا يوسف وهذا اخى . (8)

امام صادق عليه السلام فرمودند:

قائم (عج) شباهتى با يوسف دارد . عرض كردم: گويا حيرت و غيبت او را مى‏فرماييد؟ حضرت فرمودند: چرا اين امت، قضيه‏ى حضرت يوسف را انكار نمى‏كنند؟ برادران يوسف با اين كه پيغمبر زاده و برادر يوسف بودند و او نيز برادرشان بود، با او تجارت و خريد و فروش كردند و او را نشناختند، تا اين كه يوسف، خودش را معرفى كرد و گفت: من يوسفم . . . با اين حال چرا آنان منكرند كه خداوند عزوجل با حجت‏خود، همان كارى را بكند كه با يوسف كرد؟ او در بازارهاى شان راه مى‏رود و بر فرش‏هاى آنان گام مى‏نهد، ولى مردم او را نمى‏شناسند، تا هنگامى كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفى كند . همان گونه كه به يوسف اجازه داد و يوسف گفت آيا دانستيد با يوسف و برادرش چه كرديد آن گاه كه جاهل بوديد؟ گفتند: آيا تو همان يوسفى؟ گفت: (آرى) من يوسفم و اين، برادر من است .

و باز امام صادق عليه السلام فرمود:

ان فى صاحب هذا الامر سنن من الانبياء عليهم السلام . . . واما سنة من يوسف فالسنة يجعل الله بينه وبين الخلق حجابا يرونه ولا يعرفونه . . . . (9)

صاحب اين امر امام مهدى (عج) با برخى از پيامبران، شباهت هايى دارد . . . اما شباهت او به يوسف، در پرده بودن او است; يعنى خداوند كارى مى‏كند كه هر چند او را مى‏بينند، ولى نمى‏شناسند

(1) – بقره، 183 .
(2) – كمال الدين، ج 1، ص 74 .
(3) – شباهت اول
(4) – شباهت چهارم
(5) – شباهت دوم
(6) – كمال الدين، ج 1، ص 443
(7) – يوسف، 58 .
(8) – كمال الدين، ج 2، ص 10 .
(9) – كمال الدين، ج 2، ص 20

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

نظر دهيد