اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

ابن سینا : عمر در امر خلافت خردمندتر از علی (علیه السلام ) بود!

ابن سینا: عمر در امر خلافت خردمندتر از علی ـ علیه السلام ـ بود!

 ابن سینا در فصلی از کتاب فلسفی شفاء در باره خلیفه و امام، میزان درک و عمق عقلانی خود را در امر سیاست و بلکه دیانت و پیروی از رسول اعظم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که بر خلافت امیر المؤمنین پس از  خود، تنصیص و تصریح فرموده بودند، نشان داده و عمر بن خطاب را در امر حکومت، اعقل و خردمند تر از امیرالمؤمنین علیه السلام  و طبعا شایسته تر برای امر خلافت دانسته است. ابن سینا چنین می نویسد:

«لازم است سنت گذار و حاکم، طاعت جانشین خود را واجب گرداند و تعیین جانشین یا از سوی حاکم باشد و یا به طریق اجماع سابقون بر کسی باشد که به طور اشکار و نزد مردم توانایی او را در امر سیاست و استواری عقل او و واجد اخلاق شریف بودنش مثل شجاعت و عفت و حسن تدبیر را اعلام و تایید کنند و نیز بر عالم بودن او به شریعت و این که کس دیگری عالم تر از او وجود ندارد، صحت بگذارند به گونه ای که عموم مردم بر تبعیت از او متففق شوند و نیز حاکم باید بر مردم حکم کند که اگر متفرق شوند و بر اساس هوای نفس با یکدیگر  در مورد خلیفه و جانشین تنازع کنند و یا بر فردی غیر شایسته اجماع نمایند، قطعا به خدا کفر ورزیده اند. البته تعیین جانشین بر اساس نص (از سوی حاکم) به صواب نزدیکتر است چرا که منجر به تفرقه و اختلاف نخواهد شد.  سپس بر حاکم لازم است اعلام نماید که هر کس به دلیل قدرت مالی و یا غیر مالی بی جهت ادعای خلافت کند، بر همه مردم واجب است که با او جنگیده و وی را نابود کنند. اگر مردم بر این امر قادر باشند اما انجام ندهند بدون شک خدا را معصیت کرده و به او کفر ورزیده اند و ریختن خون هر کس که در این موضوع ـ با فرض تمکن ـ اقدام نکند، مباح است … و واجب است حاکم اعلام نماید که بعد از ایمان به پیامبر اعظم هیچ عملی نزد خداوند محبوبتر از نابودی این فرد مدعی دروغین خلافت نیست. حال اگر این فرد مدعی خلافت ادعا می کرد که متولی خلافت، شایسته این منصب نیست و این که مبتلا به نقصی است که این نقص در او نیست، پس سزاوار این است که مردم با او همراه شوند و آنچه در این میان بیش از هر چیز قابل اتکا و معیار شایستگی است، قدرت عقلی و توانایی در سیاست ورزی است. اگر کسی در این دو ویژگی سرآمد و در باقی ویژگی ها متوسط ـ و البته نه فاقد و بیگانه ـ بود، بر اعلم از این دو ( مدعی خلافت) لازم است که با دیگری که اعقل و خردمندتر است، همکاری و معاضدت کند و بر اعقل نیز لازم است که  از کمک اعلم  بهره ببرد و عند اللزوم به او (برای مشورت و اخذ کمک) مراجعه نماید، همان گونه که  عمر و علی چنین می کردند. [یعنی عمر اعقل بود که به خلافت رسید و علی اعلم بود که به عمر مشورت می داد!]  

                                                                                                   (کتاب شفاء، ص 452)

بله آنان که از کانون وحی و دریای بیکران معارف برهانی قران و اهل بیت علیهم السلام فاصله گرفته و سراغ فیلسوفان یونانی و تابعان آنها رفته اند، کسانی را معلم و مقتدای فکری و معرفتی خود گرفته اند که این گونه در فهم بدیهی ترین حقایق دینی و تاریخی  که عبارت است از شایستگی امیر المؤمنین علیه السلام برای امر خلافت به دلیل تنصیص رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن هم به دستور صریح خداوند ( یا ایها النبی بلغ ما انزل الیک ….) و نیز عقل کل بودن آن امام الموحدین در مانده اند و عمر بن خطاب را از حضرتش اعقل و شایسته خلافت می دانند و علی علیه السلام را شایسته مشاوره دادن و همکاری با عمر!

چه خوب گفته شده است:

هر که گریزد ز خراجات شاه

خارکش غول بیابان شود!

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

8 نظر

  1. ناشناس می‌گه:

    از ابن سینا نا امید شدم حیف ما که به همچین آدمایی افتخار میکردیم

  2. ممهد می‌گه:

      سلام ابو علی سینا ازدواج نکرد این حرفها را میزند یعنی تا آدم ازدواج نکنه نمیفهمه عقل یعنی چی.

  3. فاطمه می‌گه:

    من ابن سيناروعاقل ميدونستم.نظرم عوض شد.كسي كه خلاف قران حرف بزنه عاقل نيست.

  4. ناشناس می‌گه:

    من از اولشم با این ملعون مخالف بودو به هر کسی هم میگفتم حرفمو قبول نمیکرد . ابن سینا به ظاهر شیعه ست در باطن هر جا که منفعت داشت به اون دین در میومد

  5. انیشتن می‌گه:

    دمش گرم .ادم باهوش همیشه باهوشه و حتی در تعصبات دینی هم منطق و عقل رو ارجه تر میدونه.

  6. علیرضا می‌گه:

    با سلام

    با تمام احترامی که به شما قائلم باید بگم که کاملآ اشتباه میکنید 

    تمام علمای بزرگ به طور قطع ابن سینا را شیعه ی دوازده امامی میدانند 

    پدر و برادر شیخ الرئیس به گفته ی خودش اسماعیلیه بودند و خود شیفته ی شیعه درازده امامی شده است

    خواهشآ این مطلب نادرست رو برداری

  7. آریوبرزن می‌گه:

    به نکته بسیار ظریف ومشهور باید دقت کرد و آن این است که در آن زمان به علت فشارهای سیاسی ومذهبی و… برخی مواقع دانشمندان و عالمان را مجبور به این گونه اقدامات می کردند و برای خود شخصیت سازی می کردند مثلا برخی شعرای ما که عموم فکر می کنند که اهل سنت باشند در برخی اشعار خود چنان ظریف و عمیق نظر خود را بیان کردند که به شیعه بودنشان نمی شود شک کرد و به اینکه این شعر حتما از ایشان بوده به علت آنکه برای اهل فن کاملا مشخص می گردد وبه گونه ای ماهرانه و عمیق گفته شده که افراد جاهل و متعصب آن زمان آن اشعار یا مطالب را درک نکنند . البته این نظر شخصی من است و قصد دفاع ندارم خدا عالم است . ولی مذهب شیعه و عمق علمل آن به قدری بالاست که کسی که خود را شیعه ندانند حتما از کمال عقل به دور است .

  8. حجت الاسلام صادق نجفی می‌گه:

    برخی از اشعار شعرا در مدح خلفا:1-سعدی:نخستین ابوبکر پیر مرید/عمر پنجه بر پیچ دیو مرید/خردمند عثمان شب زنده دار/چهارم علی شاه دلدل سوار 2-فردوسی:که خورشید بعد از رسولان مه/نتابید برکس ز بوبکر به/عمر کرد اسلام را آشکار/بیاراست گیتی چو باغ بهار……….من خودم شیعه اثنی عشری هستم اما میخوام بگم تمام این شعرا سنی و متعصب بوده اند و تقیه هم انجام نمی دادند .کلا تا سال907 ه.ق ما هیچ شاعر یا عارف شیعه نداشته ایم(به استثنای محدثینی همچون شیوخ کلینی و طوسی و….) برای اطلاع بیشتر به کتاب گلستان سعدی

نظر دهيد